کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۵۷۷۹۳
تاریخ خبر:

شکست خوردی؟ این راهکارها کمک می‌کنند دوباره روی پا بایستی

شکست خوردی؟ این راهکارها کمک می‌کنند دوباره روی پا بایستی

شکست را بخشی از مسیر بدانید، نه تعریفی از خودتان. ممکن است امروز چیزی طبق برنامه پیش نرفته باشد، اما همیشه امکان یادگیری، اصلاح مسیر و شروع دوباره وجود دارد.

«بزرگ‌ترین افتخار ما این نیست که هرگز شکست نخوریم؛ بلکه این است که پس از هر شکست، دوباره برخیزیم.» — کنفوسیوس

شکست هیچ‌وقت تجربه خوشایندی نیست. وقتی برای رسیدن به هدفی تلاش زیادی می‌کنیم و در نهایت نتیجه‌ای که انتظارش را داشته‌ایم به دست نمی‌آوریم، طبیعی است که احساس ناامیدی و ناراحتی کنیم. گاهی حتی ممکن است تصور کنیم تمام تلاش‌هایمان بی‌نتیجه بوده است. اما واقعیت این است که شکست، همیشه به معنای پایان مسیر نیست.

بسیاری از تجربه‌های ناموفق می‌توانند درس‌هایی به ما بدهند که شاید در زمان موفقیت هرگز متوجه آن‌ها نشویم. شکست به ما نشان می‌دهد چه چیزهایی نیاز به تغییر دارند، کجا باید بیشتر تلاش کنیم و چه تصمیم‌هایی را بهتر است دوباره بررسی کنیم.

نگاهی به مسیر زندگی بسیاری از افراد موفق نیز نشان می‌دهد که رسیدن به موفقیت معمولاً بدون تجربه اشتباه و ناکامی امکان‌پذیر نیست. آن‌ها بارها با موانع روبه‌رو شده‌اند، تصمیم‌های نادرستی گرفته‌اند و نتیجه دلخواهشان را به دست نیاورده‌اند؛ اما تفاوت اصلی این بوده که اجازه نداده‌اند یک شکست، مسیر آینده‌شان را تعیین کند.

پس اگر امروز با یک شکست روبه‌رو شده‌اید، آن را پایان داستان خود ندانید. کمی مکث کنید، از تجربه‌تان درس بگیرید، آنچه نیاز به اصلاح دارد پیدا کنید و سپس دوباره قدم بردارید. گاهی همین بازگشت دوباره، آغاز مسیری است که شما را به موفقیتی بزرگ‌تر می‌رساند.

 

 

چگونه با شکست کنار بیاییم و دوباره انگیزه پیدا کنیم؟

احساسات خود را بپذیرید و به خودتان فرصت بدهید

اولین قدم برای عبور از شکست، پذیرفتن اتفاقی است که افتاده است. طبیعی است که بعد از نرسیدن به یک هدف، احساس ناراحتی، ناامیدی یا حتی خشم داشته باشید. لازم نیست فوراً وانمود کنید که همه‌چیز خوب است یا احساسات خود را نادیده بگیرید.

به خودتان فرصت بدهید تا این احساسات را تجربه کنید و سپس به‌تدریج برای ادامه مسیر آماده شوید. صحبت با یک فرد قابل اعتماد، نوشتن افکار و احساسات یا کمی فاصله گرفتن از موقعیت می‌تواند به آرام‌تر شدن ذهن کمک کند. به یاد داشته باشید که ناراحتی از شکست، نشانه ضعف نیست؛ بخشی طبیعی از تجربه‌های زندگی است.

 

شکست را با ارزش و توانایی‌های خود یکی ندانید

یک اشتباه یا نتیجه ناموفق نمی‌تواند تمام توانایی‌ها و ارزش‌های شما را تعریف کند. به جای اینکه با خودتان بگویید «من شکست خوردم، پس آدم ناموفقی هستم»، بهتر است شکست را یک اتفاق مشخص در یک مرحله از زندگی ببینید.

