درباره آتشافروزی کلامی غلامرضا قاسمیان در میانه صلح شکننده تهران و ریاض
صدای افراط | درباره سخنان تند و ساختارشکنانه غلامرضا قاسمیان
صدای افراط | درباره سخنان تند و ساختارشکنانه غلامرضا قاسمیان
درباره آتشافروزی کلامی غلامرضا قاسمیان در میانه صلح شکننده تهران و ریاض
یادداشت| دست بر فرمان، پا بر رکاب
ترسی بیکلام، اما عمیق؛ ترس از سقوط، از زخم شدن زانوها، از خنده همسالان یا حتی از فریاد ناامیدی پدر
مردی که با تورم ازدواج کرد
باید سبزی را نیمکیلو خرید. باید برنج را بستهبندی یک کیلویی گرفت زندگی مشترک او با تورم، با اتفاقی شبیه ماهعسل شروع شد
بازگشت به زندگی از مسیر مرگ استعاری
گاهی استعفا دادن، نه از شغل، از آن نسخه کهنه خودمان، همان مرگ ضروری است
یادداشت| پرونده کوکازیرو و اسب تکشاخ
میگویم کجا چاخان کردهام که میگوید: «همون که میگی کوکازیرو شیرین نیست.»
چه شد که پیادهروی لوکس شد؟
پیادهروی دیگر «فعالیت» نیست؛ «ویژگی» شده
تکنگاری| ای برقی غمگین، تو مثل کوه نوری!
یکی گفته اگه مردم جای کولر از بادبزن استفاده کنند، مشکل برق برطرف میشه!
یادداشت| در مذمت تشویقهای ایستاده
تشویق ممتد یک فیلم گاهی نشانه ناامیدی است
بادبادک، زبان خیال و جسارت نوجوانان | هفتصبح تحریریه نوجوانان راهاندازی کرد
یه ویژهنامه کامل که قراره بچهها خودشون بنویسن، طراحی کنن و بالا ببرن
یادداشت| مثل خانه خالی در سودوکو
سودوکو برایش فقط یک سرگرمی نبود؛ تمرینی بود برای حافظه، برای حوصله، برای یک قول قدیمی
