جنگل ۱۰ سال در اتاق انتظار
ارزیابیهای منابع طبیعی نشان میدهد پایداری جنگلهای هیرکانی نسبت به دو دوره گذشته یک تا دو درصد کاهش یافته است
هفت صبح| یک دهه است که جنگل بدون برنامه به حال خود رها شده، در حالی که طرح تنفس جنگل قرار بود حال این اکوسیستم را بهبود بخشد. طی این 10 سال، متاسفانه به گواه آمارهای موجود میزان پایداری جنگل نسبت به دورههای قبل به میزان یک تا دو درصد کاهش یافته و همه نیروهای فنی که میتوانستند نسخههایی برای بهبود حال جنگل بپیچند، به سایر بخشها مهاجرت کردهاند.
فشارهای فعالان محیط زیست باعث شده عملیات پرورشی که برای ادامه حیات و پایداری جنگلهای در دست کاشت ضروری است، متوقف شود و حتی وزیر جهاد کشاورزی دستور داده که برای طرحهایی که اخیرا تدوین شده، دستورالعملهای خاصی نوشته شود تا در برداشت درختان شکسته و افتاده به صورت سلیقهای عمل نشود، در حالی که تصمیمات برای دخالت در یک توده جنگلی در دل اکوسیستم و با توجه به واقعیتهای میدان گرفته میشود و بر اساس دستورالعملهای روی کاغذ، نمیتوان الگویی ثابت را در طبیعت پیاده سازی کرد.
با این وجود، مسئولان منابع طبیعی میگویند که برای پاسخ به دغدغههای اجتماعی، با وجود آنکه طرحهای جنگلداری پیوست اقتصادی و اجتماعی دارند، یک پیوست اجتماعی جداگانه هم تهیه خواهند کرد و به زودی طرحهای جایگزین در 28 حوضه جنگلی شمال کشور، اجرایی میشوند.
برنامه ششم توسعه با تصویب مجلس شورای اسلامی در سال 96 به مرحله اجرا درآمد. در آن روزها، توقف بهرهبرداری تجاری از جنگلهای شمال کشور، در نگاه بسیاری از کنشگران محیط زیست، موفقیتی به حساب میآمد که فشار بر روی این اکوسیستم بینظیر را کاهش میداد؛ زیرا بر اساس این مصوبه، قرار بود بهرهبرداری تجاری از جنگلهای شمال کشور متوقف شود و به این ترتیب، دست کم 500 هزار متر مکعب چوب بهرهبرداری تجاری، از این اکوسیستم برداشت نمیشد و به ظاهر، چنین اتفاقی میتوانست حال جنگل را خوب کند.
طبق آن برنامه، قرار بود حداکثر در سال سوم، برنامه جایگزین برای مدیریت جنگلهای شمال کشور تدوین شود. برنامهای که مبتنی بر فروش چوب نباشد و از سایر پتانسیلها برای درآمدزایی استفاده شود. حالا که 10 سالی از آن مصوبه میگذرد، از آنجا که منابع اعتباری پیشبینی شده از سوی دولت به جنگل تخصیص داده نشده، وضعیت این اکوسیستم هم نه تنها خوب نیست، بلکه توقف اجرای عملیات ضروری در جنگل، پایداری این اکوسیستم را دچار مشکل کرده است.
کاهش ضریب پایداری
محمد علی فخاری، مدیرکل جنگلداری و امور بهرهبرداری سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در گفتوگو با هفتصبح به نتایج ارزیابی کمی و کیفی جنگلهای هیرکانی که هر 10 سال یکبار انجام میشود، اشاره میکند. سازمان منابع طبیعی، در قطعات آزمایشی ثابت که در هر 500 هکتار جنگل، طراحی شده، در دورههای زمانی مشخص وضعیت پوشش گیاهی را بررسی میکند؛ تا ببیند اقداماتی که در این اکوسیستم انجام شده، منجر به چه نتیجهای شده است.
بررسی دادهها، وضعیت اقدامات بعدی در این اکوسیستم را روشن میکند. فخاری میگوید که در سال 1401، ششمین دوره این ارزیابیها با نگاه جدید و به شیوه امانی با مشارکت دانشگاه تربیت مدرس انجام شده و متاسفانه آمارهای استخراج شده، از بازگشت دامداران به جنگل خبر میدهد. این در حالی است که بیش از 80 درصد جنگلهای شمال در معرض چرای دام هستند و سازمان منابع طبیعی سالها برای خروج دام از جنگل، با هدف کاهش اثرات مخرب آنها در این اکوسیستم تلاش کرده است.