ممکن است یک تصمیم نتیجه مطلوبی نداشته باشد یا هدفی آن‌طور که انتظار داشتید پیش نرود، اما این موضوع به معنای ناتوان بودن شما نیست. جدا کردن «نتیجه یک تلاش» از «هویت شخصی» کمک می‌کند اعتمادبه‌نفس خود را حفظ کنید و با ذهنی بازتر برای قدم بعدی تصمیم بگیرید.

 

به‌جای سرزنش، از شکست درس بگیرید

پس از یک تجربه ناموفق، سرزنش کردن خود معمولاً چیزی را تغییر نمی‌دهد. بهتر است به جای تمرکز روی جمله‌هایی مانند «چرا این‌طور شد؟» یا «من همیشه اشتباه می‌کنم»، سؤال‌هایی بپرسید که به شما برای پیدا کردن راه‌حل کمک کنند.

از خودتان بپرسید: چه چیزی طبق برنامه پیش نرفت؟ کدام تصمیم نیاز به اصلاح داشت؟ دفعه بعد چه کاری را می‌توانم متفاوت انجام دهم؟ پاسخ به این پرسش‌ها باعث می‌شود شکست را به یک تجربه آموزشی تبدیل کنید.

گاهی یک نتیجه ناموفق می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره نقاط قوت، ضعف‌ها و مسیر پیش رو در اختیار شما قرار دهد. وقتی به جای سرزنش، روی یادگیری تمرکز می‌کنید، شکست دیگر فقط یک پایان نیست؛ می‌تواند نقطه شروعی برای رشد و انتخاب‌های بهتر باشد.

 

راهکارهای حفظ انگیزه و ادامه دادن مسیر

شروع یک کار معمولاً هیجان‌انگیز است؛ اما چیزی که موفقیت واقعی را رقم می‌زند، توانایی ادامه دادن در روزهایی است که انگیزه کمتر می‌شود. ممکن است در ابتدای مسیر با انرژی زیادی حرکت کنید، اما برای رسیدن به نتیجه، استمرار و پایبندی به هدف اهمیت بیشتری دارد. با چند عادت ساده می‌توانید انگیزه خود را تقویت کنید و در مسیر باقی بمانید.

 

افکار و اهداف خود را بنویسید

ذهن ما در طول روز پر از افکار، نگرانی‌ها و تردیدهای مختلف است. نوشتن این افکار می‌تواند کمک کند آن‌ها را بهتر بشناسید و ذهن خود را منظم‌تر کنید. وقتی اهداف، برنامه‌ها و حتی موانعی را که در مسیر احساس می‌کنید روی کاغذ می‌آورید، راحت‌تر می‌توانید روی آن‌ها تمرکز داشته باشید.

یک دفترچه برای ثبت اهداف و پیشرفت‌های روزانه داشته باشید و هر روز چند دقیقه درباره کارهایی که انجام داده‌اید، چالش‌هایی که داشته‌اید و قدم بعدی خود بنویسید. مرور این نوشته‌ها در طول زمان می‌تواند به شما نشان دهد که حتی قدم‌های کوچک نیز بخشی از پیشرفت هستند.

 

موانع رسیدن به هدف را شناسایی و حذف کنید

گاهی مشکل اصلی کمبود انگیزه نیست؛ بلکه عادت‌ها و رفتارهایی هستند که ما را از هدفمان دور می‌کنند. اگر هدف مشخصی دارید، باید بررسی کنید چه چیزهایی در زندگی روزمره با آن هدف در تضاد هستند.

برای مثال، اگر تصمیم گرفته‌اید صبح‌ها زودتر بیدار شوید، دیر خوابیدن می‌تواند یکی از موانع اصلی شما باشد. نمی‌توان انتظار داشت فردی که هر شب بسیار دیر می‌خوابد، صبح زود با انرژی از خواب بیدار شود. بنابراین به جای اینکه فقط روی «زود بیدار شدن» تمرکز کنید، باید عادت‌های شبانه خود را نیز اصلاح کنید.

