افغانستان، آمریکا، چابهار و ایران
طالبان با یک چرخش بزرگ، از آمریکا برای بازگشایی سفارتش در افغانستان و سرمایهگذاری اقتصادی دعوت کرده است
هفت صبح| پنج سال پس از بیرونراندن آمریکا از افغانستان، طالبان از واشنگتن دعوت کرده تا با دیپلماتها و پول نقد، اما بدون نیروی نظامی به این کشور بازگردد. وزیر خارجه افغانستان از آمریکا خواست سفارت خود را بازگشایی و در این کشور سرمایهگذاری کند.واقعاً این رفتار طالبان را میتوان یک غافلگیری جالبتوجه دانست. گروهی که بیش از دو دهه با آمریکا جنگیده و یکی از دشمنان مهم آمریکا به شمار میرود حالا قرار است دشمنی را کنار بگذارد و روابط گسترده اقتصادی سیاسی برقرار کند. امیرخان متقی، وزیر امور خارجه طالبان از آمریکا خواسته است سفارت خود را بازگشایی کند و در معادن، سدها و زیرساختهای افغانستان سرمایهگذاری کند. طالبان همزمان در حال گسترش روابط اقتصادی و سیاسی خود با روسیه، چین، هند، کشورهای آسیای مرکزی و کشورهای خلیجفارس است.
طالبان از طریق این چرخش بزرگ تلاش میکند که اقتصاد منزوی خودش را به اقتصاد منطقه و جهان متصل کند. افغانستان با بحرانهای عمیق اقتصادی، انسانی و حقوق بشری مواجه است، اما طالبان بهخوبی دریافته که حفظ قدرت سیاسی، بدون ساختن حداقلی از اقتصاد و مسیرهای تجاری پایدار نخواهد بود.
اما هر چرخشی که در سیاستهای افغانستان صورت بگیرد برای ایران اهمیت خواهد داشت. افغانستان مرزی طولانی با ایران دارد و درعینحال دو کشور از پیوندهای تاریخی، زبانی و اقتصادی برخوردار هستند و میلیونها تبعه افغان نیز سالهاست که در ایران زندگی میکنند. در نتیجه، هر تحول مهم در افغانستان دیر یا زود در داخل ایران اثر خود را نشان میدهد.
سیاستهای طالبان در مسئله مهاجرت افغانها، تجارت دو کشور، موضوع آب و حقابه، امنیت مرزهای شرقی، قاچاق، ترانزیت و موضوع مهمتر بندر چابهار تأثیر خواهد داشت. اگر رابطه افغانستان با کشورهای پاکستان، چین و آمریکا را در نظر بگیریم میتوانیم در آینده نگرانی هایی بابت حضور شرکتهای ایرانی در افغانستان نیزداشته باشیم.
اما در میان همه این مسائل، چابهار مهمترین نقطه اتصال ایران با افغانستان آینده است. افغانستان کشوری محصور در خشکی است و برای دسترسی به بازارهای جهانی به مسیرهای ترانزیتی خارجی نیاز دارد. پاکستان سالها مسیر اصلی تجارت خارجی افغانستان بوده، اما افزایش تنش میان کابل و اسلامآباد باعث شده افغانستان به دنبال مسیرهای جایگزین باشد.
در سال ۲۰۲۵ نیز تجارت افغانستان باوجود بستهشدنهای مکرر مرز پاکستان با استفاده بیشتر از مسیرهای ایران و آسیای مرکزی تابآوری نشان داد و بندر چابهار یکی از مسیرهای مهم جایگزین بود؛ لذا این فرصتی است که ایران نباید از دست بدهد. چابهار سالهای طولانی است که قرار است چیزی فراتر از یک بندر ایرانی باشد. قرار است دروازه افغانستان و حتی بخشی از آسیای مرکزی به آبهای آزاد باشد. توافق سهجانبه ایران، هند و افغانستان نیز اساساً با همین هدف شکل گرفت. یعنی ایجاد یک مسیر مطمئن برای انتقال کالا از طریق چابهار و اتصال افغانستان به بازارهای بینالمللی.
اگر کابل بتواند مسیرهای متنوعی برای تجارت خود پیدا کند، رقابت بر سر این مسیرها نیز افزایش خواهد یافت. هند درحالتوسعه نقش خود در چابهار است و کشورهای آسیای مرکزی نیز به استفاده از ظرفیت این بندر علاقه نشان دادهاند؛ بنابراین چابهار، بخشی از رقابت بزرگتر بر سر شبکههای اتصال آسیای جنوبی، آسیای مرکزی و آبهای آزاد است.
اما در آینده باید ببینیم که طالبان با آمریکا چه رابطهای پیدا خواهد کرد و در نتیجه افغانستان فردا از چه مسیرهایی به جهان وصل خواهد شد و ایران در کدامیک از این مسیرها حضور خواهد داشت؟
طالبان در سالهای اخیر تلاش کرده وابستگی خود به یک مسیر یا یک همسایه را کاهش دهد. درگیریهای مرزی با پاکستان، کابل را به سمت استفاده بیشتر از مسیرهای ایران و آسیای مرکزی سوق داده است. حتی مقامهای طالبان از هند خواستهاند تجارت با افغانستان را افزایش داده و استفاده از چابهار را گسترش دهد. پس افغانستان در حال تبدیلشدن به جایی برای رقابت مسیرهاست.
