کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۴۶۳۸
تاریخ خبر:
یک سحرگاه، پنج طناب، چند خطا

بررسی حقوقی فیلم جنایی ‌زنده‌شور‌

بررسی حقوقی فیلم جنایی ‌زنده‌شور‌

«زنده‌شور» می‌خواهد التهاب سحرگاه اجرای حکم را به پرده سینما بیاورد، اما خطاهای حقوقی اجازه نمی‌دهند همه چیز به اندازه قصه واقعی به نظر برسد

هفت صبح| علاقه به ژانر جنایی در میان مخاطبان سینما و شبکه نمایش خانگی آن‌قدر زیاد است که فیلمسازان را به ساخت آثار پلیسی و جنایی ترغیب کرده است. در سال‌های اخیر شاهد فیلم‌های زیادی با مضامین جنایی بوده‌ایم که اتفاقاً با استقبال تماشاگران نیز روبه‌رو شده‌اند. اما آنچه در تعدادی از این فیلم‌ها توی ذوق می‌زند، اشکالات حقوقی و تناقض برخی اتفاقات داستان با قوانین مجازات اسلامی است. خطاهایی که جای خالی حضور یک کارشناس حقوقی در کنار عوامل تولید را به‌وضوح نشان می‌دهد.

 

 زنده‌شور

فیلم سینمایی «زنده‌شور» که این روزها روی پرده سینما در حال اکران است، یکی از همین فیلم‌های جنایی پرکشش است. این فیلم قصه پنج محکوم به قصاص را روایت می‌کند که سحرگاه اجرای حکم، هم‌زمان پای چوبه دار می‌روند.روایت چنین قصه‌ای می‌تواند با نمایش تجربه‌هایی که در دسترس عموم مردم نیست، بسیار جذاب باشد. جای پرداختن به آخرین لحظات حیات یک قاتل نیز در سینما خالی بود. به همین دلیل، سوژه فیلم ناب و جذاب است، اما مشکلات حقوقی باعث شده روایت «زنده‌شور» در بخش‌هایی فاصله زیادی با واقعیت پیدا کند و همین مسئله، باورپذیری آن لحظات نفس‌گیر را کاهش داده است.

 

 آزادی قاتل

بخشی از فیلم «زنده‌شور» اقتباسی از ماجرای یک قاتل ۱۶ ساله به نام سیناست. سال ۸۶، پسر ۱۶ ساله‌ای به نام سینا پایمرد در جریان یک نزاع دسته‌جمعی مرتکب قتل دوست ۲۱ ساله‌اش شد.سینا هنگام اجرای حکم تقاضا کرد نی بنوازد و چنان سوزناک نواخت که اولیای دم پرونده‌ای دیگر که هم‌زمان برای اجرای حکم متهم پرونده خود آمده بودند، تحت تأثیر قرار گرفتند و برای سینا طلب بخشش کردند.

 

نی‌نوازی سینا سرانجام باعث شد اولیای دم هر دو پرونده از قصاص دو قاتل بگذرند و سینا به «قاتل نی‌زن» مشهور شد. در فیلم «زنده‌شور» نیز یکی از متهمان با نواختن نی از قصاص رهایی پیدا می‌کند و زمینه رهایی متهم دیگری را نیز فراهم می‌سازد.پس از آن، نماینده دادستان با بازی شبنم مقدمی؛ که در محل اجرای حکم حضور دارد، می‌گوید دو متهمی که بخشیده شده‌اند، فردا صبح آزاد خواهند شد.

 

اما در قانون، موضوعی با عنوان «جنبه عمومی جرم» وجود دارد و محکومان به قصاص پس از بخشیده شدن توسط اولیای دم، بار دیگر راهی زندان می‌شوند و باید تکلیف مجازات آنان بابت جنبه عمومی جرم مشخص شود. آزادی آنان پس از طی فرآیند قانونی و گذراندن مجازاتی صورت می‌گیرد که برای این بخش تعیین شده است، نه لزوماً صبح روز بعد از بخشش پای چوبه دار.

 

ورود خانواده قاتل ممنوع

یکی دیگر از اشکالات آشکار فیلم این است که خانواده محکومان همراه با شاکیان و عوامل اجرای حکم تا پای چوبه دار حضور دارند و برای بخشیده شدن محکوم التماس می‌کنند. این در حالی است که خانواده محکوم امکان حضور آزادانه در محل اجرای حکم را ندارند و حضور آنان در محیط زندان نیز  ممنوع است.آخرین دیدار خانواده محکوم با او نیز معمولاً پیش از اجرای حکم و براساس ضوابط زندان، در شب قبل از اجرا و زمانی که قاتل به سوییت منتقل شده، انجام می‌شود.