همین اصل درباره اهداف دیگر هم صدق می‌کند. اگر می‌خواهید مطالعه کنید، عوامل حواس‌پرتی را کاهش دهید؛ اگر قصد دارید مهارتی جدید یاد بگیرید، برای آن زمان مشخصی در برنامه روزانه خود تعیین کنید و اگر می‌خواهید به یک هدف بزرگ برسید، فعالیت‌هایی را که وقت و انرژی شما را بدون نتیجه مصرف می‌کنند، محدود کنید.

 

هدف بزرگ را به قدم‌های کوچک تقسیم کنید

وقتی هدفی بسیار بزرگ و دور از دسترس به نظر برسد، ممکن است خیلی زود انگیزه خود را از دست بدهید. به همین دلیل بهتر است مسیر را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید.

به جای اینکه فقط به نتیجه نهایی فکر کنید، روی کاری تمرکز کنید که همین امروز می‌توانید انجام دهید. پیشرفت‌های کوچک، احساس موفقیت ایجاد می‌کنند و همین احساس می‌تواند انگیزه لازم برای ادامه مسیر را افزایش دهد.

 

دلیل خود برای ادامه دادن را به خاطر بسپارید

در روزهایی که انگیزه ندارید، به یاد آوردن دلیل شروع مسیر می‌تواند کمک‌کننده باشد. از خودتان بپرسید چرا این هدف برای من اهمیت دارد و رسیدن به آن چه تغییری در زندگی من ایجاد خواهد کرد؟

وقتی هدف برایتان معنای مشخصی داشته باشد، احتمال اینکه در مواجهه با خستگی یا شکست زود تسلیم شوید کمتر می‌شود. انگیزه همیشه ثابت نمی‌ماند؛ بنابراین بهتر است علاوه بر انگیزه، روی عادت‌های درست، برنامه‌ریزی و استمرار نیز حساب کنید.

 

شکست های افراد موفق

قبل از اینکه به دلیل شکست ها و راه های تبدیل آن به موفقیت اشاره کنم، اجازه دهید به چند مورد از شکست های افراد موفق دنیا اشاره کنم.

 

استیو جابز و اخراج از شرکت خودش!

استیو جابز، موسس و مدیرعامل شرکت اپل، بعد از تولید محصولات موفقی مانند اپل 1 و 2، آیفون، آی پد و آی پاد، آی او اس و … در دو پروژه سنگین و هزینه بر به نام های لیزا و اپل 3 شکست خورد و مجبور شد جان اسکالی (کدیرعامل سابق شرکت پپسی) را به کرسی مدیریت اپل بنشاند و جایگزین خود کند. بعد از این که جان مدیریت آنجا را به دست گرفت، با تصمیم او و هیئت مدیره، استیو جابز را از اپل اخراج کردند و این، بزرگ ترین شکست برای جابز به حساب می‌آمد. یعنی اخراج از شرکت خودش!

اما او با این حال تصمیم گرفت به کارش با قدرت ادامه دهد و با سرمایه هفت میلیون دلاری، شرکت کامپیوتری نکست را به راه انداخت. شرکتی که توانست اولین مرورگر وب نرم افزاری جهان و اولین سیستم ایمیلی جهان را به بازار عرضه کند. جابز با نکست به قدری خوب کار کرد که شرکت اپل مجبور شد برای ادامه بقای خود، در سال 1996 و با مبلغ 429 میلیون دلار نکست را بخرد. در واقع اپل با این کار عملاً می‌خواست استیو جابز را به شرکت خودش برگرداند.

پس استیو جابز شرکت اپل  را به راه انداخت، از همان شرکت اخراج شد، شرکت دیگری زد و با مبلغ گزاف آن را به همان شرکت قبلی اش یعنی اپل فروخت و به آنجا برگشت. دیدید؟ جابز از شکست سنگین خودش، موفقیت بزرگی نصیب خود کرد.

