هفت صبح| تماشای «کوری» از همان دقایق نخست این احساس را ایجاد می‌کند که قرار نیست با یک معمای جنایی معمولی روبه‌رو باشیم. سجاد پهلوان‌زاده و تیم سازنده، به‌جای آنکه یک قتل یا یک پرونده پلیسی کلاسیک را نقطه آغاز قرار دهند، سراغ زخمی رفته‌اند که سال‌هاست هر از گاهی خبرش جامعه را تکان می‌دهد، قربانیان مشروبات الکلی تقلبی، نابینایی، مرگ و خانواده‌هایی که در چند ساعت زندگی‌شان زیر و رو می‌شود. همین انتخاب، بزرگ‌ترین امتیاز «کوری» است.

 

سریال از دل یک بحران واقعی، درامی می‌سازد که بیش از آنکه به دنبال هیجان‌های لحظه‌ای باشد، می‌خواهد درباره مسئولیت، قدرت، حقیقت و بهای پنهان‌کاری حرف بزند. «کوری» البته در همین نقطه متوقف نمی‌ماند. حادثه اولیه، تنها جرقه‌ای برای ورود به جهانی است که در آن هر شخصیت، گذشته‌ای دفن‌شده دارد و هر راز، دیر یا زود راه خود را به سطح پیدا می‌کند. جهان این سریال حافظه‌ای طولانی دارد، گذشته فراموش نمی‌شود و هر تصمیم، دیر یا زود به زندگی آدم‌ها بازمی‌گردد.

 

 پرونده‌ای که مدام بزرگ‌تر می‌شود


یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «کوری»، معماری روایی آن است. فیلمنامه به‌جای حرکت روی یک خط مستقیم، چند داستان موازی را هم‌زمان پیش می‌برد، پرونده قضایی، روابط خانوادگی، گذشته شخصیت‌ها، مناسبات قدرت و حتی زخم‌های شخصی آدم‌هایی که در ظاهر هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند. نکته مهم اینجاست که این خطوط روایی برخلاف بسیاری از سریال‌های معمایی، از هم جدا نمی‌مانند. هر قسمت، گره‌ای تازه میان این آدم‌ها ایجاد می‌کند و مخاطب به‌تدریج درمی‌یابد که هیچ شخصیتی اتفاقی وارد این جهان نشده است. همین ساختار باعث شده کنجکاوی مخاطب از جنس کشف رابطه‌ها باشد، نه انتظار برای یک غافلگیری ناگهانی.


«کوری» تعلیق را بیشتر از دل روابط انسانی استخراج می‌کند تا شوک‌های پی‌درپی. رازها قطره‌قطره آشکار می‌شوند و همین روند، ریتمی آرام اما پیوسته برای روایت می‌سازد. شاید در چند مقطع احساس شود برخی ابهام‌ها کمی طولانی نگه داشته شده‌اند، اما در مجموع سریال موفق می‌شود مخاطب را در مسیر خود همراه نگه دارد و هر هفته پرسش‌های تازه‌ای مقابل او قرار دهد.

 

بازپرس‌هایی که آدم هستند


سال‌هاست تصویر پلیس، بازپرس و قاضی در بخشی از تولیدات داخلی یا بیش از اندازه قهرمانانه بوده یا کاملاً خشک و کلیشه‌ای. «کوری» خوشبختانه از این دام فاصله گرفته است. بازپرس، دادستان و نیروهای تحقیق در این سریال ماشین اجرای قانون نیستند، آدم‌هایی هستند با تردید، خستگی، فشار، اشتباه و دغدغه‌های شخصی. آنها گاهی ناامید می‌شوند، گاهی عصبانی‌اند و گاهی میان قانون و واقعیت اجتماعی گرفتار می‌مانند. همین نگاه انسانی، شخصیت‌های قضایی سریال را باورپذیر کرده است.


