
درختان کهنسال ایران، فقط موجوداتی زنده نیستند؛ آنها تاریخنگاران خاموش این سرزمیناند. هر کدام، سند زندهای از هزاران سال اقلیم، فرهنگ، باور و زیست جمعی مردمان این دیارند. حالا این روایتِ کهن، در قالب مستندی سینمایی به نام «درختان کهنسال ایران» جان تازهای گرفته است؛ سفری به قلب کهنسالترین باغبانان طبیعت که حاصل بیش از دو دهه پژوهش، عشق و سفر به ۱۹ استان ایران است.
حمید کریلی - نویسنده، کارگردان و پژوهشگر این مستند - در گفتوگو با ایسنا، از ریشههای شکلگیری این پروژه گفت؛ پروژهای که از یک عشق شخصی در کودکی آغاز شد، به کتابی سهجلدی انجامید و نهایتاً به سریالی ششقسمتی و نسخهای سینمایی تبدیل شد.
ریشهها؛ عشقی که از کودکی آغاز شد
کریلی در ابتدای سخن، انگیزه اصلی خود را اینگونه بیان کرد: «از وقتی که یادم میآید، کودک بودم یا نوجوان، به درختها و گیاهها علاقه داشتم و مطالعه میکردم. این را بهعنوان یک سرگرمی و علاقه غیرحرفهای دنبال میکردم. در واقع عشق داشتم، دیگه؛ الان هم همینجور است.»
وی باور عمیقی به خودآگاهی درختان دارد و دلیل آن را چنین توضیح میدهد: «درختها شکل خودشان را با توجه به محیط تغییر میدهند. آفتابگردان نسبت به نور یک سنسور دارد؛ چشم ندارد، ولی یک ابزارِ احساسی دارد که جهت نور را تشخیص میدهد. همین داستان را در مورد وزش باد داریم که شکل خودش را تسخیر میکند. یا در مورد زمین، ریشهها جهت خاک غنی یا جایِ دارای رطوبت بیشتر را تشخیص میدهند.»
از یادداشتهای ۱۵ ساله تا کتابی سهجلدی
کریلی با اشاره به قدمت پژوهش خود گفت: «از حدود ۱۵ سال پیش، شاید هم ۲۰ سال پیش، درختان کهنسالی را که میدیدم یادداشت میکردم. در سال ۱۳۹۹ تصمیم گرفتم اینها را به شکل یک مجموعه کتاب سهجلدی دربیاورم. حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ درخت شاخص انتخاب کرده بودم و در هر صفحه یک درخت را معرفی کردم.»
اما چرا کتاب به فیلم تبدیل شد؟ نویسنده این مستند در پاسخ گفت: «بعضی از دوستان پیشنهاد دادند که اطلاعات را در قالب فیلم مستند در بیاوریم. گفتند کتاب متأسفانه در ایران خیلی مخاطب ندارد. فیلم اگر خوب و سرگرمکننده ساخته شود، وقت بیشتری دارد و میتواند همان رسالت را انجام دهد. آن کتاب سهجلدی تبدیل شد به سریالی ششقسمتی و نسخه کوتاهشده سینمایی آن.»
پژوهش بدون پشتوانه آکادمیک؛ از کتابخانه دانشگاه تهران تا گوگل
کریلی که رشته دانشگاهیاش مهندسی شیمی بوده، درباره چالشهای پژوهش گفت: «۲۰ سال پیش که اینترنت اینقدر توسعه نداشت، بیشتر به متون چاپی مراجعه میکردم. از دانشگاه تهران وقت میگرفتم و به کتابخانهاش میرفتم. اما به تدریج که منابع گوگل در دسترستر شد، خیلی کمک کرد.» وی زمانبندی پژوهش برای فیلم را حدود یک سال و نیم (از اواخر ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰) ذکر کرد.
چرا شش گونه؟
این کارگردان در پاسخ به این سوال که چرا از میان گونههای متعدد به شش گونه اُرس، بنه، سرو، نوش، گردو و چنار رسیدید، توضیح داد: «این شش گونه، عملاً دیرزیترین گونههای درختی ایران هستند. مثلاً درختان گیلاس یا سیب، بیشتر از ۶۰-۷۰ سال نمیتوانند عمر کنند، اما گونهای مثل اُرس بهراحتی به هزار سال و حتی دو هزار سال میرسد.» وی یادآور شد که ارسهای هزار ساله به وفور در ایران وجود دارد؛ شاید بتوان گفت هزاران پایه ارس بالای ۱۰۰۰ سال و حتی ۲۰۰۰ سال در ایران وجود دارد.
منابع و مراجع علمی؛ از مردم محلی تا طرح ملی
کریلی درباره منابع خود گفت: «انتخاب اولیه، همان جدول شخصی خودم بود که از ۱۵ سال پیش یادداشت میکردم. یکی از مهمترین منابع، مردم محلی هستند. از سالها پیش هر جا که برای سفر میرفتیم؛ لرستان، گیلان، سیستان، کرمان، فارس، از روستاییان درباره درختان کهنسال سؤال میکردم.»
