ثبت جهانی تالابها بدون نجات
کارشناسان معتقدند که کنوانسیون رامسر یکی از ضعیفترین مجموعههای بینالمللی است که امکان حمایت مالی برای حفاظت از تالابهای لیست خود را ندارد
هفت صبح| درست در روزهایی که مناقشه بر سر صدور مجوز توسعه میدان نفتی سهراب در تنها بخش زنده هورالعظیم بهعنوان یکی از تالابهای مهم و پرچالش ایران هنوز داغ است، سازمان حفاظت محیط زیست از ثبت دریاچه گهر به عنوان بیستوهشتمین تالاب ایران در کنوانسیون رامسر خبر میدهد اما پرسش اصلی این است که این ثبتها چه نتیجهای در بر داشته و آیا منتهی به بهتر شدن حال تالابهای کشور شده است؟
کارشناسان بر این باورند که کنوانسیون رامسر از ضعیفترین و نحیفترین ارگانهای بینالمللی است و اگرچه با مشقت زیاد، فرآیند ثبت تالاب پیگیری میشود اما این اقدام نه تنها منتهی به بهتر شدن حال تالابها نشده بلکه حتی نام آنها را بر سر زبانها انداخته و زمینه تخریب عرصههای تالابی را فراهم کرده است. آنچه در ایران پس از ثبت نام پهنههای آبی در کنوانسیون رامسر انجام شده، شاید برای عدهای نان داشته اما قطعا برای تالابها آب نداشته است.
قرار بود نام تالابهایمان را در کنوانسیون رامسر ثبت کنیم تا علاوه بر جلوگیری از تخریب و از بین رفتن تالابها، حفاظت و استفاده خردمندانه از آنها، بهویژه بهعنوان زیستگاه پرندگان آبزی مهاجر را تضمین کنیم اما حالا بعد از اینکه نام دریاچه گهر بهعنوان بیست و هشتمین تالاب به لیست تالابهای کنوانسیون رامسر افزوده شده، این پرسش اصلی مطرح است که این ثبتها به چه کار میآید؟
برگزاری نمایش و دیگر هیچ بر اساس آخرین برآوردهای رسمی، حدود
70 درصد تالابهای کشور با درجاتی از خشکیدگی دائمی، فصلی یا مقطعی مواجهاند؛ با این حال، آمار دقیقی از تعداد تالابهایی که در سال 1405 بهطور کامل خشک شدهاند، منتشر نشده است. سال آبی گذشته را در حالی پشت سر گذاشتهایم که دست کم چهار تالاب ثبت شده در کنوانسیون رامسر بهطور کامل خشک شدهاند و هفت تالاب دیگر هم در وضعیت نیمه خشک قرار داشتهاند. البته وجود آب در این تالابها هم به مفهوم وضعیت اکولوژیکی مطلوب نیست چون فلامینگوهای دریاچه ارومیه، تحت تاثیر عدم تامین تراز اکولوژیک، در میان نمکزارهای آن گیر افتادهاند و گروهی به دنبال نجاتشان هستند. در چنین شرایطی آیا میتوان از ثبت دریاچه گهر در کنوانسیون رامسر خوشحال بود؟
حسین رفیع کارشناس تالاب در گفتوگو با هفت صبح ثبتهای انجام شده در کنوانسیون رامسر را بیشتر نوعی نمایش میداند زیرا تاکنون برای هیچ یک از تالابهای ثبت شده در لیست این نهاد بینالمللی، هیچ اتفاق مثبتی رخ نداده است. او بر این باور است که ما هدفمان را گم کردهایم. در ابتدای راه شاید ثبت شدنها را عاملی برای تغییر بینش عمومی نسبت به تالابها میدانستیم و شاید این ثبتها کمک میکرد که نهادها و دستگاههای مختلف نسبت به تالابهای ثبت شده اهمیت قائل شده و نگاهشان را تغییر دهند؛
اما حالا همین ثبت، سبب میشود که نهادهای ذینفع حتی لجبازی هم بکنند. این کارشناس تالاب، با تاکید بر اینکه ثبتها با مشقت زیاد انجام میشود، مشخص نبودن هدف را مهمترین موضوع در ثبت تالابهای ایران معرفی میکند. او تاکید میکند که مسئولان باید بگویند که از این ثبتها چه هدفی را دنبال میکنند و چه ظرفیتی به حفاظت و بهرهبرداری از تالابهای کشور پس از این ثبتها، اضافه میشود.
کنوانسیون رامسر ضعیفترین نهاد بینالمللی
رفیع معتقد است که کنوانسیون رامسر یکی از ضعیفترین نهادهای بینالمللی حوزه محیط زیست است. شاید قدیمیترین نهاد باشد اما حتی مکان استقرارش را از اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN) قرض گرفته و نظارت بر این کنوانسیون هم به عهده IUCN است. این مجموعه از نظر مالی بسیار ضعیف بوده و منابع مالی لازم برای حمایت از تالابها را هم در اختیار ندارد.
