لجبازی کودکان همیشه به معنای بدرفتاری نیست

تقریبا همه والدین حداقل یک بار با موقعیتی روبه رو شده اند که فرزندشان روی خواسته ای اصرار کرده، گریه کرده یا حاضر نشده از حرف آنها پیروی کند. این رفتارها گاهی آنقدر خسته کننده می شوند که والدین تصور می کنند کودکشان عمدا قصد آزار دادن آنها را دارد. اما واقعیت این است که در بسیاری از مواقع، لجبازی بیش از آنکه نشانه بدرفتاری باشد، راهی برای بیان احساساتی است که کودک هنوز توانایی توضیح دادن آنها را ندارد.

کودکان در سال های نخست زندگی هنوز مهارت کافی برای کنترل هیجان ها، مدیریت خشم یا بیان خواسته های خود با کلمات را یاد نگرفته اند. به همین دلیل ممکن است ناراحتی، ترس، خستگی، ناامیدی یا حتی نیاز به استقلال را با رفتارهایی مانند جیغ زدن، قهر کردن، مخالفت کردن یا لجبازی نشان دهند. اگر والدین بتوانند پیام پنهان پشت این رفتارها را درک کنند، برخورد با کودک بسیار آسان تر خواهد شد.

نکته مهم این است که هر مخالفت یا اصرار کودک را نباید لجبازی دانست. بسیاری از رفتارهایی که از نگاه بزرگسالان لجبازی به نظر می رسند، در واقع بخشی طبیعی از فرایند رشد کودک هستند. کودکان از طریق تجربه کردن، آزمون و خطا و تلاش برای مستقل شدن، دنیای اطراف خود را می شناسند. بنابراین پیش از هر واکنشی، بهتر است از خود بپرسیم آیا کودک واقعا در حال لجبازی است یا فقط می خواهد توانایی های تازه خود را امتحان کند.

همین تفاوت نگاه، می تواند شیوه برخورد والدین را کاملا تغییر دهد. زمانی که به جای جنگیدن با رفتار کودک، علت آن را جست و جو کنیم، فرصت بیشتری برای آموزش، همدلی و ایجاد رابطه ای امن با فرزندمان خواهیم داشت. هدف از تربیت، حذف کامل لجبازی نیست؛ بلکه کمک به کودک است تا به تدریج یاد بگیرد احساسات و خواسته های خود را به شیوه ای سالم و قابل قبول بیان کند.

آیا کودک من واقعا لجباز است؟

بسیاری از والدین تصور می کنند هر زمان کودک با خواسته آنها مخالفت کند یا روی انجام کاری اصرار داشته باشد، در حال لجبازی است. اما روانشناسان معتقدند همه این رفتارها را نمی توان لجبازی نامید. در بسیاری از موارد، کودک فقط در حال کشف دنیای اطراف خود، تمرین استقلال یا آزمودن توانایی های جدیدش است.

برای مثال، کودکی که اصرار دارد خودش لباسش را بپوشد، قاشق را در دست بگیرد یا به تنهایی از پله ها بالا برود، لزوما لجباز نیست. او می خواهد توانایی هایش را امتحان کند و احساس کند می تواند برخی کارها را بدون کمک دیگران انجام دهد. اگر والدین این رفتارها را با لجبازی اشتباه بگیرند، ممکن است ناخواسته مانع رشد استقلال و اعتماد به نفس کودک شوند.

از سوی دیگر، لجبازی واقعی معمولا زمانی رخ می دهد که کودک با وجود آگاهی از محدودیت ها، برای رسیدن به خواسته خود روی مخالفت، گریه، قهر یا رفتارهای هیجانی پافشاری می کند. البته حتی در چنین شرایطی نیز باید به دنبال دلیل این رفتار بود، نه فقط نتیجه آن.

چرا کودکان لجبازی می کنند؟

برخلاف تصور بسیاری از افراد، کودکان معمولا برای آزار دادن والدین لجبازی نمی کنند. بیشتر اوقات این رفتار، واکنشی به احساسات، نیازها یا شرایطی است که کودک هنوز نمی تواند آنها را به زبان بیاورد. لجبازی در واقع می تواند نوعی پیام باشد؛ پیامی که اگر والدین آن را به درستی درک کنند، راحت تر می توانند به کودک کمک کنند.

یکی از مهم ترین دلایل لجبازی، ناتوانی کودک در بیان احساسات است. وقتی کودک عصبانی، ناراحت، خسته، گرسنه یا ناامید می شود، هنوز مهارت کافی برای توضیح دادن حال خود ندارد. به همین دلیل ممکن است با گریه، فریاد، مخالفت یا اصرار بیش از حد، احساساتش را نشان دهد.

دلیل دیگری که باعث لجبازی می شود، تمایل طبیعی کودک به استقلال است. کودکان با بزرگ تر شدن دوست دارند خودشان تصمیم بگیرند، انتخاب کنند و درباره بعضی از کارهایشان نظر بدهند. اگر احساس کنند همیشه کسی به جای آنها تصمیم می گیرد، ممکن است با مخالفت کردن یا لجبازی، تلاش کنند استقلال خود را نشان دهند.

