گروه فرهنگ و هنر | اربعین ‌‌است و حال‌وهوای شهرها رنگ دیگری گرفته است. موکب‌ها برپا شده‌اند، جاده‌ها چشم‌به‌راه زائران‌اند و در کوچه‌ها و خیابان‌ها، پرچم‌های سیاه و نوای مرثیه یادآور سفری هستند که مقصدش کربلاست. امروز میلیون‌ها عاشق در بزرگ‌ترین گردهمایی مذهبی جهان، نام حسین(ع) را زمزمه خواهند کرد، رویدادی که ریشه در واقعه‌ای دارد که قرن‌هاست در تار و پود فرهنگ، هنر و زندگی ایرانیان جریان دارد.

 

روز اربعین، فرصت مناسبی است تا بار دیگر به این میراث فرهنگی و هنری بنگریم، میراثی که هر سال در قالبی تازه، خود را در حافظه جمعی این سرزمین بازآفرینی می‌کند.  عاشورا در طول دهه‌ها الهام‌بخش هنرمندان بسیاری بوده است، از شاعران و نویسندگان تا نقاشان، نمایشنامه‌نویسان و فیلمسازان.

 

سینما نیز بارها به این واقعه و مفاهیم برخاسته از آن پرداخته است، گاهی با روایت مستقیم کربلا و شخصیت‌هایش و گاهی با پرداختن به آیین‌ها، نذرها، تعزیه، سوگواری‌ها و سنت‌هایی که از دل این حماسه برخاسته و امروز نیز بخشی از زیست فرهنگی مردم به شمار می‌آید. در سینمای ایران، چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، آثار متعددی با الهام از عاشورا و فرهنگ حسینی ساخته شده‌اند، فیلم‌ها و مستندهایی که هر کدام از زاویه‌ای متفاوت، بازتابی از این واقعه بزرگ و اثر عمیق آن بر فرهنگ ایرانی ارائه کرده‌اند. در ادامه، مروری داریم بر شماری از مهم‌ترین این آثار، فیلم‌هایی که هر یک به شیوه خود، تصویری از ماندگاری کربلا بر پرده سینما ثبت کرده‌اند.
 

 حماسه بر پرده نقره‌ای، روایت‌های مستقیم از واقعه


شاید بتوان گفت شاه‌بیت غزل سینمای عاشورایی ایران، فیلم «روز واقعه» (۱۳۷۳) به کارگردانی شهرام اسدی است. این فیلم که بر اساس فیلمنامه‌ای درخشان از بهرام بیضایی ساخته شد، روایتی متفاوت و مبتکرانه از عاشورا ارائه می‌دهد. داستان، قصه کربلا را نه از نگاه حاضران در معرکه، که از منظر یک جوان نصرانی تازه مسلمان به نام عبدالله (با بازی علیرضا شجاع نوری) روایت می‌کند که در روز عروسی‌اش، ندایی درونی او را به سمت کربلا می‌کشاند.

 

این سفر بیرونی، در واقع یک سلوک درونی برای کشف حقیقت است. عبدالله وقتی به کربلا می‌رسد که «واقعه» اتفاق افتاده و او تنها نظاره‌گر غروب خونین آن روز است. فیلم با بازی‌های درخشان بزرگانی چون عزت‌الله انتظامی و جمشید مشایخی، به اثری کلاسیک و فراموش‌نشدنی در تاریخ سینمای ایران تبدل شد.


جالب آنکه بهرام بیضایی که فیلمنامه را در سال ۱۳۶۱ نوشته بود، هرگز موفق به ساخت آن نشد. او خود در گفت‌وگویی اشاره کرده بود: «نگذاشتند «روز واقعه» را خودم بسازم… تمام حرف من این است که من این فیلم را این‌طور نمی‌دیدم.» با این حال، ساخته شهرام اسدی توانست به خوبی پیام معنوی و انسانی نهفته در فیلمنامه را به مخاطب منتقل کند و جوایز متعددی را از جشنواره فجر دریافت نماید.


پیش از «روز واقعه»، سینمای پس از انقلاب با فیلم «سفیر» (۱۳۶۱) به کارگردانی فریبرز صالح، یکی از نخستین تلاش‌های جدی خود برای پرداختن به این موضوع را تجربه کرد. این فیلم که با بودجه پانزده میلیون تومانی در آن سال‌ها یک «سوپر پروداکشن» محسوب می‌شد، داستان قیس بن مسهر، سفیر امام حسین (ع) به سوی کوفه را با بازی تاثیرگذار فرامرز قریبیان روایت می‌کند. «سفیر» قصه وفاداری و ایستادگی بر سر عقیده در برابر ظلم است و توانست در زمان خود، مخاطبان بسیاری را به سالن‌های سینما بکشاند.

 

 عاشورا در روایت‌های معاصر


در دهه‌های بعد، جاه‌طلبانه‌ترین پروژه سینمایی برای به تصویر کشیدن مستقیم نبرد کربلا، فیلم «رستاخیز» (۱۳۹۱) ساخته احمدرضا درویش بود. این فیلم که با نام بین‌المللی «حسین، آنکه گفت نه» شناخته می‌شود، با روایتی حماسی و پروداکشن عظیم، داستان را از زاویه دید بُکیر بن حر ریاحی روایت می‌کند.