به گفته مدیرکل جنگلداری و امور بهرهبرداری سازمان منابع طبیعی بر اساس معیارها و شاخصهای پایداری جنگل (شامل گستره منابع جنگلی، تنوع زیستی، سلامت و سرزندگی جنگل، کارکردهای تولیدی منابع جنگلی، کارکردهای حفاظتی منابع جنگلی، بهویژه خاک و آب، کارکردهای اجتماعی - اقتصادی و چارچوب قانونی، سیاستی و نهادی)، در دوره ششم آماربرداری وضعیت پایداری جنگل نسبت به دوره پنجم و چهارم که در سالهای 1384 و 1374 انجام شده، به میزان یک تا دو درصد کاهش یافته است و این یعنی برنامههای اجرا شده در جنگل، به بهبود حال این اکوسیستم کمک نکرده است.
اجرای طرح جنگلداری، بهتر از وضعیت توقف
اما در جریان اجرای طرح تنفس چه اتفاقاتی رخ داد که منجر شد وضعیت جنگلها با وجود توقف برداشت چوب، بهتر از گذشته نشود؟ کامیار مرزبانی مدیر کل منابع طبیعی گیلان در گفتوگو با هفتصبح توضیح میدهد که طرحهای جنگلداری از سال 1338 در جنگلهای شمال اجرایی میشوند و مرحله به مرحله، تکامل مییابند. اگرچه نواقص این طرحها به تدریج رفع میشود اما همچنان نواقصی در اجرا داشتهاند؛ با این وجود، اعتقاد سازمان منابع طبیعی و بدنه کارشناسی آن این بوده که وجود چنین طرحهایی خیلی بهتر از توقف اجرای آنهاست.
به گفته مرزبانی، وقتی اجرای طرحهای جنگلداری متوقف میشود، مسئله حفاظت از جنگل به مشکل بر میخورد. زیرا حفاظت از این اکوسیستم فقط متکی به نیروهای حفاظتی نبوده و حضور اکیپهای راهداری و ... در جنگل هم خودش به نوعی به حفاظت از عرصههای جنگلی کمک میکرده است.
از آنجا که با اجرای طرح تنفس، اعتبارات پیشبینی شده برای حفاظت از جادهها و غیره به سازمان منابع طبیعی اختصاص نمییابد، آبراهههای طراحی شده برای جادههای جنگلی پر میشوند و زمینه تخریب آنها که کارایی زیادی در اطفای حریق دارند، فراهم میشود. عملیات مرمت و حصارکشی از بین میرود و اجرای عملیات پرورشی و مراقبت از جنگل، در حالی که اکوسیستم به آنها نیاز داشت، عملا متوقف میشود.
مرزبانی میگوید که با تعطیلی طرحها، نظارت بر طرح هم متوقف میشود. بدنه فنی مرتبط با نظارت هم به بخشهای دیگر مهاجرت میکنند. برخی فرمانده یگان میشوند، گروهی معاون شهرستان و بخش دیگر رئیس اداره میشوند و از بدنه فنی فاصله میگیرند. البته خوشبختانه با سیاستی که سازمان منابع طبیعی در سالهای اخیر در پیش گرفته، تقویت و احیای بدنه فنی پیگیری میشود و با آموزش همین نیروهای فنی، طرح مدیریت پایدار جنگلهای شمال کشور به صورت امانی تدوین میشود.
حضور این نیروها برای آینده سازمان منابع طبیعی ضروری است؛ زیرا بخش عمده نیروهای فنی، در حال بازنشسته شده هستند. مدیر کل منابع طبیعی گیلان با تاکید بر اینکه آمار دقیقی از قاچاق چوب بعد از اجرای طرح تنفس موجود نیست، یقین دارد که میزان قاچاق در عرصههایی که مدیریت آن متوقف شده، افزایش یافته است.
آماده شدن طرحهای نوین جنگلداری
حال که جنگلهای شمال کشور در اثر توقف بهرهبرداری آسیب دیدهاند، آیا برنامهای برای بازگشت مجدد مدیریت به این عرصهها وجود دارد؟ کامران پورمقدم معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی در گفتوگو با هفت صبح خبر میدهد که در قالب ماده 36 برنامه هفتم پیشرفت، در فاز اول اجرای طرحهای جنگلداری نوین، برای 28 حوضه جنگلی واقع در چهار اداره کل منابع طبیعی شمال کشور، طرحهای نوین طراحی شده و اجرایی میشود.
