
به گزارش هفت صبح، چهار قرن، زبان فارسی بر تخت دیوانسالاری هند تکیه زده بود؛ از دوره غزنویان تا صفویان، این زبان، پل ارتباطی فرهنگ، سیاست و ادبیات در سه امپراتوری بزرگ بود. اما این شکوه چگونه به خاموشی انجامید؟ محمود فتوحی رودمعجنی، استاد زبان و ادبیات فارسی و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در نشست «جدال زبانی ایران و هند» که روز شنبه، دهم مرداد در کتابفروشی خوارزمی برگزار شد، به این پرسش تاریخی پاسخ داد.
آغاز اختلافها؛ وقتی شاعران هندی از تبعیض گفتند
فتوحی با اشاره به اینکه این مسئله به وجهی ۴۰۰ سال و به وجه دیگر ۸۰۰ سال سابقه دارد، اظهار کرد: «در قرنهای ۱۶ تا ۱۹، ریلگذاری سیاست، فرهنگ، ادبیات و تجربه معنوی در سه امپراتوری بر بستر زبان فارسی بود.» اما از سالهای ۱۰۵۰ قمری، اختلافها آغاز شد. او نقل کرد: «اولین شکوه هندیها را از ایرانیها میشنویم که چرا ما را آدم حساب نمیآورید؟ برای آنکه شعر شما در فضای ادبی هند پذیرفته شود، چهار ویژگی باید داشته باشید: پیر باشید، پولدار باشید، شبکه ارتباطی قوی داشته باشید و ایرانی باشید. من که هندینژادم اگر بگویم شاعرم، برابر با کفر است و مرا به خاک سیاه مینشیند و شعرم نابود میشود.»
این استاد دانشگاه ادامه داد که شاعران هندی حق تصرف در زبان فارسی را نداشتند و این بیتوجهی، زمینهساز جدالهای ادبی میان شاعران ایران و هند در سالهای ۱۰۶۰ تا ۱۲۵۰ قمری شد، اما کسی به اعتراضات آنان توجه نکرد.
نقطه عطف؛ ورود انگلیسیها و فروپاشی پایگاههای فارسی
فتوحی با اشاره به ورود انگلیسیها به هند، اظهار کرد: «پایگاههای دیوانی زبان فارسی از ۱۱۷۸ قمری (۱۷۶۵ میلادی) در ایالتهای شرقی هند شروع به فرو ریختن کرد و مکاتبات اداری به زبان انگلیسی شد؛ البته هیچ اهانتی به زبان فارسی نمیکردند.»
او افزود: «بعد از ایجاد کمپانیهای انگلیسی در کلکته، کالج فورت ویلیام در سال ۱۲۱۴ قمری (۱۸۰۰ میلادی) برای آموزش زبانهای شرقی تأسیس شد. ادعای انگلیسیها این بود که دانش بشری و دانش جدید را به مردمی که تحت سیطره بریتانیا هستند، یاد بدهیم. اما مسئله این بود که این دانش جدید را با چه زبانی باید آموزش داد؟» این کالج که اساساً برای آموزش زبان فارسی به کارمندان بریتانیایی تأسیس شده بود، بهمرور به آموزش زبانهای هندی و محلی روی آورد و زمینهساز برچیدن زبان فارسی شد.
یادداشت ۱۱ صفحهای که تاریخ را تغییر داد
عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، سال ۱۸۳۵ میلادی را نقطه عطفی در این ماجرا دانست و گفت: «توماس بابینگتون مکولی، ادیب و سیاستمدار انگلیسی، با یک یادداشت ۱۱ صفحهای، مسیر تاریخ را تغییر داد.» در آن دوره، صد لک روپیه برای آموزش دانش جدید به هندیها در نظر گرفته شده بود، اما مشخص نبود این آموزش به چه زبانی انجام شود. مکولی در یادداشت خود نوشت: «در هندوستان زبان سانسکریت است و زبان عربی [همان زبان فارسی] و محتوای این دو زبان، مایه بلای این کشور است و شعر و خرافه و تصوف و تاریخ مجهول است.»
فتوحی تأکید کرد: «با جدلهایی که مکولی راه انداخت، بهتدریج اصولی را گنجاند که نهایتاً در سال ۱۸۷۳ میلادی، پرونده زبان فارسی در نظام دیوانی شبهقاره هند بسته شد. البته زبان فارسی همچنان در میان مردم باقی ماند، اما از مرکز آموزشها و نظام دیوانی حذف شد.»
تولد اردو؛ میراثی که از دل فارسی برخاست
این استاد دانشگاه با بیان اینکه سیاست زبانی انگلیسیها با ترویج زبانهای بومی آغاز شد، گفت: «زبانهایی که استطاعت کار نداشتند. شرقشناسان شروع به مطالعه درباره زبانهای محلی کردند و زبان اردو متولد شد.» او توضیح داد: «زبان اردو در ابتدا شعری بود در اردوگاهها به نام "ریخته" که بخشی فارسی، بخشی عربی و بخشی سانسکریت بود. اسم اردو از "اردو شاهی" گرفته شده و این زبان اکنون نزدیک ۳۰۰ میلیون گویشور با ادبیاتی غنی دارد.»
سیاست زبانی ایران؛ از اشرافیت تا انزوا
فتوحی در بخش پایانی سخنانش به نقد سیاست زبانی در ایران پرداخت و خاطرنشان کرد: «سیاست زبانی ما فرقهای و محدودسازی است و در را به روی هر نوآوری در زبان میبندیم. هر نوآوری مضحکه مواجه میشود، فارغ از اینکه از لحاظ دستور زبانی درست باشد یا نادرست.» او افزود: «البته اگر این نوآوری در شعر اتفاق بیفتد مقبول است؛ زیست ایرانی در شعر مباح است. اما خدا نکند وارد فضای علمی شود، از همان ابتدا به برجکش میزنند.»
وی با اشاره به تجربه تاریخی ایران در هند گفت: «آنچه در تجربه زبانی هند میبینیم این است که سیاست زبانی ما به لحاظ تاریخی، احساس اشرافیت داشتن و طرد دیگریای است که وارد زبان فارسی میشود. زبان محلی را حقیر میدانستیم بهگونهای که برخی شرم داشتند به لهجه خود صحبت کنند. به کار بستن این سیاست زبانی توسط نخبگان ما در هند، بخشی از پروژه انگلیس برای راندن تمدن فارسی از شبهقاره را کمک کرد.»
این استاد دانشگاه در پایان تأکید کرد: «مقداری زبان را باید آزاد گذاشت، زبان باید فضایی برای عمل کردن ذهن باشد. فارسی امروز نیازمند گشودگی به نوآوری و پرهیز از انزوای فرقهای است تا بار دیگر بتواند در عرصههای علمی و بینالمللی بدرخشد؛ درسی که از سرگذشت تلخ زبان فارسی در هند باید گرفت.»



