هفت صبح| چند ماه است که کشورمان درگیر جنگی ناعادلانه و تحمیلی شده. جنگی که یک سوی آن ایالات متحده و اسرائیل قرار دارند. طرف حساب‌مان دشمنی مثل دونالد ترامپ است که آشکارا از نابودی تمدن ایران سخن گفته و  لحظه به لحظه تهدید می‌کند،  زیرساخت‌ها، پل‌ها، نیروگاه‌ها و تاسیسات کشور را هدف قرار می‌دهد. اسرائیل هم در حملات خودش نشان داده که برای میراث تاریخی و فرهنگی ملت‌ها ارزشی قائل نیست و در مسیر عملیات نظامی، نابودی آثار ارزشمند تمدنی را مانعی برای خود نمی‌داند.


متاسفانه در جریان این جنگ، میراث فرهنگی ایران از آسیب در امان نماند. صدها اثر تاریخی در بیش از ۲۰استان کشور دچار خسارت شدند. در میان مناطق هدف قرار گرفته، پنج اثر ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی یونسکو و ده‌ها موزه، بنای تاریخی و محوطه فرهنگی نیز آسیب دیدند. تهران، اصفهان و کردستان از جمله استان‌هایی بودند که بیشترین خسارت را در این حوزه متحمل شدند. هر حمله نظامی که به زیرساخت‌ها، شهرها و مراکز جمعیتی نزدیک می‌شود، این نگرانی را  به همراه دارد که آیا میراث فرهنگی و تاریخی نیز از آسیب در امان خواهد ماند یا خیر. گاهی نگرانی‌هایمان بیشتر می‌شود که اگر دامنه درگیری‌ها گسترش یابد، سرنوشت آثار تاریخی و فرهنگی ایران چه خواهد شد؟

 

باید بپذیریم که میراث فرهنگی کشورمان به امنیت، هویت و آینده ایران گره خورده است. کشورمان در طول تاریخ بارها و بارها مورد حمله دشمنان قرار گرفته است. اما آن چیزی که در طول قرن‌ها ایرانیان را همچنان محکم و استوار به هم پیوند داده است، حافظه مشترک تاریخی، فرهنگی و تمدنی ایران کهن است.  شاید آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها نیز همین را می‌خواهند. می‌خواهند با آسیب زدن به حافظه یک کشور تاریخی، انسجام اجتماعی مردم ایران نیز به تدریج دچار فرسایش شود. نمونه‌های فراوانی در جهان وجود دارد که فرماندهان جنگی به جز نیروگاه‌ها و کارخانه‌ها و پل‌ها و فرودگاه‌ها سراغ میراث فرهنگی کشورها نیز رفته‌اند.

 

یادمان نرفته که عملکرد آمریکایی‌ها در سال ۲۰۰۳ در عراق منجر به غارت موزه ملی بغداد شد و همچنین هزاران شیء تاریخی تمدن بین‌النهرین را از میان برد.آثاری که بسیاری‌شان هرگز پیدا نشدند. در سوریه، شهر باستانی پالمیرا که یکی از مهم‌ترین میراث‌های تمدنی جهان بود، در جریان جنگ آسیب‌های گسترده دید و بسیاری از بناهای تاریخی آن تخریب شد. در افغانستان، مجسمه‌های بودای بامیان که نزدیک به هزار و پانصد سال قدمت داشتند، نابود شدند. در اوکراین نیز ده‌ها کلیسا، موزه، کتابخانه و بنای تاریخی در جریان جنگ آسیب دیدند و سازمان‌های بین‌المللی بارها درباره خطر نابودی میراث فرهنگی این کشور هشدار دادند.


اما همه اینها یک وجه مشترک بزرگ دارند. نابودی این میراث ارزشمند درواقع بخش مهمی از میراث بشریت را از میان می‌برد. برای همین است که حمله‌هایی از این دست که آمریکا و اسرائیل به کشورمان صورت داده‌اند یک جنایت جنگی به‌شمار می‌رود. البته که حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ، یکی از موضوعات مهم حقوق بین‌الملل و کنوانسیون‌های جهانی است.
ایران از نظر آثار تاریخی و میراث فرهنگی در جایگاه بسیار متفاوتی قرار دارد.