«رستاخیز» در جشنواره فیلم فجر درخشید و سیمرغ بلورین بهترین فیلم و کارگردانی را از آن خود کرد. اما سرنوشت تراژیکی در انتظار اکرانش بود. فیلم پس از چند ساعت از آغاز اکران عمومی در سال ۱۳۹۴، به دلیل نمایش چهره حضرت عباس (ع) و برخی دیگر از معصومین، با اعتراضات گسترده مواجه و از پرده پایین کشیده شد. پیشنهاد وزیر ارشاد وقت برای پوشاندن چهره با نور نیز از سوی درویش غیرممکن خوانده شد و این اثر فاخر سینمایی همچنان در توقیف به سر می‌برد.


در این میان، مدیوم انیمیشن نیز برای روایت عاشورا به کار گرفته شد. «ناسور» (۱۳۹۴) به کارگردانی کیانوش الوند، با نگاهی به سرنوشت عبیدالله بن حر جعفی، روایتی متفاوت را برگزید. این انیمیشن داستان مردی را به تصویر می‌کشد که با وجود دعوت از امام، در لحظه موعود از یاری او سر باز می‌زند و انتخابی می‌کند که تا ابد حسرت آن بر دلش باقی می‌ماند. «ناسور» از این منظر، به تراژدی تردید و پشیمانی می‌پردازد.


همچنین، فیلم «عصر روز دهم» (۱۳۸۷) ساخته مجتبی راعی، نمونه‌ای از پیوند واقعه تاریخی با یک داستان معاصر است. این ملودرام دینی، قصه پزشکی (با بازی هانیه توسلی) را دنبال می‌کند که برای کمک به مردم عراق سفر کرده و همزمان به دنبال خواهر گمشده‌اش می‌گردد. سفر او در عراق امروز، با حال و هوای محرم و آیین‌های آن گره می‌خورد و لایه‌هایی از جستجو، فقدان و امید را به تصویر می‌کشد.

 

آیین در قاب مستند، نگاهی مردم‌نگارانه و عمیق


بخشی دیگر از بهترین آثار مرتبط با فرهنگ عاشورایی، نه در سینمای داستانی، که در سینمای مستند خلق شده‌اند؛ جایی که دوربین فیلمساز به جای بازسازی واقعه، به سراغ ثبت و تحلیل بازتاب آن در زندگی و آیین‌های مردم رفته است. یکی از درخشان‌ترین نمونه‌ها، مستند کوتاه «اربعین» (۱۳۵۰) اثر فیلمساز بزرگ، ناصر تقوایی است. تقوایی در این فیلم به بوشهر سفر می‌کند و با دوربینی دقیق و نگاهی مردم‌شناسانه، آیین پرشور و ریتمیک سنج‌ودمام و نوحه‌خوانی منحصر به فرد «بخشو» را ثبت می‌کند.

 

«اربعین» بیش از آنکه یک گزارش مذهبی باشد، یک قطعه موسیقایی-تصویری اندیشیده‌شده و یک تحلیل جامعه‌شناختی از تجلی یک باور جمعی در قالب یک آیین است. تقوایی سال‌ها بعد، در اوایل دهه ۸۰، بار دیگر به سراغ یکی دیگر از آیین‌های عاشورایی رفت. زمانی که قرار بود «تعزیه» در یونسکو ثبت جهانی شود، او مستند کوتاه «تمرین آخر» را ساخت. این فیلم که بر اساس تعزیه «حر دلاور» شکل گرفته، نگاهی عمیق به ساختار نمایشی، موسیقی و شیوه بازیگری در این هنر اصیل ایرانی دارد. تقوایی به تعزیه به عنوان یک «نمایش ایرانی» با ریشه‌های اسطوره‌ای و حماسی نگاه می‌کند و تلاش دارد جوهره این هنر را به تصویر بکشد.

 

نگاهی متفاوت و فلسفی‌تر را می‌توان در مستند «تباکی» (اواخر دهه ۷۰) از بهمن کیارستمی پیدا کرد. کیارستمی در این فیلم که در مشهد ساخته شده، به سراغ مفهوم شیعی «تباکی» یا «تظاهر به گریستن» می‌رود. او در گفت‌وگو با مداحان سرشناس، این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه تظاهر به امری درونی مانند اندوه، می‌تواند خود ارزشمند تلقی شود. «تباکی» یک پژوهش تصویری جسورانه درباره یکی از مفاهیم پیچیده در سنت سوگواری شیعیان است.

 

در نهایت، مستند «ایران، سرزمین ادیان» (۱۳۴۹) اثر منوچهر طیاب، هرچند مشخصا درباره عاشورا نیست، اما با قرار دادن مراسم آیینی در مساجد و تکایا در کنار آیین‌های کلیساها و آتشکده‌ها، نگاهی کلی و وحدت‌بخش به حیات معنوی در ایران دارد. این فیلم بدون گفتار و با فرمی تجربی، نشان می‌دهد که چگونه آیین‌های عاشورایی بخشی از یک موزاییک غنی و متنوع از باورها و مناسک دینی در این سرزمین هستند. این آثار، از «روز واقعه» تا «اربعین»، مشتی نمونه از خروار تلاش‌های سینماگران ایرانی برای نزدیک شدن به اقیانوس بی‌کران عاشوراست.

 

هر یک از این فیلم‌ها، با زاویه دید منحصر به فرد خود، کوشیده‌اند تا بعدی از این حماسه بزرگ را روشن کنند، چه روایت یک سفر معنوی، چه ثبت یک آیین پرشور و چه تاملی بر یک مفهوم فلسفی. این گوناگونی نشان می‌دهد که واقعه عاشورا همچنان یک چشمه جوشان برای الهام و خلق هنری است و در آینده نیز شاهد روایت‌های تازه و عمیق‌تری از آن بر پرده نقره‌ای خواهیم بود.