کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۶۴۷۲
تاریخ خبر:
کمبود نیروی عملیاتی، استقرار تک‌نفره در برخی پاسگاه‌ها و...

صدای محیط‌بان را باید از میدان شنید

صدای محیط‌بان را باید از میدان شنید

درگذشت دو محیط‌بان در چهارمحال و بختیاری؛ مهدی دهیری هنگام پایش و کنترل منطقه بر اثر سقوط از ارتفاع و شهرام مشرف هنگام بازگشت پس از پایان شیفت کاری

هفت صبح، ایرج حشمتی| در روزهای گذشته، در فاصله کمتر از ۲۴ ساعت، دو محیط‌بان در چهارمحال و بختیاری جان باختند؛ مهدی دهیری هنگام پایش و کنترل منطقه بر اثر سقوط از ارتفاع و شهرام مشرف هنگام بازگشت پس از پایان شیفت کاری. دو حادثه با شرایط متفاوت که باید جداگانه بررسی شوند، اما هم‌زمانی آنها بار دیگر شرایط کار محیط‌بانان را پیش چشم می‌آورد؛ از نیروی انسانی و نحوه استقرار تا آموزش، تجهیزات، ارتباطات و حمایت از خانواده. حیدر حیدری، محیط‌بان باسابقه لرستان، دچار عارضه مغزی شد و خانواده‌اش با اهدای اعضای او موافقت کردند.

 

این حادثه در محل مأموریت رخ نداده بود، اما تصمیم خانواده، پایان زندگی او را به آغاز زندگی برای دیگران پیوند زد؛ گویی حیدر، پس از سال‌ها پاسداری از طبیعت، آخرین خدمت خود را نیز در نجات جان انسان‌ها به جا گذاشت. علی جمشیدیان، محیط‌بان جوان موته، در جریان مأموریت هدف گلوله قرار گرفت و یک چشم خود را از دست داد. او فرزند مرتضی جمشیدیان، محیط‌بان کارکشته اصفهان با نزدیک به چهار دهه سابقه خدمت، است؛ نمونه‌ای از پیوند دو نسل محیط‌بانی و انتقال تجربه‌ای که بخش مهم آن در میدان شکل می‌گیرد. در حمله به سرمحیط‌بانی حاجی‌آباد هرمزگان نیز دو فرزند و عروس محیط‌بان جواد حسن‌زاده جان باختند. خانواده محیط‌بان شهید هدایت‌الله دیده‌بان نیز همچنان پیگیر مسائل قضایی خود هستند. مسئولیت سازمان در قبال محیط‌بان و خانواده او با پیام تسلیت و مراسم پایان نمی‌یابد.

 

کمبود نیروی عملیاتی، استقرار تک‌نفره در برخی پاسگاه‌ها، دشواری دسترسی، تجهیزات و خودروهای نامتناسب با شرایط برخی مناطق و ضعف ارتباطات، از مسائل شناخته‌شده محیط‌بانی است. آموزش بدو خدمت نیز به‌تنهایی برای همه موقعیت‌های میدان کافی نیست. محیط‌بان باید پس از آموزش اولیه، در کنار نیروهای باتجربه کار کند و پیش از مأموریت مستقل، آمادگی عملی او سنجیده شود.

 

بخش مهمی از محیط‌بانان ورزیده کشور نیز در طول خدمت و در مواجهه با شرایط واقعی میدان حرفه‌ای شده‌اند. شناخت مسیرها، منابع آب، رفتار حیات‌وحش، شرایط جوی، نقاط خطر و شیوه تعامل با جوامع محلی، دانشی است که در سال‌ها حضور در منطقه شکل می‌گیرد. مسئله اینجاست که این تجربه هنوز به اندازه کافی در ساختار رسمی سازمان ثبت و منتقل نشده است.

 

اشترانکوه نمونه‌ای از ارزش همین تجربه است. در نیمه دوم آذر ۱۳۷۹، حبیب قائدرحمتی، عبدالرضا رضائی و بختیار قائدرحمت هنگام سرشماری حیات‌وحش گرفتار مه، برف و کولاک شدند و حدود ۷۲ ساعت در شرایط دشوار ماندند. حبیب قائدرحمتی با سرنیزه گودالی در برف ایجاد کرد و با بیدار نگه‌داشتن همراهان، مانع یخ‌زدگی آنها شد. چنین مهارتی صرفا از کلاس به دست نمی‌آید.

