
گروه سیاسی | موضوع حاکمیت و مدیریت تنگه هرمز به مسئلهای مناقشهبرانگیز میان ایران و آمریکا تبدیل شده است. ایران معتقد است این تنگه باید تحت حاکمیتش باشد و هیچ کشوری جز ایران و عمان حق اِعمال حاکمیت بر آن را ندارند و از آن سو آمریکا با اِعمال قدرت میخواهد تنگه را از دست ایران خارج کند. از سوی دیگر زمینه درگیریهای کنونی نیز باز کردن مسیری موازی برای تردد کشتیها در بخش تحت حاکمیت دریایی عمان بود که باور چنین کاری نقض تفاهمنامه اسلامآباد است؛ چنانکه به تازگی اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، گفت: «در این تفاهمنامه هیچ نکتهای وجود ندارد که به ایالات متحده اجازه دهد مسیر موازی مستقلی در تنگه هرمز ایجاد کند».
حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز از منظر قواعد بینالمللی
حسن هانیزاده، تحلیلگر حوزه سیاست خارجی در پاسخ به این پرسش که از نظر قواعد بینالمللی تنگه هرمز چه وضعیتی دارد و یک آبراه آزاد است یا باید تحت حاکمیت ایران و عمان باشد، به «هفت صبح» گفت: «تنگه هرمز بخشی از اقلیم دریایی ایران است و در فاصله ۳۶ درجه جنوب شرقی ایران قرار دارد. تمام این تنگه در گذرگاه آبی ایران واقع شده و طبق ماده ۴۹ حقوق دریاها، بخشی از قلمرو و حاکمیت ایران تلقی میشود. بر همین اساس، عبور کشتیها باید با مدیریت ایران انجام شود. در گذشته، ایران با نگاهی فراملی امنیت تنگه هرمز را تامین میکرد، بدون آنکه در قبال این مسئولیت دریافتی داشته باشد. اما با توجه به تجاوز آمریکا به قلمرو دریایی ایران، اهمیت راهبردی این تنگه بیش از پیش آشکار شده و اکنون میتواند بهعنوان برگ برندهای برای ایران تلقی شود».
مسیر موازی صعبالعبور برای تردد کشتیها
او درباره وضعیت گذرگاه کشتیها دربخش تحت حاکمیت عمان مطرح کرد:«در بخش جنوبی تنگه هرمز که در قلمرو پادشاهی عمان قرار دارد، به دلیل شیب زیاد بستر دریا، عبور کشتیها دشوار است و کشتیها به حداقل ۶۰ متر آبخور نیاز دارند. با این حال، آمریکاییها تلاش میکنند با دستکاری در بخشهای جنوبی تنگه هرمز، شرایط عبور کشتیها را فراهم کرده و گذرگاهی خارج از حاکمیت ایران ایجاد کنند. هرچند عمان تمایلی به انجام این اقدام ندارد، اما فشار آمریکا باعث شده است برای تسهیل عبور کشتیها با این کشور همکاری کند. آنچه رخ داده، این است که ایران حق طبیعی اعمال مدیریت بر تنگه هرمز را دارد و حتی بدون دخالت عمان نیز، از منظر امنیت فیزیکی و امنیت دریایی، باید مدیریت این تنگه را در اختیار داشته باشد».
چرایی نقض بند 9 تفاهمنامه از سوی آمریکا
این تحلیلگر مسائل دیپلماتیک در پاسخ پرسشی دیگر مبنی بر اینکه از نظر حقوقی و سیاسی چرا گفته میشود، آمریکا با عبور دادن کشتیها از منطقه تحت حاکمیت عمان، تفاهمنامهاش با ایران را نقض کرده است، بیان کرد: «آمریکا با ایجاد گذرگاه جدید، بند ۹ تفاهمنامه را نقض کرده است و ایران باید مانع تردد هر کشتی شود. این حق ایران است و حتی در صورت لزوم، باید با اعمال قدرت از این حق دفاع کند. بنابراین، از نظر حقوقی و تاریخی، تنگه هرمز تحت حاکمیت ایران قرار دارد؛ همانگونه که کانال سوئز تحت حاکمیت مصر است و دخالت انگلیس و فرانسه در آن پایان یافت.