 

ایران یکی از کهن‌ترین مراکز شکل‌گیری تمدن انسانی است و  تخت جمشید، پاسارگاد، شوش‌، میدان نقش جهان، ارگ بم، بیستون، سازه‌های آبی شوشتر، گنبد سلطانیه، جنگل‌های هیرکانی، قنات‌های تاریخی و ده‌ها اثر ثبت‌شده جهانی، همگی بخشی از حافظه تاریخی ایران و جهان به شمار می‌آیند. افزون بر این‌ها، صدها شهر تاریخی، هزاران بنای ارزشمند و صدها هزار اثر شناسایی‌شده در سراسر کشور وجود دارد که هر کدام بخشی از روایت تمدن ایران هستند. از قدمت این آثار که بگذریم، میراث فرهنگی، سرمایه‌ای برای توسعه گردشگری، اشتغال، دیپلماسی فرهنگی و حتی اعتبار بین‌المللی کشور است.

 

بسیاری از کشورها بخش مهمی از قدرت نرم خود را از همین میراث تاریخی به دست آورده‌اند. ایتالیا، یونان، مصر، چین و ترکیه نمونه‌هایی هستند که از تاریخ و فرهنگ خود، پلی برای توسعه اقتصادی و تقویت جایگاه جهانی ساخته‌اند. بنابراین، هر آسیبی به این سرمایه با زیان‌های غیر قابل جبران معنوی مواجه می‌شود که البته زیان اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیز به همراه دارد. در این روزهای بسیار بحرانی و جنگی حفاظت از میراث فرهنگی نباید به حاشیه رانده شود. همان‌گونه که برای حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی، مراکز درمانی یا شبکه‌های انرژی برنامه‌ریزی می‌شود، آثار تاریخی نیز نیازمند برنامه‌های ویژه هستند.

 

پیش از وقوع بحران، باید فهرست آثار حساس تهیه شود، مستندسازی دیجیتال انجام گیرد، نسخه‌های سه‌بعدی از بناها و اشیای ارزشمند ثبت شود، تجهیزات حفاظتی برای موزه‌ها و مخازن در نظر گرفته شود و سازوکارهای همکاری با نهادهای بین‌المللی از پیش آماده باشد. قاعدتا همه این کارها تاکنون انجام شده است. اما در کنار اقدامات فنی، یک نکته مهم‌تر نیز وجود دارد که افزایش آگاهی عمومی است. جامعه‌ ایران باید ارزش میراث فرهنگی خود را بشناسد.

 

در این صورت است که در روزهای سخت نیز برای حفاظت از آن احساس مسئولیت خواهد کرد. اگر مردم بدانند که یک بنای تاریخی بلکه بخشی از هویت مشترک‌شان است، نگاه به میراث فرهنگی نیز تغییر خواهد کرد. لذا میراث فرهنگی را از یک موضوع صرفاً اداری یا گردشگری خارج کنیم و آن را در چارچوب امنیت ملی و منافع بلندمدت کشور ببینیم. همان‌گونه که از مرزهای جغرافیایی دفاع می‌شود، مرزهای فرهنگی نیز نیازمند حفاظت هستند.

 

نابودی یک اثر تاریخی، یعتی پاک شدن بخشی از روایت یک ملت از حافظه تاریخ است. در روزهایی که اخبار حملات و درگیری‌ها صدر رسانه‌ها را به خود اختصاص داده است، این مسئله را در نظر بگیریم که ممکن است آثار جنگ تا سال‌ها بر فرهنگ، هویت و حافظه کشورمان باقی می‌ماند. از این رو دفاع از میراث فرهنگی، دفاع از آینده است. حافظه تاریخی ابزار و سرمایه بزرگی است که هیچ دشمنی نمی‌تواند آن را به آسانی از میان ببرد.