پاکستان، ایران، آسیای مرکزی و در سطحی گستردهتر چین و هند هرکدام بخشی از این پازل را در اختیار دارند. ایران نباید تصور کند صرف همسایگی، سهم مشخصی از اقتصاد افغانستان را برایش تضمین میکند. این نکته درباره حضور شرکتهای ایرانی نیز صدق میکند. افغانستان برای بازسازی و توسعه به سرمایه، فناوری، خدمات فنی، دارو، انرژی، تجهیزات، مواد غذایی و زیرساخت نیاز دارد.
اگر شرکتهای ایرانی نتوانند در این بازار حضور مؤثر داشته باشند، شرکتهای چینی، هندی، قطری، روسی و دیگر بازیگران جای آنها را پر خواهند کرد. خود طالبان نیز اکنون قراردادهایی با شرکتهایی از چین، ایران و قطر در حوزه معدن و سرمایهگذاری دارد. اما رقابت برای بازار افغانستان تازه آغاز شده است. مسئله دیگری که برای ایران اهمیت فوری دارد، مهاجرت افغانها است. در سال ۲۰۲۵ بازگشت افغانها از ایران و پاکستان به افغانستان به ابعادی کمسابقه رسید و طبق دادههای کمیساریای عالی سازمان ملل متحد، در سال ۲۰۲۶ نیز تا اواسط ژوئیه بیش از یک میلیون بازگشت به افغانستان ثبت شده که حدود ۴۰ درصد آن از ایران بوده است.
لذا نمیتوان منکر شد که یک رابطه انسانی و اجتماعی بسیار بزرگ بین ایران و افغانستان وجود دارد. هر تغییری در اقتصاد افغانستان میتواند بر موج مهاجرت اثر بگذارد. اگر اقتصاد افغانستان رشد کند و فرصتهای شغلی ایجاد شود، فشار مهاجرتی بر ایران ممکن است کاهش پیدا کند. اما برعکس اگر اقتصاد شکست بخورد، مهاجرت، قاچاق و ناامنی میتواند دوباره تشدید شود.
آب نیز ضلع دیگری از همین معادله است. افغانستانِ باثباتتر و توسعهیافتهتر، نیازمند آب بیشتری برای کشاورزی و صنعت خواهد بود و همین موضوع اهمیت مدیریت روابط آبی ایران و افغانستان را افزایش میدهد؛ بنابراین توسعه اقتصادی افغانستان برای ایران هم فرصت است و هم موضوعی حساس که نیازمند دیپلماسی فعال و آیندهنگرانه است.
در حوزه امنیت نیز همینطور. ایران بارها تأکید کرده است که تحولات افغانستان مستقیماً بر امنیت آن اثر دارد و خاک افغانستان نباید به پایگاهی برای فعالیت گروههای مسلح علیه همسایگان تبدیل شود. از نگاه تهران، تعامل با طالبان، ابزاری برای مدیریت ریسکهای امنیتی، مرزی و اقتصادی است. بههرحال افغانستان در حال حرکت به سمت یک رقابت اقتصادی و ژئوپلیتیکی جدید است. چین به دنبال منابع معدنی و نفوذ اقتصادی است. هند به دنبال مسیر دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی از طریق ایران است.
کشورهای آسیای مرکزی به دنبال مسیرهای جدید تجارت هستند. روسیه به دنبال حفظ نفوذ خود در منطقه است و حتی آمریکا نیز ممکن است به دلیل منابع معدنی و ملاحظات ژئوپلیتیکی به دنبال نوعی حضور در افغانستان باشد. ایران میخواهد چه کند؟ میخواهد فقط همسایه افغانستان باشد یا یکی از بازیگران اصلی اقتصاد افغانستان؟ همسایگی یک امتیاز جغرافیایی است. اما تبدیل این امتیاز به قدرت اقتصادی، نیازمند زیرساخت، سرمایهگذاری، شبکه بانکی، حملونقل، گمرک کارآمد، شرکتهای رقابتپذیر و دیپلماسی اقتصادی فعال است. چابهار میتواند برگ برنده ایران باشد.
اما فقط چابهار با مشکلات فراوانی روبهرو است. چابهار لازم است به یک اکوسیستم اقتصادی و ترانزیتی تبدیل شود. مسیری که در آن کالا از افغانستان وارد ایران شود، در چابهار به کشتی برسد و ازسویدیگر، کالا و سرمایه از هند و دیگر کشورها از همین مسیر وارد افغانستان و آسیای مرکزی شود. طالبان میخواهد افغانستان را از یک کشور محصور در خشکی به کشوری متصل به شبکههای تجاری تبدیل کند.
این هدف، خواه طالبان را بپسندیم یا نپسندیم، یک واقعیت ژئوپلیتیکی است. حالا این که چه کسانی بر افغانستان حکومت میکنند را باید کنار گذاشت. باید با چشمهای باز ببینیم که چه کسانی اقتصاد افغانستان را به جهان وصل میکنند. ایران این فرصت را جدی بگیرد. درنتیجه چابهار میتواند به یکی از مهمترین اهرمهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایران در شرق تبدیل شود. اما اگر این فرصت از دست برود، ممکن است افغانستان برای اتصال به جهان مسیرهای دیگری را پیدا کند و ایران از یک مزیت تاریخی و جغرافیایی مهم خود فاصله بگیرد.