کانال پاناما نیز وضعیت مشابهی دارد. هرچند این کانال دستساز است و به دست انسان ایجاد شده، اما پاناما حق مدیریت آن را برای خود قائل است. قواعد حقوق بینالملل در این زمینه روشن است، اما آمریکا با توسل به زور میخواهد مدیریت این منطقه را در اختیار بگیرد؛ زیرا مسئله نفت و گاز برای آن اهمیت اساسی دارد. آبهای آزاد در مورد اقیانوسها و دریاهای عمیق قابل بحث است، اما خلیج فارس، به دلیل وجود جزایر متعدد، باید جزو قلمرو ایران تلقی شود. تنگه هرمز نیز یک ممر و گذرگاه دریایی است که در اقلیم ایران قرار دارد؛ بنابراین، بر اساس این تعریف، از نظر حقوقی جزو قلمرو ایران محسوب میشود و هیچ کشوری، حتی کشورهای حوزه خلیج فارس، حق دخالت در آن را ندارد. از نظر تاریخی نیز بحرین بخشی از ایران بوده است و حتی میتوان گفت کل تنگه هرمز از منظر تاریخی تحت حاکمیت ایران قرار دارد».
ضرورت تثبیت حاکمیت ایران بر تنگه
او درباره دخالتهای آمریکا در مدیریت تنگه هرمز هم تشریح کرد: «اینکه اکنون چه باید کرد، پرسشی است که باید از آمریکاییها پرسید؛ اینکه چرا از هزاران کیلومتر آنسوتر به این منطقه آمدهاند و در آن دخالت میکنند. این اقدام، نقض حاکمیت ایران محسوب میشود. بنابراین، اگر آمریکا به توافقنامههای بینالمللی پایبند نباشد، ایران باید از تمام توان و قدرت خود استفاده کند. حفظ اقتدار ملی هزینه دارد و باید این هزینه را برای صیانت از منافع کشور پذیرفت. مدیریت تنگه هرمز باید تحت نظارت ایران باشد و هیچ کشوری، حتی کشورهای حوزه خلیج فارس، حق دخالت در آن را ندارد.
عمان نیز بهعنوان کشوری که روابط خوبی با ایران دارد، مدیریت این تنگه را به ایران واگذار کرده است و ایران نیز اعلام کرده که این مدیریت با همکاری عمان انجام خواهد شد. واقعیت این است که آمریکا تنها زبان زور را میفهمد. در سال ۱۹۵۶ به مصر حمله شد، اما مهاجمان نتوانستند کانال سوئز را تصرف کنند. ایران نیز امروز باید اقدام کند؛ حتی اگر لازم باشد بابالمندب را ببندد. در یمن دو دولت حاکم هستند؛ یکی دولت دستنشانده آمریکا، عربستان و امارات و دیگری دولت مردمی که انصارالله بر آن تسلط دارد. با این وصف انصارالله میتواند و حق دارد تنگه بابالمندب را ببندد و قطعا این کار میتواند معادلات منطقه را به زیان آمریکا تغییر دهد».
تاثیر بسته شدن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی
هانیزاده در پایان در خصوص تاثیر بستهشدن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی گفت: «اگر ایران تنگه هرمز را بهطور کامل ببندد، در مدت زمانی کوتاه بازارهای جهانی نفت دچار تلاطم خواهد شد. آمریکا نیز وابستگی قابلتوجهی به نفت خاورمیانه دارد و این اقدام میتواند آسیب جدی به کشورهای اروپایی و آمریکا وارد کرده و بحران انرژی برای غرب ایجاد کند. به نظر میرسد اکنون آمریکا و کشورهای اروپایی حساسیت بسیار زیادی نسبت به تنگه هرمز دارند. بستن تنگه هرمز نیز کار دشواری نیست و میتوان با استقرار مینهای دریایی و استفاده از توپخانه دوربرد این اقدام را انجام داد».







