جشن بلوط، زادآوری جنگل را نشانه میرود
احیای برخی سنتهای مردم زاگرسنشین میتواند فشار بر جنگلهای بلوط غرب با هدف جمعآوری بذر را تشدید کند
گروه محیط زیست| جشنواره بلوط در ابتدای آبان امسال اگرچه با هدف حفاظت از جنگلهای بلوط برگزار شد اما این رویداد قرار است پیوند مردم با طبیعت را تقویت کند، میتواند حیات جنگلهای غرب با مخاطرات جدی مواجه کند. زیرا سنتهای بومی مورد حمایت این جشنواره، مثل تولید نان بلوط و ... با اصل حیات جنگلهای زاگرس در تعارض است.
سوال اصلی این است که وقتی جنگلهای بلوط زاگرس با بحران زادآوری روبهرو هستند و جمعآوری بذر یکی از عوامل فشار بر توان بازسازی طبیعی این جنگلهاست، ترویج سنتهایی که به مصرف بلوط وابستهاند، چه نسبتی با هدف حفاظت دارد؟ این پرسش بهویژه متوجه سازمان منابع طبیعی است؛ نهادی که باید متولی حفاظت و احیای جنگلها باشد، نه آنکه بدون ارزیابی پیامدهای یک رویداد، به تداوم سنتهایی دامن بزند که ممکن است با نیازهای اکولوژیک جنگل در تعارض باشند.
جنگلهای بلوط زاگرس از مهمترین زیستبومهای طبیعی ایران سالهاست که تحت بهرهکشی قرار داشته و امروز نفسشان به شماره افتاده است. شیوع آفات و بیماریهایی از جمله زغالی بلوط، حاصل همنشینی دام، تبر و انسان با جنگلهایی است که بر اساس اسناد تاریخی، دالانهایی سبز را تشکیل میدادند و سدی طبیعی در مقابل نفوذ دشمن به داخل سرزمین ایران بودهاند اما حالا جز جنگلهایی تنگ و بیرمق چیزی از آن شکوه قبلی باقی نمانده است.
خطرات جمعآوری بذر بلوط
عرصههای جنگلی زاگرس علاوه بر نقش حیاتی در حفظ خاک، تنظیم چرخه آب و پشتیبانی از تنوع زیستی، با تهدیدهایی مانند خشکسالی، آتشسوزی، چرای دام، تغییر کاربری اراضی و ضعف زادآوری طبیعی مواجهاند. در چنین شرایطی، بذر بلوط تنها یک ماده غذایی یا نمادی فرهنگی نیست؛ بخشی از سرمایه طبیعی جنگل و شرط تداوم نسل درختان آن است. هرچند همه بذرهای تولیدشده الزاما به نهال تبدیل نمیشوند اما باید بخشی از آنها در طبیعت باقی بمانند تا امکان جوانهزنی و استقرار نسل بعدی درختان فراهم شود.
جمعآوری گسترده بذر بلوط، با هر هدفی، میتواند این فرصت را محدودتر کند. اما خوب میدانیم که هیچ ارزیابی علمی هم درباره تعیین حدود برداشت بذر بلوط از جنگلهای زاگرس انجام نشده است و هنوز هم بذر این گونه ارزشمند، با هدف تولید نان سنتی، یا تغذیه دام، جمعآوری میشود و مجال رویش آنها در بستر جنگل را از بین میبرد.
احیای سنتها با ظرفیت اکولوژیک جنگل همخوان نیست
مسئله اصلی در این نوشتار، مخالفت با فرهنگ بومی یا حذف سنتهای محلی نیست. اتفاقا حفاظت پایدار زمانی موفق خواهد بود که مردم محلی در آن مشارکت داشته باشند و میراث فرهنگی خود را حفظ کنند. اما زنده نگه داشتن سنتها نباید به معنای تکرار بیتغییر رفتارهایی باشد که در شرایط کنونی، با ظرفیت اکولوژیک جنگل سازگار نیستند.
سنتی که در گذشته در مقیاس و شرایط دیگری شکل گرفته، لزوما در روزگار تخریب گسترده زیستگاهها قابل تداوم نیست. فرهنگ زنده، توانایی سازگاری با واقعیتهای تازه را دارد. در این میان، انتظار از سازمان منابع طبیعی آن است که پیش از حمایت از چنین رویدادهایی، روشن کند چه ارزیابی کارشناسی از پیامدهای آنها انجام شده است.
آیا میزان برداشت بذر بلوط در مناطق میزبان جشنواره بررسی شده است؟ آیا برای حفاظت از بذرهای مورد نیاز زادآوری طبیعی، محدودیت یا ضابطهای در نظر گرفته شده است؟ آیا برگزارکنندگان به جای ترویج مصرف بذر، برنامهای برای حفاظت از درختان مادری، احیای رویشگاهها و مشارکت مردم در مراقبت از نهالهای طبیعی دارند؟ با کدام ارزیابی به کارگاههای فرآوری بذر بلوط مجوز فعالیت و تولید محصول داده است؟ آیا به فکر تداوم نسل جنگلهای غرب هستیم؟
عدم نیاز جنگلهای زاگرس به نمایشهای نمادین
اگر جشنواره بلوط قرار است به حفاظت از جنگل منجر شود، باید موفقیت آن را با شاخصهای حفاظتی سنجید، نه صرفا تعداد شرکتکنندگان، غرفهها یا سنتهای احیاشده؛ آموزش درباره اهمیت باقی ماندن بذر در جنگل، جلوگیری از برداشت بیرویه، حفاظت از نهالها و مشارکت جوامع محلی در پایش زادآوری میتواند به رویداد معنا و کارکردی واقعی ببخشد.
جنگل زاگرس برای ادامه حیات، به نمایش نمادین علاقه مردم به بلوط نیاز ندارد؛ به اقداماتی نیاز دارد که امکان زادآوری و بقای آن را تضمین کند. اگر قرار است جشنوارهای به نام بلوط برگزار شود، نخستین اصل آن باید این باشد که برای زنده نگه داشتن سنتها، نباید فرصت زنده ماندن جنگل را از آن گرفت.