 

 سارا بهرامی ولی دم بود

در این فیلم، شبنم نام یکی از مقتولان است و سارا بهرامی نقش خواهر او را بازی می‌کند. در بخشی از فیلم، مادر شبنم می‌گوید پس از قتل دخترش، پدر او نیز فوت کرده و حالا خودش ولی دم است. شخصیت با بازی سارا بهرامی نیز با التماس تلاش می‌کند رضایت مادرش را جلب کند.مسئله اینجاست که با فوت یکی از اولیای دم، حق قصاص بعد از انحصار وراثت به ورثه او منتقل می‌شود. بنابراین در چنین شرایطی باید وضعیت وراث پدر و سهم هر یک در حق قصاص مشخص شود. در نتیجه، شخصیت خواهر مقتول به عنوان ورثه درجه دوم، خود دارای حق قصاص است و نیازی نیست برای جلب رضایت به مادرش التماس کند.

 

دسته را بکش

در جرایمی که حکم اعدام در پی دارند، سازوکار اجرای حکم با قصاص یکسان نیست. در قصاص نفس، حق اجرای قصاص متعلق به صاحب حق قصاص است و اجرای آن باید صرفا توسط شاکی انجام شود. مگر اینکه شاکی به فرد دیگری وکالت داده باشد.در فیلم می‌بینیم که به یک سرباز وظیفه گفته می‌شود دسته را بکشد و او از انجام این کار امتناع می‌کند. این صحنه با سازوکار حقوقی اجرای قصاص و جایگاه صاحب حق قصاص همخوانی روشنی ندارد و فیلم نیز توضیحی درباره وجود وکالت یا مجوز قانونی برای چنین اقدامی ارائه نمی‌دهد.

 

 دیه را ندزد

در بخشی دیگر از فیلم می‌بینیم که قاضی اجرای احکام، با بازی بهرام افشاری، به دیگران اجازه می‌دهد برای جمع‌آوری مبلغ مورد نیاز تلاش کنند و ناگهان یکی از محکومان، با بازی حامد بهداد، به همسرش می‌گوید پول‌ها را بردارد و فرار کند.در این سکانس، محل اجرای حکم تقریباً به فضایی برای رفت‌وآمد آزاد افراد تبدیل شده است.

 

گذشته از این مسئله، جمع‌آوری و پرداخت مبالغ مرتبط با پرونده‌های قضایی دارای سازوکارهای مالی و قضایی مشخص است و  از سوی دادگستری شماره حساب بلاک شده‌ای برای جمع آوری کمک‌های مردمی ارائه می‌شود اما فیلم توضیح قانع‌کننده‌ای ارائه نمی‌دهد که چگونه چنین پولی می‌تواند به‌آسانی در اختیار یک فرد قرار گیرد و امکان برداشتن آن و فرار کردن وجود داشته باشد.

 

اختیارات آقای قاضی 

یکی از مهم‌ترین ایرادات فیلم به جایگاه شخصیت معاونت دادستان با بازی بهرام افشاری مربوط می‌شود. او در مقام قاضی اجرای احکام پای چوبه دار حاضر می‌شود، اما در بخش‌هایی از فیلم با عنوان «معاون دادستان» مورد خطاب قرار می‌گیرد. این دو عنوان و جایگاه قضایی را نمی‌توان بدون توضیح حقوقی معادل یکدیگر در نظر گرفت.چون معاون دادستان کسی است که در دادگاه از کیفرخواست دفاع می‌کند.

 

در بخشی از فیلم، پس از آنکه دو ولی دم از قصاص می‌گذرند، شخصیت معاون دادستان با بازی بهرام افشاری ناگهان می‌گوید: «من اگر بخواهم همه را با هم بالا می‌کشم!» این جمله شاید برای افزایش تنش و نمایش اقتدار شخصیت معاون دادستان نوشته شده باشد، اما از منظر حقوقی با ماهیت قصاص سازگار نیست. با اعلام معتبر گذشت صاحب حق قصاص، مقام قضایی نمی‌تواند بنا بر اراده شخصی تصمیم به اجرای قصاص بگیرد. همین صحنه یکی از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد «زنده‌شور» برای افزایش التهاب دراماتیک، گاهی مرز میان اختیار قضایی و حق قانونی اولیای دم را نادیده گرفته است.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۴۶۳۸
تاریخ خبر:
ارسال نظر