غرامت جنگ؛ صورتحسابی برای تخریب طبیعت ایران
انتشار میلیونها تن معادل دیاکسید کربن و هزاران تن آلاینده در پی حملات به تأسیسات انرژی کشورمان ضرورت طرح مطالبه جدی غرامت تخریب محیط زیست ایران را برجسته کرد
هفت صبح| هزینههای محیطزیستی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، سالها و حتی دههها بر دوش مردم و نسلهای آینده باقی خواهد ماند. دیروز در همایش بینالمللی «اکوساید؛ جنایت جنگی خاموش» دو مقام مسئول کشورمان در این رابطه هشدار دادند. شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست با اشاره به برآوردهای انجامشده از پیامدهای حملات به مخازن سوخت و تأسیسات مرتبط اعلام کرد که در بازهای چندروزه، حدود ۹۰۴ تن ذرات معلق، ۴۷۰۰ تن ترکیبات آلی و بیش از ۱۳ هزار تن اکسیدهای گوگرد منتشر شده است.
به گفته او، حدود ۱.۵میلیون تن معادل دیاکسید کربن نیز وارد جو شده؛ حجمی که از نظر جذب سالانه کربن با ظرفیت حدود ۶۶ میلیون درخت مقایسه شده است.همچنین عباس عراقچی، وزیر امورخارجه با تأکید بر ضرورت پاسخگویی عاملان تخریب محیطزیست در جنگ، خواستار عبور جامعه جهانی از محکومیتهای لفظی و حرکت بهسوی مستندسازی مستقل خسارات، تعیین مسئولیت حقوقی و جبران زیانها شد.
این سخنان و این ارقام، صرفاً بخشی از صورتحساب محیطزیستی جنگ را نشان میدهند. واقعیت این است که اگر مسئولان کشورمان خسارتهای جنگی را فقط با هزینه بازسازی پالایشگاهها، مخازن سوخت و دیگر تأسیسات آسیبدیده بسنجند، بخش بزرگی از هزینه واقعی جنگ از محاسبات بیرون میماند. غرامت محیطزیستی باید از به رسمیت شناختن خسارت به طبیعت بهعنوان بخشی مستقل و قابل ارزیابی از خسارات جنگ محاسبه شود.
نخستین بُعد این مطالبه، سلامت عمومی است. انتشار آلایندهها در پی آتشسوزی تأسیسات نفتی و انرژی میتواند کیفیت هوا را تحت تأثیر قرار دهد و زمینه انتقال برخی ترکیبات خطرناک به خاک و منابع آب را فراهم کند. شینا انصاری گفته است که شرایط جوی و ارتفاع لایه آلودگی مانع رسیدن آلودگی به سطح تنفسی تهران شد. بااینحال، ارزیابی کامل پیامدهای چنین رخدادهایی به پایش مستمر هوا، خاک و آب و بررسی علمی میزان مواجهه جمعیتهای در معرض خطر نیاز دارد. هزینه این پایشها، مطالعات پزشکی و اقدامات احتمالی پاکسازی باید در محاسبات خسارت محیطزیستی دیده شود. هرچند تعیین خسارت سلامت به شواهد و ارزیابیهای تخصصی نیاز دارد.
دومین بُعد، امنیت منابع حیاتی است. آلودگی محیطزیست در مرز محل حمله متوقف نمیشود. در صورت انتقال آلایندهها به خاک، منابع آب یا اراضی کشاورزی، پیامدها میتواند به سلامت مصرفکنندگان، تولید غذا و معیشت جوامع محلی نیز برسد. در حال حاضر نمیتوان بدون دادههای میدانی درباره میزان آلودگی هر منطقه یا خسارت واردشده به منابع آب و کشاورزی حکم قطعی داد. اما همین احتمال، ضرورت نمونهبرداری، پایش مستقل و ثبت دقیق خسارات را نشان میدهد. غرامت باید بر پایه نتایج این بررسیها، هزینه پیشگیری از گسترش آلودگی و مخارج احیای منابع آسیبدیده را نیز در نظر بگیرد.
سومین بُعد، خسارت اقلیمی جنگ است. انتشار حدود ۱.۵ میلیون تن معادل دیاکسیدکربن در چند روز، مقیاس قابلتوجهی از انتشار گازهای گلخانهای را نشان میدهد. این در حالی است که کشورها برای کاهش انتشار کربن و توسعه انرژیهای پاک به منابع مالی، فناوری و برنامهریزی بلندمدت نیاز دارند. افزون بر انتشار مستقیم آلایندهها، آسیب به زیرساختهای انرژی میتواند برنامههایی مانند جمعآوری گازهای مشعل، ارتقای استانداردهای صنعتی و توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر را نیز به تأخیر بیندازد. بنابراین، ارزیابی خسارت باید علاوه بر آلودگی ایجادشده، هزینههای قابلاثبات ناشی از اختلال در برنامههای محیطزیستی و اقلیمی را هم بررسی کند.
چهارمین بُعد، آینده زیستبومهاست. جنگ به جنگلها، تالابها، اراضی کشاورزی، محیطهای دریایی و زیستگاههای طبیعی آسیب وارد میکند. آسیبهایی که بازسازی آنها با پایان درگیری یا تعمیر زیرساختها محقق نمیشود. عراقچی در سخنان خود بر ماندگاری آثار تخریب محیطزیستی و ضرورت مستندسازی مستقل خسارات، ارزیابی آثار بلندمدت و فراهمکردن امکان جبران و بازسازی تأکید کرده است. این نگاه یادآور میشود که طبیعت را نباید و نمیتوان با قیمت تجهیزات تخریبشده سنجید. احیای یک زیستبوم به سالها پایش، تأمین منابع مالی و اقدامات تخصصی نیاز دارد.
در همین چارچوب، عراقچی خواستار تقویت مسئولیتپذیری بینالمللی و حمایت از گفتوگوهای حقوقی درباره شناسایی «اکوساید» بهعنوان جرمی مستقل در سطح بینالمللی شده است. بااینحال، مطالبه غرامت نیازمند پروندهای مستند است که شامل اندازهگیری مستقل آلودگیها، تعیین محدوده خسارت، ارزیابی هزینه پاکسازی و احیا و بررسی رابطه میان حملات و آسیبهای ثبتشده است. اعلام آمار انتشار آلایندهها نقطه شروع مهمی است، اما بهتنهایی رقم نهایی غرامت را مشخص نمیکند.
مطالبه غرامت محیطزیستی کشورمان نباید به یک موضعگیری سیاسی یا بیانیه اعتراضی محدود بماند. این مطالبه به سازوکاری علمی و حقوقی نیاز دارد که خسارت به سلامت مردم، منابع حیاتی، اقلیم و زیستبومها را مستند کند و هزینه جبران آن را برآورد کند. اگر بازسازی پس از جنگ را محدود در بازسازی ساختمانها و تأسیسات بدانیم، بخشی از خسارت واقعی نادیده گرفته خواهد شد. صورتحساب جنگ باید هزینهای را هم در بر بگیرد که بر خاک، آب، هوا و آینده طبیعت ایران تحمیل شده است.