گاهی نیز تغییرات محیطی باعث بروز این رفتار می شوند. خستگی، کم خوابی، گرسنگی، تولد خواهر یا برادر، ورود به مهدکودک، تغییر محل زندگی یا حتی شلوغی بیش از حد محیط می تواند تحمل کودک را کاهش دهد و احتمال لجبازی را بیشتر کند.

در بعضی مواقع هم لجبازی راهی برای جلب توجه است. اگر کودک احساس کند والدین به اندازه کافی به او توجه نمی کنند، ممکن است یاد بگیرد که با رفتارهای چالش برانگیز، نگاه آنها را به سمت خود جلب کند. به همین دلیل، توجه به نیازهای عاطفی کودک در کنار تعیین حد و مرزهای مشخص، نقش مهمی در کاهش این رفتار دارد.

در نهایت باید به خاطر داشت که هر رفتار کودک دلیلی دارد. زمانی که والدین به جای تمرکز صرف بر خاموش کردن لجبازی، علت اصلی آن را پیدا کنند، نه تنها حل این مشکل آسان تر می شود، بلکه رابطه ای صمیمی تر و امن تر نیز میان آنها و فرزندشان شکل خواهد گرفت.

لجبازی کودکان در چه سنی طبیعی است و والدین چگونه برخورد کنند؟

لجبازی یکی از رفتارهای طبیعی دوران رشد است و معمولا از حدود ۱۸ ماهگی آغاز می شود. این رفتار در سن ۳ تا ۴ سالگی به اوج می رسد؛ زمانی که کودک دوست دارد استقلال بیشتری داشته باشد و خودش برای کارهایش تصمیم بگیرد. با افزایش سن و یادگیری مهارت هایی مانند کنترل احساسات و برقراری ارتباط، شدت لجبازی نیز به تدریج کمتر می شود.

نکته مهم این است که واکنش والدین نقش زیادی در کاهش یا تشدید این رفتار دارد. فریاد زدن، تهدید کردن یا تسلیم شدن در برابر خواسته کودک، معمولا نتیجه مطلوبی ندارد و حتی ممکن است لجبازی را بیشتر کند. در مقابل، حفظ آرامش، تعیین قوانین مشخص و گوش دادن به احساسات کودک، به او کمک می کند رفتار خود را بهتر مدیریت کند.

اگر کودک دچار لجبازی شد، ابتدا آرامش خود را حفظ کنید و با لحنی ساده و مهربان با او صحبت کنید. گاهی یک آغوش، تغییر موضوع یا پرت کردن حواس کودک می تواند از ادامه تنش جلوگیری کند. همچنین بهتر است به جای تمرکز بر خود رفتار، دلیل آن را پیدا کنید. شاید کودک خسته، گرسنه، مضطرب یا ناراحت باشد و فقط نتواند احساساتش را به زبان بیاورد.

در عین حال، والدین باید حد و مرزهای مشخصی داشته باشند و در اجرای آنها ثبات نشان دهند. همدلی با کودک به معنای پذیرفتن همه خواسته های او نیست. اگر کودک یاد بگیرد که با گریه یا لجبازی به خواسته اش می رسد، احتمال تکرار این رفتار بیشتر خواهد شد. بنابراین بهترین راهکار، ترکیبی از مهربانی، قاطعیت و صبوری است تا کودک به مرور یاد بگیرد احساسات و خواسته های خود را به شیوه ای درست بیان کند.

۵ راهکار موثر برای برخورد با کودک لجباز

۱. آرامش خود را حفظ کنید.

اولین واکنش والدین معمولا سرزنش یا بلند کردن صدا است، اما این کار فقط تنش را بیشتر می کند. اگر هنگام لجبازی کودک آرام بمانید و با صدایی ملایم صحبت کنید، احتمال اینکه او نیز زودتر آرام شود بیشتر خواهد بود.

۲. به احساسات کودک گوش دهید.

قبل از اینکه راه حل ارائه کنید، سعی کنید دلیل ناراحتی او را بفهمید. جمله هایی مانند «می دانم که ناراحت شدی» یا «می فهمم که این موضوع تو را عصبانی کرده است» باعث می شود کودک احساس کند شنیده شده و راحت تر با شما همکاری کند.

۳. برای کودک حق انتخاب بگذارید.

کودکان زمانی که احساس کنند هیچ اختیاری ندارند، بیشتر مقاومت می کنند. به جای دستور دادن، چند انتخاب محدود در اختیار او قرار دهید. برای مثال بگویید «دوست داری اول اسباب بازی هایت را جمع کنی یا اول مسواک بزنی؟» این کار حس استقلال کودک را تقویت می کند.

۴. قوانین را ثابت و شفاف نگه دارید.

اگر امروز انجام کاری ممنوع باشد اما فردا همان رفتار را نادیده بگیرید، کودک دچار سردرگمی می شود. قوانین خانه باید ساده، قابل فهم و ثابت باشند تا کودک بداند هر رفتار چه پیامدی دارد.

۵. رفتارهای مثبت را بیشتر تشویق کنید.

بسیاری از والدین فقط زمانی به کودک توجه می کنند که او رفتار نامناسبی دارد. در حالی که تشویق رفتارهای خوب تاثیر بسیار بیشتری دارد. وقتی کودک همکاری می کند، آرام حرف می زند یا قوانین را رعایت می کند، او را تحسین کنید. این کار باعث می شود احتمال تکرار رفتارهای مثبت بیشتر شود.