
هفت صبح| پروفایل امروزمان را به عادل فردوسیپور اختصاص دادیم؛ دلیلش را هم حتما میدانید دیگر. تیتر خبرها این بود؛ سایت فوتبال ۳۶۰ یک روز پس از پایان جامجهانی از دسترس خارج شد. دوشنبه شب بود که اپلیکیشن و سایت فوتبال ۳۶۰ دقایقی پیش از شروع برنامه یعنی راس ساعت 10 از دسترس خارج شد.

تا لحظه نوشتن این یادداشت، دلیل مشخصی برای مسدودسازی «فوتبال ۳۶۰» اعلام نشده بود و بسیاری از آنها در حد گمانهزنی باقی ماند. مثلا اینکه برخی سایتها عامل اصلی فیلتر شدن این برنامه را ورود دولت و نهادهای نظارتی به دلیل شکایت چندباره صداوسیما علیه عادل و سایت ۳۶۰ خواندند یا از ورود ساترا گفتند و درنهایت هم تکذیب شد.
همه چیز را درباره عادل میدانیم!
پروفایلمان را درباره شخصیتها همیشه با این میان تیتر شروع میکردیم که «از او چه میدانیم؟» خب این گزاره درباره عادلخان صدق نمیکند! چراکه از کودک و نوجوان و تا پیر و از دختر و زن... همه عادل را با جزئیات دقیق میشناسند.
همین آبادان خودمان؛ بعد از بازیهای صنعتنفت وقتی که تماشاگران از میان لینها و کواترهای کارگری به خانه برمیگشتند و از ناداوری و نتیجه بازی شاکی بودند، بیبیهایی که با موهای سفید در کوچه پس کوچههای سیکلین و کوی کارگر نشسته بودند، به تماشاگران دلداری میدادند و آنها را به عدالت عادل در برنامه 90 شیفت میدادند که «دده یا ننه امشو برنامه عادل سیل کن (نگاه کن) رسواشون میکنه. ناراحت نباش). حالا عادل به گفته خودش مورد بیعدالتی قرار گرفته. پس این قسمت «از او چه میدانیم؟» را فاکتور میگیریم و به ماجرهای چند وقت اخیر میپردازیم.
از کجا شروع شد؟
جلسه ستاد کمیته فرهنگی جامجهانی ۲۰۲۶؛ جایی که امیر قلعهنویی آسمان و ریسمان به هم بافت تا سرپوشی برای ناکامیاش در جامجهانی بگذارد. میدانید واقعیت چیست؟ الان دیگر خیلیها راهش را بلد شدهاند؛ یکی مثل همین میثاقی سعی میکند کیفیت پایین برنامهاش را با ادبیات سخیف و ترانههای منشوری سرپوش بگذارد. خب قلعهنویی معلوم است مهمان چنین برنامههایی با مجریهای «آسانگیر» هم میشود که سه ساعت حضورش روی آنتن زنده هیچ آورده خاصی نداشته باشد جز نفرتپراکنی علیه منتقدان.
اینها وقتی در حرفه یا پست و سمتشان، بیکفایتیشان به حد اعلا میرسد، دیگر به در و دیوار میزنند و مثلا از آب گلآلود «جنگ تحمیلی» برای خودشان ماهی صید میکنند؛ به شکلی که به همه انگ وطنفروشی میزنند و سعی میکنند به افرادی که از آنها شکست خوردهاند یا از آنها انتقاد میکنند، برچسب امنیتی بزنند. قلعهنویی هنوز کینه جام ملتهای 2006 را از عادل به دل دارد وقتی که او را نقد کردند. جایی که گفت «با پنالتی حذف شدم و من را دادگاهی کردند!»
تعطیلش کنید
او جدیدا کینه انتقادات به بازی ضعیف ایران مقابل نیوزلند را هم به دل گرفته. تساوی مقابل ضعیفترین تیم جامجهانی ۲۰۲۶ با رنکینگ ۸۵ . قلعهنویی که جایی برای دفاع از عملکرد ضعیفش در جامجهانی نداشت، علنا منتقدان را «بیرزومه» یا «بیوطن ایرانفروش» خواند و از حاکمیت خواستار تعطیلی برنامه عادل فردوسیپور شد و گفت:« میکروفون دست کسانی است که زمان جنگ برنامه خود را تعطیل کردند و داخل غار نشستند. حالا در جامجهانی پیدا شدند.