وی یکی از رفرنسهای معتبر آکادمیک را «طرح ملی پایش و ثبت درختان کهنسال ایران» دانست که متولی آن سازمان تحقیقات جنگلها و مراتع ایران است و از خانم دکتر سودابه کروری و آقای مهندس مصطفی خوشنویس بهعنوان پیشگامان این حوزه نام برد.
وضعیت ناخوش برخی درختان و راههای حفاظت
کریلی درباره درختانی که در فیلم حالوروز خوبی نداشتند، توضیح داد: «درخت کهنسال فرقی با سایر موجودات زنده ندارد. وقتی سن ما بالا میرود، ارگانهایمان فرسوده میشود. شبیه همین اتفاق برای درختان هم میافتد.» وی ادامه داد: «یک درخت کهن ممکن است ۲۵۰۰ سال عمر کند، اما عمر ابدی ندارد. با بالا رفتن سن، چوب اولیه دوران نوزادیشان به تدریج میپوسد و از بین میرود. اکثر درختان کهنسال اینگونه از بین میروند.»
اما راههای حفاظت چیست؟ کارگردان این مستند اظهار کرد: «ما راههایی داریم که استاندارد علمی دارند. سطح داخلی تنه را میتراشیم و لایههای سست را برمیداریم، سپس مواد ضدآب مثل چسب لاتکس به جدار داخلی میمالیم. گاهی مجبوریم داخل تنه را با شن یا ماسه و سیمان پر کنیم یا دور تنه را با تسمه مهار کنیم. متأسفانه در سالهای اخیر، دهها درخت کهنسال را از دست دادهایم که با حفاظت اصولی میتوانستند زنده بمانند.»
اهمیت تکثیر درختان کهنسال؛ حفظ ژنتیک ممتاز
کریلی با تأکید بر اهمیت تکثیر گفت: «یک درخت هزارساله، دهها و شاید صدها خشکسالی، سیل، طوفان، زلزله، گرمای شدید، سرما را دیده ولی زنده مانده است. یعنی ژنتیک ممتاز و مقاومی دارد که طبعاً ارزش تکثیر دارد.» وی از تلاشهای استاد خوشنویس در تکثیر بذر درختان کهنسال و تولید هزاران نهال یاد کرد.
نقش مردم و فرهنگسازی؛ از اینستاگرام تا داوطلبان
کریلی درباره تأثیر فرهنگسازی گفت: «صفحه اینستاگرام «درختان کهنسال ایران» با بیش از ۲۵ هزار دنبالکننده، به مرجعی برای معرفی درختان کهنسال تبدیل شده است. خیلی از دنبالکنندگان داوطلبانه درخت معرفی میکنند، عکاسی میکنند، بذر جمعآوری میکنند و درخت میکارند. هدف اصلی این صفحه فرهنگسازی است و خوشبختانه حس میکنم بعد از سالها کمکم به این هدف نزدیک میشویم.»
همکاری با شهابحسینی و آرزوی نافرجام ابتهاج
کریلی درباره انتخاب راوی این مستند گفت: «انتخاب اول من برای گفتار متن، زندهیاد هوشنگ ابتهاج (سایه) بود. دوست داشتم نریشن را ایشان بخوانند، چون از نظر ادبی به نظر من حافظِ زمانه هستند. متن کامل را برایشان فرستادم و خیلی افتخار میکنم که کار را پسندیدند، اما گفتند طولانیتر از آن است که بتوانند قبول کنند، چون کسالت داشتند و این آرزو برآورده نشد.»
وی ادامه داد: «سال ۱۳۹۹ که ما درگیر پیشتولید بودیم، شهابحسینی در اوج شهرت بود. من واقعاً امید چندانی نداشتم که یک ستاره در این سطح فیلم مرا گویندگی کند. اما ایشان پس از خواندن متن تقریبا بلافاصله پذیرفت. در مورد اجرا هم روزهای متوالی، زمان و انرژی زیادی صرف کرد و گفتار متن را با تسلط و احساس کامل اجرا کرد.»
جزئیات تصویربرداری؛ ۱۱۷۰۰ کیلومتر، ۱۹ استان، ۱۰ ماه
کریلی در پایان درباره زمان تصویربرداری گفت: «در مجموع حدود ۱۰ ماه تصویربرداری طول کشید؛ حدود ۱۵ هزار کیلومتر رانندگی کردیم و در ۱۹ استان تصویربرداری، عکاسی و تحقیق انجام دادیم. همۀ فروردین، اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۰ را در سفر بودم؛ خراسان، سیستان، کرمان، یزد، اصفهان و... تابستان به کردستان، لرستان و شیراز رفتیم. پاییز به قزوین و مازندران. زمستان به البرز، گیلان و استانهای دیگر؛ از اردبیل و گیلان و آذربایجان تا سیستان و بلوچستان



