
هفت صبح| علی خضریان، نماینده تهران اولویت بودجه سال ۱۴۰۶ را امنیت مدیران دانست و پیشنهاد کرد که تونلهای حکمرانی در دل کوه و زیر زمین در استانهای کشور ساخته شود تا در زمان تجاوز دشمن بتوانیم مدیران و مسئولان کشور را از ترور ایمن نگه داریم.
فعلاً از این موضوع بگذریم در شرایطی که انواع بحرانهای اقتصادی صدر تا ذیل کشور را درگیر خودش کرده است، امکان اجراییشدن این پیشنهاد از نظر فنی، اجرایی یا هزینهای امکانپذیر هست یا خیر. اما درباره پیشنهاد شهرهای حکمرانی، چند نکته اساسی وجود دارد که در ادامه به آنها میپردازیم.
یکم؛ با طرح این پیشنهاد، خواهناخواه این پرسش در ذهن شکل میگیرد که امنیت مدیران مقدم بر امنیت شهروندان است. میدانیم که بودجه کشور محدود است و امکان فروش نفت نیز بهسختی وجود دارد. چرا با این بودجه ناچیز، ساخت پناهگاههای عمومی برای مردم را در اولویت قرار ندهیم؟
کشورمان در شرایطی به سر میبرد که امنیت ملی را باید در توان جامعه برای ادامه زندگی در شرایط بحران جستوجو کرد. درصورتی که برق، آب، بیمارستانها، شبکههای ارتباطی، حملونقل، زنجیره تأمین غذا و خدمات درمانی از کار بیفتند، حتی حضور همه مدیران در امنترین پناهگاهها نیز مانع از گرفتار شدن کشور در بحران نخواهد شد.
دولت و حاکمیت بدون مردم معنا و کارکردی ندارند. ضمن اینکه امنیت مدیران نیز از امنیت جامعه نمیتواند جدا باشد. پیشنهاد آقای خضریان این تصور را در افکار عمومی ایجاد میکند که در روزهای سخت، بودجه محدود کشور قرار است صرف ساخت پناهگاههای مجهز برای مسئولان شود، در حالی که برای افزایش امنیت شهروندان برنامه روشنی وجود ندارد.
دوم؛ هیچ کشوری با اصل حفاظت از مراکز فرماندهی و استمرار اداره کشور مخالفتی ندارد. چون بخشی از مدیریت بحران بهشمار میرود. اما کشورمان با کمبود منابع مالی روبهروست. مدارس فرسوده، بیمارستانهای نیازمند نوسازی، شبکههای آب و برق آسیبپذیر، بحران آب، فرونشست زمین، مشکلات حملونقل، آلودگی هوا و دهها مسئله دیگر، هر سال میلیاردها تومان بودجه نیاز دارند. به نظر شما منطقی است که نخستین پیشنهاد بودجهای، ساخت شهرهای حکمرانی در درون کوه و زیر زمین باشد؟ درحالیکه لازم است ابتدا زیرساختهایی را مقاوم کرد که زندگی میلیونها شهروند به آنها وابسته است.
شاید طراحان این ایده بگویند که پیشنهادشان به افزایش تابآوری کشور در شرایط جنگی برمیگردد. اما تابآوری را باید در شبکه اینترنت و ارتباطات، سامانههای آبرسانی، برق اضطراری بیمارستانها و مدارس مقاوم و دهها مورد ازایندست ببینیم. سوم؛ در دوران هشت سال دفاع مقدس، شهرهای کشور بارها هدف حمله قرار گرفتند.
تهران، دزفول، اهواز، کرمانشاه، تبریز و بسیاری از شهرهای دیگر بمباران شدند. باوجود همه مشکلات، چیزی که از آن زمان در حافظهها باقیمانده، حضور مسئولان در کنار مردم است. سیاست اصلی کشور در دوران جنگ هشتساله، حفظ روحیه عمومی، استمرار خدمات و اداره جامعه بود. مردم احساس نمیکردند که مسئولان برای خود امنیتی متفاوت از دیگران تعریف کردهاند. چنین پیشنهادهایی تأثیرات منفی برجای خواهد گذاشت.
