تکنگاری| از آدمی ملولم و حیوانم آرزوست!
تکنگاری| از آدمی ملولم و حیوانم آرزوست!
رفقا دور نشید، پارک پردیسان انسان داره و انسانها به خودشون هم رحم نمیکنن چه برسه به ما حیوونای بیزبون
تلاقی: من، کافه ادایی، فرهنگ
هوش مصنوعی، تازه ساخته بشر، امکان این را دارد که تقاطعی برای فرهنگ بسازد؟
تکنگاری| شادیِ ربوده شده، امیدِ بازیافته
از ماجرای تلخ ورزشکاران در کره تا فقدان یکی از الهههای سرزمینمان. هر کدام، زخمی تازه بر روح جمعی ما نشاندند
الهه دیگر برنمیگردد، ما چه باید بکنیم؟
روایتی ازیک قتل تلخ و ضرورتآموزش همگانی برای مواجهه با خطردرخیابانهای ناامن
حبابهایت را بشکن | یادداشتی درباره هنرِ ارتباط با ناشناسها
یک گفتوگوی کوتاه کنار آسانسور، با یک لبخند در صف نان یا حتی با نوشتن چند خط برای کسی که تا پیش از آن، هیچ نبود
مثل تربچهای سرخ در بشقاب سبزی| چرا رنج دیگر دموکراتیک نیست؟
چه کسی گفته که آدمها میمیرند؟
شیرینیهایی که هرگز دهانمان را شیرین نکردند
چند بار برای دیگران «شیرینی» انتخاب کردهایم اما سهمی از آن نبردهایم؟
دکتر برو دکتر! | بنده کوروش هستم نه کیریس
چطوری کیریس؟! گفتم: بنده کوروش هستم نه کیریس. گفت: دیگه بدتر!
پارادایمشکنی زیر نور پروژکتورها | موج انتقادها به اکبر عبدی و مجید مظفری
یادداشتی برای آنها که نگران «اعتبار» هنرمندان هستند
این زامبیهای تعقیبکننده آمبولانس!
زامبیهایی که به هیچ کس و هیچ چیز رحم نمیکنند و هر چیزی که سرراهشان باشد را از بین میبرند
