کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۵۸۸۱۷
تاریخ خبر:
وقتی کاشت نهال جای ریشه‌یابی بحران را می‌گیرد

خشکیدگی خاموش در جنگل‌های تهران

خشکیدگی خاموش در جنگل‌های تهران

آنچه از پارک‌های جنگلی و فضاهای سبز ‌برای ما باقی مانده‌، از لویزان و شیان گرفته تا سرخه‌حصار، چیتگر، پردیسان، تپه‌های عباس‌آباد ‌همه ‌ثروت عمومی و گنجینه ‌تهران هستند

هفت صبح، مسعود امیرزاده| فضای سبز تهران، برای شهری که شهروندانش با شرایط بسیار سخت زیست‌محیطی زندگی می‌کنند، اهمیتی مضاعف دارد. وجود درخت و فضای سبز می‌تواند تا حدی شرایط محیطی شهر را تعدیل کند و در کنار آن، در وضعیت روحی و آرامش روانی شهروندان نیز نقش داشته باشد. اما متاسفانه امروز جنگل‌های شهری تهران در معرض از دست رفتن قرار گرفته‌اند. یکی از مسائل مهمی که در وضعیت امروز فضای سبز تهران باید به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرد، این است که چگونه در فاصله‌ای نسبتاً کوتاه، بخش‌های مختلفی از جنگل‌های شهری تهران، از چیتگر گرفته تا لویزان، سرخه‌حصار و سوهانک، با پدیده گسترده خشکیدگی درختان مواجه شده‌اند.

 

طبیعی است که نمی‌توان برای چنین پدیده‌ای تنها یک علت در نظر گرفت. بسیاری از همان عواملی که در وضعیت کلی فضای سبز تهران موثرند، در اینجا نیز می‌توانند نقش داشته باشند؛ از تغییرات اقلیمی و افزایش دما و کاهش بارش گرفته تا وضعیت آب، پایین رفتن سطح ایستایی، آلودگی و تغییرات محیطی ناشی از توسعه شهری. در کنار این عوامل، برخی کارشناسان این احتمال را نیز مطرح کرده‌اند که کاشت گسترده گونه‌های سوزنی‌برگ، به‌ویژه کاشت یک گونه در سطح وسیع و در کنار یکدیگر، ممکن است خود نوعی آسیب‌پذیری ایجاد کرده باشد. 

 

این درختان امروز بخشی از گنجینه شهری تهران هستند و نمی‌توان به صرف اینکه ممکن است در گذشته تصمیم بهتری امکان‌پذیر بوده باشد، به‌سادگی از کنار نابودی آنها گذشت. مسئله اصلی اکنون باید حفظ آنها و در کنار آن، فهمیدن علت واقعی این خشکیدگی باشد. به نظر می‌رسد ریشه‌یابی این پدیده تاکنون به اندازه اهمیت آن جدی گرفته نشده است. 

 

مسئله آبیاری و مسئولیت مدیریت شهری

بخش دیگری از این مسئله، به وضعیت آبیاری این فضاهای سبز مربوط می‌شود. آن‌طور که شواهد و گزارش‌های مختلف نشان می‌دهد، در دوره‌های مختلف کوتاهی‌های قابل توجهی در تأمین و استمرار آبیاری این درختان انجام شده است. مواردی وجود داشته که بخش‌هایی از این فضاهای سبز برای ماه‌ها با کمبود یا قطع آب مواجه بوده‌اند.

 

در توضیح این وضعیت نیز معمولا به دلایلی مانند قطع سهمیه آب از سوی وزارت نیرو یا آب منطقه‌ای، قطع سهم آب خام، خشک شدن چاه‌ها یا بروز مشکلات فنی در تأسیسات آبرسانی اشاره شده است. طبیعی است که بخشی از این مسائل ممکن است خارج از اختیار مستقیم مدیریت فضای سبز باشد؛ اما مسئله اصلی اینجاست که آیا در چنین شرایطی، برای حفظ این گنجینه‌های شهری، تمهیدات جایگزین و اقدامات ضروری به‌موقع انجام شده است یا خیر.