به گفته او، بر اساس تبصرههای ذیل ماده 36 برنامه هفتم، در بیلان طرحهای جدید استفاده از ظرفیت درختان شکسته و افتاده تجمعی، درختان خطرساز و خشک و آفت زده و غیر قابل احیا، پیشبینی شده است. همچنین در تبصره دو این ماده هم به سرمایهگذاری بخش خصوصی در قالب طرحهای اقتصادی زراعت چوب و اجرای عملیات پرورشی در جنگلهای دست کاشت توجه میشود.
معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی توضیح میدهد که مزایده یک یا دو طرح در قالب ظرفیت تبصره دو ماده 36 در بخشی از جنگلهای گیلان و گلستان برگزار شده و مجری این طرحها، مشخص شده است. بخش دیگری از طرحها هم آماده هستند که بعد از رفع برخی محدودیتها، به مزایده گذاشته میشوند.
پورمقدم در حالی چنین نظری ارائه میکند که رئیس سازمان منابع طبیعی طی نامهای خواستار توقف برگزاری مزایده طرحهای نوین شده است؛ ماجرا چیست؟ معاون امور جنگل در این رابطه توضیح میدهد که رئیس سازمان منابع طبیعی تاکید دارد که حتما باید پیوستهای اجتماعی، قانونی و اقتصادی برای طرحهای نوین تهیه شوند. یکی از پیوستهای مهم، پیوست قانونی و حقوقی است که برای عقد قرارداد به آن نیاز است. با همکاری مشاوران حقوقی سازمان منابع طبیعی و با استفاده از تجربیات گذشته، ضعفهای قبلی در قراردادهای جدید رفع شده و آماده ابلاغ میشوند اما باید یک پیوست اجتماعی هم برای طرحهای نوین تهیه شود.
پیوست اجتماعی به دنبال رفع شبهات
در حالی که طرحهای جنگلداری در متن خود مطالعات اقتصادی و اجتماعی دارند، چرا رئیس سازمان منابع طبیعی اصرار دارد که پیوست اجتماعی جداگانه برای این طرحها تهیه شود؟ معاون امور جنگل در این رابطه توضیح میدهد که با توجه به حساسیتهای افکار عمومی برای اجرای طرحهای نوین جنگلداری و ابهاماتی که در این رابطه در ذهنها وجود دارد، این نیاز را بهوجود آورده که حساسیتهای عمومی را رفع کند.
در پیوست اجتماعی به تمام شبهاتی که به خصوص درباره درختان شکسته و افتاده تجمعی وجود دارد، پاسخ داده میشود. این درختان از نظر زیستگاهی و چرخه مواد غذایی برای جنگل مهم هستند و سعی شده که کارکردهای آنها در مطالعات دیده شوند. آنچه در طرح نوین پیشبینی شده، برداشت حدودا نیم درصد موجودی درختان شکسته و افتاده تجمعی است. از سوی دیگر با دستور وزیر جهاد کشاورزی، قرار شده شیوه نامه یا ضوابط اجرایی برای درختان شکسته و افتاده و خطرساز تهیه شود و شاخصها به نحوی تعریف شوند که در برداشت این درختان، سلیقهای عمل نشود.
در حال حاضر این شیوه نامه تدوین شده و در این رابطه هم نشستی با اساتید دانشگاه و صاحبنظران در راستای اصلاح آن انجام شده است. سند نهایی هم برای ابلاغ، به وزارت جهاد کشاورزی ارجاع میشود. اگرچه تلاشهایی برای بازگشت مدیریت به جنگل و افزایش پایداری این اکوسیستم آغاز شده اما فعالان محیط زیست معتقدند که حتی یک شاخه هم نباید از جنگلهای شمال خارج شود. راهکار پیشنهادی و نسخه مطلوب آنها هم رفع نیازهای چوبی از مسیر واردات است.
در حالی که با توجه به اثر پروانهای در حوزه محیط زیست، واردات نسخه شفابخشی نیست و قطع درخت در ایران با آن سوی دنیا تفاوتی ندارد. نیاز چوبی هم واقعیتی است که نمیتوان آن را انکار کرد. اگر جنگلهای شمال ایران بر اساس مطالعات، پتانسیل خلق ثروت دارند، بهتر است که از این پتانسیل استفاده شود؛ در غیر این صورت، قاچاقچیان برای رفع نیازهای چوبی، برداشت بیقاعده از جنگل را تا جایی پیش خواهند برد که وجود یک اکوسیستم سالم در حاشیه دریای مازندران، به خاطره تبدیل شود.