 

در سال ۱۳۸۵ نیز عباسقلی جلالی اردستان در پناهگاه حیات‌وحش خارو، پس از ازکار افتادن خودروی سازمانی، همراه دو نیروی کم‌تجربه در گرمای شدید حدود پنج شبانه‌روز و نزدیک به ۱۵۰ کیلومتر پیاده حرکت کردند تا به مسیر یک معدن رسیدند. اینها تجربه‌هایی است که اگر در آموزش و انتقال دانش سازمانی ثبت نشود، با خروج هر نسل از نیروهای باتجربه، بخشی از سرمایه حرفه‌ای سازمان نیز از دست می‌رود.

 

امروز بخشی از فناوری‌های جدید، از تصاویر ماهواره‌ای و GIS تا پهپاد و ابزارهای نوین پایش و ارتباطات، وارد حفاظت شده و سازمان نیز در مسیر توسعه آنهاست؛ اما هنوز با یک سامانه کامل و یکپارچه فاصله داریم. فناوری باید حافظه میدانی محیط‌بان را تقویت کند، نه جای آن را بگیرد. بازنشستگی محیط‌بان نباید به معنای بازنشستگی تجربه او از سازمان باشد.

 

سال‌ها پیش، در کارگروه فرعی کمیسیون زیربنایی دولت، موضوع خرید خودروهای کمک‌دار خارجی برای محیط‌بانان مطرح بود و اعضای کارگروه قانع نشده بودند. در همان جلسه با رئیس پارک ملی قمیشلو تماس گرفتم تا شرایط واقعی کار و محدودیت خودروهای داخلی را توضیح دهد. توضیح مستقیم بهره‌بردار میدانی، بحث را به نتیجه رساند و مجوز لازم اخذ شد. گاهی تصمیم‌گیرنده باید مسئله را از زبان کسی بشنود که هر روز با آن زندگی می‌کند.

 

جلسات مستقیم رئیس سازمان با محیط‌بانان استان‌ها، بدون حضور فرمانده یگان حفاظت، فرصت مناسبی برای همین شنیدن بی‌واسطه است. ارزش این جلسات به خروجی آنهاست؛ اینکه اثرشان در نیروی انسانی، آموزش، تجهیزات و شرایط خدمت دیده شود. حفاظت مشارکتی از راهکارهای جدید سازمان برای تقویت حفاظت است، اما نباید به پوششی برای کمبودهای ساختاری یگان حفاظت تبدیل شود.

 

مشارکت مردم و جوامع محلی می‌تواند حفاظت را تکمیل کند، نه اینکه جای نیروی متخصص، حضور میدانی، آموزش و تجهیزات را بگیرد. یگان حفاظت همچنین به یک سازوکار دائمی برای تحلیل حوادث و شبه‌حوادث نیاز دارد. هر حادثه باید به تجربه‌ای برای اصلاح آموزش، تجهیزات و شیوه مأموریت تبدیل شود؛ در غیر این صورت، مدیریت ریسک همچنان بعد از وقوع حادثه فعال خواهد شد، نه پیش از آن.

 

محیط‌بان را نباید فقط در مراسم، گزارش‌ها و بازدیدهای رسمی دید. باید تجربه او را از میدان شنید و به سرمایه سازمانی تبدیل کرد. ستاد سازمان می‌تواند سیاست و چارچوب این کار را تعیین کند و واحدهای استانی، متناسب با ویژگی‌های هر منطقه، تجربه محیط‌بانان را جمع‌آوری و مستند سازند. این دانش می‌تواند در منابع آموزشی و کتاب‌های دیجیتال در اختیار نسل‌های بعد قرار گیرد؛ تا تجربه‌ای که طی سال‌ها در میدان شکل گرفته، با پایان خدمت افراد از سازمان خارج نشود و در خدمت ایمنی محیط‌بان و حفاظت پایدار از زیستگاه‌ها باقی بماند.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۶۴۷۲
تاریخ خبر:
ارسال نظر