به گفته این کارشناس تالاب، تاکنون تجربه موفقی از نجات تالابها در پی ثبت نام آنها در کنوانسیون رامسر گزارش نشده است. هامون که ثبت بینالمللی است، به دلیل عدم حضور افغانستان در کنوانسیون رامسر، بیآب رها شده و درباره هورالعظیم و هورالهویزه هم نتوانستهایم کاری انجام دهیم. تازه به میدان نفتی سهراب هم مجوز توسعه دادهایم تا همان اندک آب داخل هورالعظیم هم از دست برود.
رفیع بهعنوان کسی که در این حوزه کار کرده، از مسئولان میپرسد که ثبت تالابها با چه هدفی انجام میشود؟ با وجود این ثبتها، چرا شرایط تالابهای ثبت شده هر روز بدتر میشود. او بر این باور است که حتی گاهی ثبت نشدن باعث میشود که تالاب در یک گوشه امنی قرار گرفته و کمتر خسارت داشته باشد؛ اما وقتی یک تالاب ثبت میشود، بدتر به چشم میآید و به این اکوسیستم خسارت وارد میشود.
اختلاف نظر درباره ثبت دریاچه گهر
این کارشناس تالاب معتقد است که دریاچه گهری که به اسم تالاب ثبت شده، ظرفیت تالابی ندارد ولی مسعود باقرزاده کریمی دیگر کارشناس تالاب به هفت صبح تاکید میکند که دنیا بر اساس چیزی که ما اعلام میکنیم، درباره آثار ثبتی تصمیم میگیرد و خودش مستقلا نظری ندارد. نهادهای بینالمللی به دادههای ما اعتماد میکنند، بنابراین اگر به این ثبت شک دارید؛ باید پارامترهایی که بررسی شده و منتهی به ثبت دریاچه شده است را بررسی کنید، شاید ضعفی در آن باشد. او توضیح میدهد: بهعنوان کارشناس معتقدم که دریاچه گهر، ارزش ثبت داشته است؛ زیرا یک دریاچه منحصر بهفرد است.
اگرچه منبع تامین آبش ذوب برفهاست، ولی مکانیزم هیدرولوژیکی آن به قدری پیچیدگی دارد که لزوما اگر برف نیاید، این دریاچه از بین نمیرود. کیفیت آب و آبزیانی که در آن هستند، خاص بوده و یکسری گونههای دوزیست و آبزی آندمیک منطقه در آنجا وجود دارند، بنابراین ارزش ثبت دارد. از نگاه باقرزاده کریمی، میراث تاریخی و طبیعی دو هویت ما هستند که متولیانی برای ثبت آن تعریف شده تا بر اساس شاخصهای جهانی این آثار را به ثبت برسانند. این دو سازمان با ثبت چنین آثاری، به حاکمیت، مردم و دنیا اعلام میکنند که مناطقی در ایران با شاخصهای جهانی همخوان بوده و ارزش آن را دارند که در فهرست میراث جهانی قرار بگیرند.
ثبت عامل ایجاد جایگاه برای تالاب
به گفته این کارشناس تالاب، باید بعد از ثبت تالابها، سازمان محیط زیست بر اساس قانون حفظ و حمایت از تالابها و مقررات حقوقی که بر رامسرسایتها مترتب است، ساز و کارهای حفاظتی در این رابطه را اعلام کند. او میگوید که با ثبت تالابها در لیست کنوانسیون رامسر، تالابی که در سازمان محیط زیست جایگاه نداشت، یک جایگاهی پیدا کرد. بعد تبدیل به دفتر شد یعنی اداره کل برای آن شکل گرفت. قانون جامع برای تالابها نوشته شد و این اکوسیستم صاحب پیدا کرد. در بخش اجرا هم نیاز به متولی داشت که برایش ستاد ملی درست شد. در راس این ستاد رئیس جمهور مینشیند و 9 عضو کابینه در آن حضور دارند.
باقرزاده کریمی سخنان خود را با این پرسش ادامه میدهد که برای کدام موضوع محیط زیستی، یک ستاد در سطح هیئت وزیران جلسه تشکیل میدهد؟ اما با این وجود او معتقد است که شاید این اقدامات برای یک عده نان داشته باشد، ولی برای تالاب آب نداشته است. به باور این کارشناس تالاب، اگر نخواهیم اقدامی برای نجات تالابها انجام دهیم و تخریبها ادامه یابد، تشکیل ساختار برای تالاب هیچ فایدهای ندارد اما اقدام برای نجات تالابها، قطعا نیاز به ساختار دارد.
البته این ساختارها لازم هستند ولی برای نجات تالاب، کافی نیستند. ثبت جهانی تالابها اگر قرار نباشد به آب، حفاظت و جلوگیری از تخریب آنها منجر شود، در نهایت چیزی جز اضافه شدن چند نام به یک فهرست بینالمللی و ابزاری برای تکمیل رزومه مدیران، ثمره دیگری برای کشور نخواهد داشت.