 

مجموعه این عوامل، در کنار بی‌اهمیتی، تسامح و سهل‌انگاری‌هایی که در برخی دوره‌ها در مدیریت فضای سبز شهری وجود داشته، می‌تواند موجب شده باشد که بسیاری از درختان وارد دوره‌های ضعف و تنش شوند و در نتیجه، آسیب‌پذیری آنها در برابر بیماری‌ها و آفات افزایش پیدا کند. درختی که برای مدت طولانی با کمبود آب مواجه شده، دیگر همان درخت سالم و مقاوم گذشته نیست و ممکن است یک عامل ثانویه، آن را به‌سرعت از پا درآورد.

 

کاشت درخت به جای حفظ درختان موجود

نکته دیگری که در این میان وجود دارد، نوع مواجهه مدیریت شهری با این وضعیت است. شهرداری یا مدیریت فضای سبز شهر تهران، هرگاه با مسئله از دست رفتن درختان و ناتوانی یا نقصان خود در نگهداری از این گنجینه سبز مواجه می‌شود، معمولا از کاشت درختان جدید به‌عنوان راه‌حل و جبران خسارت سخن می‌گوید. در حالی که این دو موضوع را نمی‌توان به سادگی جایگزین یکدیگر کرد.

 

آنچه در درجه اول اهمیت دارد، حفظ درختانی است که امروز وجود دارند. درختی که ده‌ها سال رشد کرده و به بخشی از سیمای شهر و حتی هویت و میراث طبیعی آن تبدیل شده است، با کاشت یک نهال جدید جایگزین نمی‌شود. کاشت درخت، امری مربوط به آینده است و رسیدن یک نهال به جایگاه و کارکرد یک درخت کهنسال، سال‌ها زمان می‌برد و در تمام این مدت نیز به مراقبت و آبیاری مستمر نیاز دارد.

 

اگر شهرداری امکان و توان لازم برای کاشت درختان جدید و تأمین آب و نگهداری آنها را دارد، چرا همین توان و هزینه را برای حفظ درختانی که اکنون وجود دارند و به یک سرمایه طبیعی، هویتی و میراثی برای شهر تبدیل شده‌اند، به کار نمی‌گیرد؟ به همین دلیل، به نظر می‌رسد تأکید مداوم بر کاشت درخت در چنین شرایطی، گاهی می‌تواند به نوعی فرار از مسئولیت و پاک کردن صورت مسئله تبدیل شود؛ یعنی به جای اینکه مسئله اصلی، یعنی علت خشک شدن و از بین رفتن درختان موجود و مسئولیت مدیریت شهری در قبال آنها، مورد بررسی قرار گیرد، با یک اقدام ساده‌تر و قابل نمایش، مانند کاشت نهال، تلاش شود صورت مسئله تغییر کند.

 

البته در چنین اقداماتی، مانند هر پروژه دیگری، منافع پیمانکاران و سازوکارهای اقتصادی نیز می‌تواند مطرح باشد و در صورت نبود شفافیت، حتی زمینه‌هایی برای شکل‌گیری منافع ناسالم و فساد ایجاد کند. اما حتی فارغ از این مسائل، اصل موضوع همچنان پابرجاست: کاشت درخت جدید، جایگزین حفظ درخت موجود نیست.

 

مسئولیت در برابر گنجینه سبز تهران

آنچه از پارک‌های جنگلی و فضاهای سبز تهران برای ما باقی مانده است، از لویزان و شیان گرفته تا سرخه‌حصار، چیتگر، پردیسان، تپه‌های عباس‌آباد و ادامه فضای سبز کمربند تهران، همه به نوعی ثروت عمومی و گنجینه شهر تهران هستند.  نابود شدن تدریجی این گنجینه‌ها در پیش چشم شهروندان، آن هم در شرایطی که مردم تهران گرفتار مشکلات عمیق و متعدد اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی هستند، ممکن است باعث شود سطح حساسیت افکار عمومی نسبت به این مسئله آن‌چنان که باید بالا نباشد. اما به نظر می‌رسد همین‌جا است که نقش کنشگران مدنی و فعالان اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

 

رسانه‌ها، فعالان مدنی و اجتماعی، فعالان سیاسی و حتی مدیران میانی شهرداری تهران، که ممکن است در برخی موارد سطح وابستگی‌شان به موقعیت اداری کمتر و حساسیت و وجدان عمومی‌شان بیشتر باشد، می‌توانند نسبت به این روند واکنش نشان دهند و اجازه ندهند از کنار این مسئله به سادگی عبور شود.

 

کدخبر: ۶۰۱۵۸۸۱۷
تاریخ خبر:
ارسال نظر