دیالوگ‌هایی که میان بازپرس و دادستان رد و بدل می‌شود نیز همین نگاه را تقویت می‌کند، جایی که مسئله، فقط بستن یک پرونده نیست، بلکه مواجهه با چرخه‌ای است که مدام قربانی می‌گیرد و انگار پایانی برای آن متصور نیست. این تصویر، فاصله زیادی با الگوهای رایج تلویزیونی دارد و به فضای سریال هویت مستقلی می‌بخشد.

 

  امیر نوروزی، ستاره آرام سریال


در میان بازیگران پرتعداد «کوری»، امیر نوروزی یکی از مهم‌ترین برگ‌های برنده اثر است. او بدون نمایش‌های اغراق‌آمیـــــــز، شخصیتی می‌سازد که حضورش آرام‌آرام در ذهن مخاطب ریشـــه می‌دواند. نوروزی خوب می‌داند چگونه با کمترین میزان دیالوگ و کوچک‌ترین تغییر در نگاه یا لحن، وضعیت درونی شخصیتش را منتقل کند. بازی او بر پایه حرکت‌های کنترل شده و جزئیات بنا شده، روشی که با فضای واقع‌گرای سریال نیز کاملاً هماهنگ است.


محسن قصابیان نیز حضوری قابل اتکا دارد و پیچیدگی‌های شخصیتش را به‌تدریج آشکار می‌کند. امیر جعفری تصویری متفاوت از یک بازپرس ارائه می‌دهد و عباس جمشیدی‌فر هم در نقشی جدی، از قالب همیشگی خود فاصله گرفته است. مجموعه بازیگران، ترکیبی هماهنگ ساخته‌اند که اجازه نمی‌دهد بار روایت روی دوش یک ستاره باقی بماند.

 

مکافات، شخصیت پنهان سریال


اگر قرار باشد یک مفهوم را قلب تپنده «کوری» بدانیم، آن مفهوم «مسئولیت» است. سریال بارها نشان می‌دهد که فرار از حقیقــــــت، گذشته را پاک نمی‌کند، فقط دامنه خسارت را بزرگ‌تر می‌کند. تقریباً همه شخصیت‌های اصلی، زخمی از گذشته با خود حمل می‌کنند. هرکدام تلاش کرده‌اند بخشی از حقیقت را پنهان کنند یا تصمیمی را به تعویق بیندازند، اما جهان سریال اجازه فراموشی نمی‌دهد. نتیجه، زنجیره‌ای از رنج است که از یک نفر آغاز می‌شود و زندگی بسیاری را درگیر می‌کند.

 

همین نگاه، «کوری» را از یک تریلر جنایی صرف فراتر می‌برد. اینجا معما اهمیت دارد، اما اهمیت اصلی به این پرسش بازمی‌گردد که انسان تا کجا می‌تواند از مسئولیت اعمال خود فرار کند و هزینه این فرار را چه کسانی خواهند پرداخت. البته سریال هنوز تا پایان راه فاصله دارد و برای آنکه به یکی از آثار ماندگار شبکه نمایش خانگی تبدیل شود، باید در قسمت‌های آینده پاسخ‌هایی هم‌وزن پرسش‌هایش ارائه دهد. بعضی گره‌ها هنوز بیش از اندازه در ابهام مانده‌اند و حفظ تعادل میان تعلیق و پیشروی داستان، مهم‌ترین آزمون سازندگان خواهد بود.

 

با این همه، «کوری» تا اینجای مسیر یکی از قابل‌اعتناترین تریلرهای اجتماعی سال‌های اخیر است، اثری که روی سوژه‌ای ملتهب دست گذاشته، چند روایت موازی را با دقت کنار هم نشانده، تصویری انسانی از دستگاه قضایی ارائه کرده و با بازی‌های کنترل‌شده، به‌ویژه حضور درخشان امیر نوروزی، توانسته مخاطب را هر هفته مشتاق ادامه ماجرا نگه دارد. در روزگاری که بسیاری از سریال‌ها به شوک‌های لحظه‌ای و پیچش‌های تصنعی تکیه می‌کنند، «کوری» یادآوری می‌کند که گاهی خود حقیقت، هیجان‌انگیزترین داستان ممکن است.