تنفس هم جواب نداد؛ جنگلهای ایران لاغرتر شدند
گزارش فائو نشان میدهد بایوماس بالای سطح زمین جنگلهای ایران از 138/44 تن در هکتار در پنج سال گذشته به 137/6 تن در هکتار کاهش یافته است
گروه محیطزیست| تنفس هم نتوانست حال جنگلهای ایران را بهبود ببخشد و متأسفانه بر اساس جدیدترین گزارش سازمان خواروبار کشاورزی (فائو)، طی یک بازه پنجساله، میزان بایوماس (ماده زنده جنگلی) جنگلهای ایران حدود ۰.۵۶ درصد کاهشیافته است. این کاهش نشان میدهد که متأسفانه باوجود قوانین سختگیرانه برای توقف برداشت از جنگل، حال این اکوسیستم خوب نیست و جنگلهای ایران لاغرتر شدهاند.
مسئولان منابع طبیعی این حال ناخوش را به عدم ارزیابی محیط زیستی مناسب پروژههای عمرانی داخل جنگل، وقوع حریق، تشدید قاچاق ناشی از نبود طرحهای مدیریتی مدون و... میدانند. البته آنها وعده میدهند که با بازگشت برنامههای مدیریتی، در آمارهای دوره بعدی، شاخص بایوماس جنگلهای کشور بهبود پیدا کند. فائو جدیدترین گزارش خود را درباره ارزیابی منابع جنگلی جهان در سال ۲۰۲۵ منتشر کرده است.
در این گزارش، وضعیت منابع جنگلی ایران هم بررسی شده است؛ اما متأسفانه بایوماس بالای سطح زمین جنگلهای ایران در سال ۲۰۱۵ که ۱۳۸.۴۴ تن در هکتار بود در سال ۲۰۲۵ به ۱۳۷.۶ تن در هکتار کاهشیافته است. بر پایه این گزارش، میزان کاهش بایوماس جنگلهای ایران در یک بازه پنجساله و بین ۲۰۱۵ و ۲۰۲۰ رخداده است. بهاینترتیب درحالیکه طرح تنفس جنگلهای ایران در جریان بوده، استراحت جنگل بهجای آنکه حال این اکوسیستم را بهبود بخشد، میزان موجودی ماده زنده آن را هم کاهش داده و به عبارتی جنگلهای ایران را لاغرتر کرده است.
بایوماس جنگل یعنی مقدار ماده آلی موجود در پوشش گیاهی جنگل و به زبان ساده، بایوماس نشان میدهد که جنگل در مجموع چقدر ماده زنده گیاهی در خودش جایداده است. اما چرا میزان ماده زنده گیاهی در جنگلهای ایران کاهشیافته و آیا این اندازهگیریها در سطح کل جنگلهای ایران انجام شده یا صرفاً مربوط به شمال است؟
تغییر برخی کمیتها در جنگل
کامران پورمقدم معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در گفتوگو با هفت صبح توضیح میدهد که این مطالعات بر اساس شاخصهای فائو و برای کل جنگلهای ایران انجام شده و کاهش بایوماس طی پنج سال اخیر، نشان میدهد برخی کمیتها در جنگلهای ایران از نظر سطح و تعداد درختان تغییر یافته است.
به گفته او، اگرچه کارشناسان این سازمان تلاش کردهاند که با عملیات احیایی و جنگلکاری، در مناطقی که به هر دلیل از نظر درختان آسیب دیده و سطح جنگل کاهش یافته، بازسازی شوند؛ اما این جنگلکاریها در یک بازه پنج ساله نمیتواند جنگل را به میزان بایوماس قبلی برساند.
معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی توضیح میدهد که اگرچه مسئولان این سازمان تلاش کردهاند از نظر کمی سطح جنگل را ثابت نگه دارند اما وقتی درختان قطور به دلایل مختلف از جمله قطع غیرمجاز و قاچاق، آتشسوزی یا اجرای پروژههای عمرانی از بین میروند، این درختان که حجم بالایی از بایوماس جنگل را تشکیل میدهند، شاخصها را تغییر خواهند داد.
به گفته او، درختان سرپا یا درختان شکسته و افتاده کف جنگل، لاشبرگ یا هر چیزی که در این اکوسیستم وجود دارد، اجزای مختلف تشکیل دهنده بایوماس جنگل هستند و متاسفانه ارزیابیها نشان میدهد که این شاخص در یک بازه زمانی پنجساله کاهش یافته است. از آنجایی که جنگلکاریهای انجام شده هم خیلی جوان هستند، موجودی چوب یا بایوماس کمی ایجاد میکنند که در آمارها قید نمیشود؛ در حالی که درختان قطور به دلیل احداث سد، بزرگراه و ایجاد خطوط انرژی قطع شده و سطوحی از جنگل، از بین رفته است.
