قصه فتحعلی اویسی که قواعد کارنامه خودش را برهم زد
فتحعلی اویسی از سینمای جدی و نقشهای تاریخی به کمدی تلویزیونی رسید و در کارگردانی و خوانندگی نیز چهره دیگری از خودش نشان داد
هفت صبح| فتحعلی اویسی از آن بازیگرهایی بود که حافظه ما نمیتواند او را در یک تصویر نگه دارد. کافی است نامش را بشنویم تا چند اویسی متفاوت همزمان به یادمان بیاید. مرد جدی و گاه عبوس فیلمهای مهم دهه شصت، بازیگر نقشهای تاریخی تلویزیون، کیومرث کاووسیِ «بدون شرح» با آن خندههای مهارنشدنی و صدایی که یک روز تصمیم گرفت بازیگری را کنار بزند و خودش تبدیل به خاطره شود. ۱۳ مهر، سالروز درگذشت هنرمندی است که شاید جذابترین بخش کارنامهاش همین باشد: هیچوقت نگذاشت تماشاگر مطمئن شود فتحعلی اویسی بعدی قرار است چه شکلی باشد.
فتحعلی اویسی از آن بازیگرهایی بود که حافظه ما نمیتواند او را در یک تصویر نگه دارد. کافی است نامش را بشنویم تا چند اویسی متفاوت همزمان به یادمان بیاید. مرد جدی و گاه عبوس فیلمهای مهم دهه شصت، بازیگر نقشهای تاریخی تلویزیون، کیومرث کاووسیِ «بدون شرح» با آن خندههای مهارنشدنی و صدایی که یک روز تصمیم گرفت بازیگری را کنار بزند و خودش تبدیل به خاطره شود. ۱۳ مهر، سالروز درگذشت هنرمندی است که شاید جذابترین بخش کارنامهاش همین باشد: هیچوقت نگذاشت تماشاگر مطمئن شود فتحعلی اویسی بعدی قرار است چه شکلی باشد.
همچنین بخوانید:
بیوگرافی ربکا قادری مدل و یوتیوبر معروف و ماجرای توقیف اموال
قیمت سکه و طلا امروز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ / طلا بازهم گران شد
پیش بینی قیمت دلار امروز دوشنبه ۱۳ مهرماه
قیمت دلار توافقی امروز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵
مردی که قرار نبود کمدین باشد
اگر کسی اویسی دهه شصت را میدید، احتمالا سخت میتوانست حدس بزند همین مرد سالها بعد یکی از محبوبترین چهرههای کمدی تلویزیون شود. او متولد ۲۱ دی ۱۳۲۴ در قم بود و برای تحصیل سینما راهی آمریکا شد. پس از بازگشت به ایران، فعالیت حرفهایاش را ادامه داد و سال ۱۳۵۷ با «قدغن» علیرضا داوودنژاد وارد سینما شد.
مسیر بعدی او به فیلمهایی رسید که هرکدام بخشی مهم از سینمای ایران را ساختهاند. در «ناخدا خورشید» ناصر تقوایی حضور داشت، در «سرب» مسعود کیمیایی بازی کرد و مقابل دوربین داریوش مهرجویی رفت. «هامون»، «بانو»، «هیجو»، «جهان پهلوان تختی» و «مومیایی ۳» نیز بخشهای دیگری از کارنامهای شدند که نشان میداد صاحب آن علاقهای به ماندن در یک محدوده امن ندارد.
چهره استخوانی، صدای پرطنین و نگاه نافذش برای نقشهای جدی سرمایه بزرگی بود. تلویزیون هم همین وجه را جدی گرفت. حضورش در مجموعههایی مانند «تنهاترین سردار» و «ولایت عشق» تصویری ساخت که فاصله زیادی با فتحعلی اویسی سالهای بعد داشت. همین فاصله است که امروز کارنامهاش را دیدنیتر میکند.
کیومرث کاووسی وارد میشود
اوایل دهه هشتاد اتفاق عجیبی افتاد. مردی که تماشاگر به جدیتش عادت کرده بود، ناگهان خندید و همهچیز عوض شد. «بدون شرح» در سال ۱۳۸۱ فتحعلی اویسی دیگری را به خانههای مردم آورد. نقش کیومرث کاووسی فرصتی شد که بازیگر جدی سالهای گذشته استعداد کمیکش را رو کند. لحن مخصوص، مکثها، شکل ادای جملهها، بداههها و خندههای عجیبش خیلی زود از قاب تلویزیون بیرون آمدند و وارد گفتوگوی روزمره مردم شدند.
جملههایی مثل «دیجیتالم کجا بود؟» و «توجه نکردی چی گفتم؟» برای مدتی بخشی از شوخیهای عمومی جامعه بودند. اویسی برای خنداندن احتیاجی به شلوغکاری نداشت. گاهی نحوه نگاه کردنش کافی بود. جملهای معمولی را طوری ادا میکرد که وزن کمیک پیدا میکرد و خنده معروفش خودش بخشی از شخصیت میشد. بعد «باغچه مینو» رسید و محبوبیتش گستردهتر شد. «کمربندها را ببندیم» نیز این مسیر را ادامه داد. حالا بازیگری که سالها نقش آدمهای جدی و شخصیتهای تاریخی را تجربه کرده بود، برای گروه بزرگی از مردم تبدیل به یکی از صورتهای آشنای کمدی تلویزیون شده بود.
صدایی که پشت تصویر ماند
اویسی یک ویژگی دیگر هم داشت که قصهاش را متفاوت میکرد: صدا. صدای خشدار و گرم او بخشی از بازیاش بود، اما بیرون قاب هم زندگی مستقلی پیدا کرد. آلبوم «خونه دل» را منتشر کرد و خواندن تیتراژ «باغچه مینو» وجه دیگری از او را به مردم نشان داد. قطعه «میزند باران به شیشه» هم برای بسیاری با نام و صدای او گره خورد. کارگردانی نیز گوشه دیگری از زندگی حرفهای او بود. «مادر»، «باو»، «مریم و میتیل» و «سربلند» تجربههای او پشت دوربین بودند. «مریم و میتیل» میان این آثار جایگاه شناختهشدهتری پیدا کرد. او پیشتر تجربه ساخت مستندهای علمی را هم داشت و جهانش محدود به بازی مقابل دوربین نماند.
۱۳ مهر ۱۴۰۰، فتحعلی اویسی پس از خونریزی مغزی درگذشت. اما مرگ برای بازیگرانی که وارد حافظه جمعی شدهاند، پایان عجیبی است. تصویرشان دوباره پخش میشود، دیالوگشان جایی شنیده میشود و ناگهان چند ثانیه از یک سریال قدیمی، سالها را کنار میزند.برای فتحعلی اویسی این اتفاق زیاد میافتد. کافی است کیومرث کاووسی دوباره روی صفحه ظاهر شود و آن خنده معروف را سر بدهد. آنوقت فاصله سالها محو میشود و مردی که روزی با جدیت وارد سینما شده بود، دوباره میآید تا یک خانه را بخنداند.