برای تبدیل شکست به موفقیت ، چیزهای جدید را امتحان کنید

 

اگر رولینگ تسلیم می‌شد هری پاتری وجود نداشت!

پس از اینکه مادرش را از دست داد، تنها با گذشت 13 ماه از ازدواجش با همسرش از او جدا شد و با دختر نوزادش بی سرپناه به زندگی ادامه داد. آن هم فقط با کمک های مالی دولت!

تصمیم گرفت ایده تازه اش را به داستان تبدیل کند و این کار را کرد. اما هیچ کس حاضر نبود داستان او را حتی کامل بخواند، چه برسد به اینکه بخواهد آن را چاپ کند! اما او پس از این شکست ها تسلیم نشد و تصمیم گرفت تا زمانی که تمام ناشران به او جواب منفی ندادند به تلاش های خود ادامه دهد.

این تلاش ها نتیجه داد و حالا جی. کی. رولینگ، تبدیل به یکی از معروف ترین و ثروتمند ترین سلبریتی ها و نویسندگان جهان شده. نویسنده ای که خالق داستان هری پاتر، یکی از محبوب ترین داستان های جهان است…

آیا اگر رولینگ با همان جواب منفی اول و یا با شکست های اولیه اش تسلیم می‌شد، آیا این ثروت و خوش بختی اکنونش را داشت؟

 

 

ادیسون و اختراع برق

شاید شما هم این جمله معروف توماس ادیسون را شنیده باشید که می‌گوید: من شکست نخوردم، فقط 1000 روش پیدا کردم که به موفقیت ختم نمی‌شود.

این جمله او نشان می‌دهد که برای اختراع برق، بیش از 1000 بار تلاش کرد و شکست خورد تا در نهایت به موفقیت رسید. بیش از 1000 بار!

همان ادیسونی که در کودکی به او می‌گفتند کودن است و نمی‌تواند در آینده حتی زندگی معمولی داشته باشد. آیا شما هم حاضرید برای رسیدن به هدف خود بیش از 1000 بار تلاش کنید؟

 

حرف آخر

شکست هیچ‌وقت تجربه ساده و خوشایندی نیست؛ به‌خصوص زمانی که برای رسیدن به هدفی بزرگ تلاش کرده‌ایم و نتیجه برخلاف انتظارمان رقم خورده است. با این حال، شکست نباید به معنای متوقف کردن کامل زندگی باشد. بعد از یک تجربه سخت، به خودتان فرصت بدهید تا آرام‌تر شوید، ذهن‌تان را از فشار فاصله دهید و با فعالیت‌های ساده و سازنده، دوباره تعادل خود را پیدا کنید. مطالعه، یادگیری مهارت‌های جدید و تجربه کردن فعالیت‌های متفاوت می‌تواند دیدگاه شما را گسترده‌تر و ذهن‌تان را برای شروع دوباره آماده کند.

گاهی یک شکست بزرگ می‌تواند فرصتی برای بازنگری در مسیر باشد. اگر اتفاقی شما را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است، به جای اینکه خودتان را سرزنش کنید، از خود بپرسید این تجربه چه چیزی به من آموخت و چه تغییراتی می‌توانم برای آینده ایجاد کنم؟

در نهایت، شکست را بخشی از مسیر بدانید، نه تعریفی از خودتان. ممکن است امروز چیزی طبق برنامه پیش نرفته باشد، اما همیشه امکان یادگیری، اصلاح مسیر و شروع دوباره وجود دارد.

ذهن انسان مانند چتر نجات است؛ زمانی کارآمد است که باز شود. پس ذهن خود را باز نگه دارید، از تجربه‌ها یاد بگیرید و اجازه دهید هر شکست، شما را برای قدم بعدی آماده‌تر کند.

 

کدخبر: ۶۰۱۵۷۷۹۳
تاریخ خبر:
ارسال نظر