سوالم از مسئولین این است چطور به کسانی که در زمان جنگ داخل غار بودند، تریبون دادید تا هر روز تیم ملی را بزنند و نابود کنند؟» و همین هم موثر واقع شد. البته که خب عادل جواب قلعهنویی را هم داد و گفت در طول جنگ تحمیلی در ایران بوده و مثل سرمربی تیم ملی به امارات فرار نکرده یا 50 روز به ویلای آنالیای ترکیه نرفته!
ماجرای گلایه عادل چه بود؟
شبکههای مجازی را که رصد میکردید، پر بود از لحظات احساسی و غمگین از فردوسیپور که کمتر نظیر آن را دیده بودیم. در این میان موجی از همدلی با عادل فردوسیپور هم شکل گرفته؛ فردوسیپور در مقابل رضا جاودانی و امیر حاجرضایی که مهمان ویدیویی برنامه بود، با لحنی انتقادی از کنار گذاشته شدنش از تلویزیون گفت و محدودیتهایی که در سالهای اخیر با آن مواجه بوده.
اینکه با وجود تلاش برای ساخت برنامه ۳۶۰، همچنان به او اجازه کار آزادانه را نمیدهند. گفت در 4 سال برنامهای ساخت که با اقبال خوبی هم مواجه شد و گفت «نگذاشتند کار کنم. از صفر مطلق رسیدم و از هیچ دوباره جنگیدم و جنگیدم و... » خلاصهاش این بود که او گفت: «لامصبها نگذاشتید کار کنم»
توصیف حاجرضایی درباره عادل
امیر حاجرضایی که مهمان برنامه عادل بود، سعی کرد از او دلجویی کند. حاجرضایی گفت: «تهیه کننده، مجری همه ملت در راهش داره سنگاندازی میشه. اصلا و ابدا اونا نمیتونن موفق بشن. دلیلش اینه که جنابعالی به یک منزلتی دست یافتید که نمیتونن این منزلترو ازت بگیرن. جایگاه شما جایگاهیه که با عشق و عاشقی و با زحمت و صداقت و با انسانیت به اون رسیدی. جایگاه اجتماعی با پول خریدنی نیست؛ و در نهایت، این تن شریف است که باقی میماند!» خب در لحظات توصیف حاجرضایی و جاودانی از عادل، دیگر او نتوانست خودش را کنترل کند و بیامان اشک میریخت.
خداداد عزیزی و علی دایی
قلعهنویی دیگر این روزها به هیچکس رحم نمیکند. اصلا او عاشق این است که مثلا در برنامهای حضور پیدا کند که مجری و مهمانان فقط در مدح و ستایش او بگویند و برایش دستاوردسازی کنند. دریغ از دعوت یک منتقد واقعی! او حتی به خداداد عزیزی و علی دایی هم خرده گرفته که چرا عملکرد ضعیفش را زیر سوال بردهاند! او گفت: «دلیل نمیشود شما اگر بازیکن بزرگی بودید، مربی خوبی هم باشید، عملکرد مربیگریات را بگو. اینها وطن دارند؟ انتقاد سازنده میکردید.»
حرف پایانی
اینکه اینقدر به قول خود امیرخان بخیل نباشید و حسادت نکنید. چرا به 140میلیارد تومانی که در وضعیت سخت اقتصادی مردم در جنگ تحمیلی گرفته و حقش(!) بوده حسودی میکنید؟! امیرخان ایثار کرده که قرارداد پایین بسته اما با پاداش برای «هیچی» جبران کرده. به امیرخان خرده نگیرید که چرا قول تعطیلی یک هفتهای ایران را در پی صعود به دور بعد داده اما به آن عمل نکرده! «فودباله دیگه» پیش میاد. بگذریم... دوستان، پرویز پرستویی را که قبول دارید؟ به قول این مرد وطنپرست؛ عادل فردوسیپور دشمن نیست... اذیتش نکنید و چشم دیدن موفقیتهایش را داشته باشید. قبول کنید که او در برنامهسازی و اجرا و گزارشگری با اختلاف از خیلیها بالاتر است.