چهارم؛ ساخت مجموعههای در زیرزمین قطعاً هزینههای فراوانی خواهد داشت. شاید حتی از عهده بودجه کشور در سال ۱۴۰۶ نیز خارج باشد. چون هنگامی که یک شهر زیرزمینی ساخته میشود قطعاً نیازمند طراحیهای پیچیده است و سامانههای مستقل آب، برق، تهویه، ارتباطات، امنیت، نگهداری و پشتیبانی دائمی میخواهد. چنین پروژههایی اگر اجرایی شوند نیز هزینههای نگهداریاش سر به فلک میزند. درمقابل تعداد بیشماری پروژههای عمرانی نیمهتمام کشور وجود دارد که به دلیل کمبود بودجه متوقف ماندهاند. آیا این مدل سرمایهگذاریهای عظیم برای شهرهای حکمرانی توجیه دارد؟
پنجم؛ کشورمان با بحرانها و ابر بحرانهای فراوانی روبهرو است. جنگ اخیر به این مشکلات نیز افزوده است. بسیاری از این مشکلات در پی شیوه حکمرانی سالهای گذشته به وجود آمده است و ناشی از تصمیمهای نادرست، مدیران ضعیف، ناهماهنگی دستگاهها، کندی تصمیمگیری و مواردی ازایندست بوده است. خب بهجای درستکردن محلی برای استقرار مدیران به سراغ شفافیت، سرعت تصمیمگیری، برنامهریزی برای افزایش اعتماد عمومی و بالابردن کیفیت مدیریت بحران برویم.
ششم؛ پیشنهاد مطرح شده اگر اجرا هم نشود، تأثیر منفی و روانی خودش را میگذارد. مردم در این شرایط جنگی و بحرانی زیر فشار هستند و نگرانیهای فراوانی دارند. بهخصوص مردم جنوب ایران که هنوز هر لحظه با خطر موشک و انفجار روبهرو هستند. حالا همین مردم میبینند که مدیران و خانوادههایشان میتوانند امنیت خودشان را در شهرهای زیرزمینی مجهز حفظ کنند و در مقابل کسانی که در آپارتمانهای قدیمی زندگی میکنند و پناهگاهی برایشان وجود ندارد و حتی بیمارستانهای محل زندگیشان نیز نمیتواند شرایط اضطراری را برایشان فراهم کند، طبیعی است که سوال کنند پس سهم ما از امنیت چه میشود.
هفتم؛ پیشنهاد مطرح شده را نماد چه مدل حکمرانی بدانیم. حکمرانی مقاومسازی جامعه یا حکمرانی حفاظت از مدیران باید در نظر بگیریم؟ مسئله مهم در این پیشنهاد به نوع نگاه به حکمرانی برمیگردد. پیشنهاد ساخت شهرهای حکمرانی، بازتاب نوعی نگاه خاص به اداره کشور است. یک نگاه معتقد است که در بحران باید رأس هرم را حفظ کرد و نگاه دیگر میگوید باید پایههای جامعه مقاوم شود که در این صورت رأس هرم نیز پایدار خواهد ماند.
هیچ عقل سلیمی با حفاظت از مراکز فرماندهی و استمرار اداره کشور مخالفتی ندارد. این بخشی از الزامات مدیریت بحران است. ولی در این روزهای بیپولی و بحرانی، اولویت باید ساخت شهرهای حکمرانی باشد یا توجه به زیرساختهایی که زندگی میلیونها ایرانی به آنها وابسته است؟
مدیران و مسئولان بدون مردم معنایی ندارند و دولتها نیز بدون مردم دوام نمیآورند. میخواهید امنیت مدیرانتان را حفظ کنید، مسیر از حفظ امنیت مردم میگذرد. چون سرمایهگذاری بر امنیت عمومی، امنیت دولت را نیز تضمین میکند.