اهمیت سختگیری در ارزیابی زیست محیطی
در شرایطی که جنگلها نحیفتر شدهاند، از نگاه پورمقدم نقش ارزیابی زیست محیطی در اجرای پروژههای عمرانی در اکوسیستمهای جنگلی بسیار پررنگتر میشود. این مقام مسئول معتقد است که حتما باید از این پس، با حساسیت بیشتری اجرای پروژههای عمرانی در اکوسیستمهای جنگلی، مورد ارزیابی قرار گیرند.
معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی تاکید میکند که جنگلهای زاگرس به شدت شکننده هستند و جنگلهای باستانی هیرکانی هم سطح بسیار محدودی دارند و اگر قرار باشد به هر ترتیبی پروژههای مختلف با ارزیابی زیست محیطی سهلگیرانه، بدون توجه به اثرات محیط زیستی و شاخصهای تاثیرگذاری که این جنگلها دارند، مورد تایید قرار بگیرد؛ کشور بخشی از اکوسیستمهای ارزشمند جنگلی خود را از دست میدهد.
او تاکید میکند که پروژههای اجرایی در داخل جنگل نباید خیلی راحت ارزیابی زیست محیطی دریافت کنند و ارزیابی درباره این پروژهها باید دقیقتر، سختگیرانهتر و حتی واقعگرایانهتر از گذشته باشد.
افزایش آسیبپذیری جنگل با حذف مدیریت
مدافعان تنفس میگفتند که با اجرای این طرح، دست کم از برداشت سالانه 500 هزار متر مکعب چوب جلوگیری میشود. در حالی که دادههای میدانی حاکی از آن بود که نه تنها شدت قاچاق در شمال کشور افزایش یافته بلکه جنگلهای غرب هم بینصیب نماندهاند و موجودیشان به کارخانجات چوب شمال منتقل میشود.
معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی درباره تاثیر تنفس بر کاهش بایوماس جنگلهای غرب اظهارنظر نمیکند زیرا آمارهای اصلی در اختیار یگان حفاظت منابعطبیعی است، اما بر این باور است که باید حتما برای این موضوع مطالعه جداگانهای انجام شود. البته پورمقدم تاکید میکند که تنفس زمینه افزایش قاچاق چوب را فراهم کرده است.
به گفته او، در جریان تنفس آنچه اتفاق افتاد، تعطیلی طرح مدیریت جنگل بود. اگرچه معاون امور جنگل مایل نیست وارد بحث برداشت یا عدم برداشت چوب در جریان اجرای طرحهای مدیریتی جنگل شود زیرا این مبحث موضوعی مفصل است اما او بر این باور است که نبود طرح در جنگلها، به دلایل مختلف، آسیبپذیری این اکوسیستم در کشور را افزایش داده است. زیرا فقط با بهکارگیری جنگلبان، قرقبان و محافظت فیزیکی از جنگلها، نمیتوان ضریب حفاظتی مناسب ایجاد کرد و نتایج مد نظر در حفاظت از جنگلها را به دست آورد. بنابراین لازم است که حتما جنگل تحت یک برنامه مدون، مدیریت شود.
معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی تاکید میکند که بدون تردید اگر بخواهیم به تمام ابعاد و اهداف حفاظتی جنگلها برسیم، باید طرح مدیریتی داشته باشیم. به همین دلیل، اکنون سازمان منابع طبیعی اصرار دارد که طرحهای جنگلداری نوین را در قالب ماده 36 برنامه هفتم اجرایی کند و به سرعت تمام جنگلهای ایران را تحت پوشش طرح قرار دهد تا با توجه به ظرفیتهای داخل حوضههای آبخیز، جنگلهای شمال در قالب طرح جنگلداری نوین و جنگلهای زاگرس هم با طرح جنگلداری اجتماعی مدیریت شوند.
این طرحها با رویکرد مدیریت پایدار جنگل تدوین شدهاند و اگر در این دوره اجرایی شوند، قطعا همه ابعاد احیایی، حفاظتی، توسعه جنگل و حتی مسائل تنوع زیستی که در این طرحها گنجانده شده، میتواند به بهبود وضعیت این اکوسیستم کمک کند.
او این نوید را میدهد که اگر طرحهای تدوین شده در سازمان منابع طبیعی اجرایی شوند، مسلما در ارزیابی منابع جنگلی 2030 که پنج سال دیگر اتفاق میافتد، شرایط جنگلهای ایران از نظر بایوماس و سایر موارد دیگر بهبود خواهد یافت.