رد جنگ بر جان زمین
ذرات حاصل از احتراق ممکن است بر سطح خاک بنشینند و مواد نفتی از طریق رواناب به آبهای سطحی راه پیدا کنند یا به لایههای زیرین نفوذ کنند
هفت صبح، پدرام رفیعی| خسارتهای جنگ به ویرانههای برجا مانده محدود نمیشوند؛ گاه عمیقترین زخمها، آنهایی هستند که دیده نمیشوند، اما سالها در جان زمین و زندگی انسانها باقی میمانند. از آلودگی آبوخاک تا فروپاشی معیشت و آرامش روان، جنگ میتواند میراثی تلخ و ماندگار بر جای بگذارد. در ایران، سرزمینی با اقلیم خشک، منابع آبی شکننده و اقتصادی وابسته به نفت، این زخمها میتوانند عمیقتر و التیامشان دشوارتر باشد.تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان است.
در سال ۲۰۲۵، بهطور متوسط روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از این آبراه عبور میکرد؛ رقمی معادل حدود یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان. همین تمرکز جغرافیایی سبب شده است که هرگونه اختلال در کشتیرانی این منطقه، فراتر از مرزهای کشورهای ساحلی، بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. تشدید درگیریها و محدودشدن عبور کشتیها میتواند هزینه حملونقل و بیمه را افزایش دهد، زنجیره تأمین را مختل کند و به نوسان قیمت انرژی بینجامد.
این فشارها بهتدریج از بازارهای جهانی به زندگی روزمره مردم راه مییابند؛ از افزایش هزینه واردات و دشواری تأمین مواد اولیه و قطعات تا گرانی کالاها، محدودشدن فعالیتهای اقتصادی و تهدید معیشت خانوارها. شدت این پیامدها به ظرفیت تولید داخلی، امکان استفاده از مسیرهای جایگزین تجاری و نحوه مدیریت بحران بستگی دارد. بااینحال، هزینههای جنگ را نمیتوان تنها با شمار تأسیسات ویرانشده یا میزان خسارتهای نظامی سنجید؛ زیرا گاه پیامدهای آن، دور از میدان نبرد و در سکوت، در زندگی میلیونها انسان ریشه میدوانند و امنیت اقتصادی و امید به آینده را تضعیف میکنند.
پالایشگاهها، نیروگاهها، مخازن سوخت و خطوط انتقال انرژی، حلقههای بههمپیوسته شبکهای حیاتیاند که آسیب به هر بخش میتواند عملکرد بخشهای دیگر را مختل کند. حمله به این زیرساختها، افزون بر اختلال در تأمین انرژی و فعالیت صنایع، میتواند زنجیرهای از خسارتهای زیستمحیطی را نیز به دنبال داشته باشد.
آتشسوزی تأسیسات نفتی، ذرات معلق و ترکیبات سمی را وارد هوا میکند؛ آلایندههایی که ممکن است با وزش باد به مناطق دورتر برسند و سلامت انسانها را به خطر اندازند. نشت مواد نفتی و پسماندهای خطرناک نیز میتواند به خاک و منابع آب نفوذ کند و تعادل شکننده اکوسیستمها را بر هم بزند. بدینترتیب، آتش جنگ تنها بر ساختمانها و تجهیزات اثر نمیگذارد؛ دود آن میتواند آسمان را تیره کند، آبوخاک را بیالاید و زخمی بر پیکر طبیعت بر جای بگذارد؛ زخمی که شاید سالها پس از خاموششدن آتش، همچنان در محیط زیست و زندگی نسلهای آینده باقی بماند.
از منظر علوم زمین، سرنوشت آلایندهها پس از آتشسوزی یا تخریب تأسیسات اهمیت ویژهای دارد. ذرات حاصل از احتراق ممکن است بر سطح خاک بنشینند و مواد نفتی از طریق رواناب به آبهای سطحی راه پیدا کنند یا به لایههای زیرین نفوذ کنند. میزان انتقال و ماندگاری این مواد به نوع آلاینده، نفوذپذیری خاک، عمق سطح ایستابی و شرایط هیدروژئولوژیکی منطقه بستگی دارد.
این مسئله برای ایران، که بسیاری از آبخوانهای آن با فشار برداشت بیش از ظرفیت تجدید منابع روبهرو هستند، نگرانکننده است. آلودگی احتمالی منابع آب میتواند هزینه تأمین آب سالم را افزایش دهد و امنیت آبی جوامع محلی را تهدید کند. البته خطر آلودگی به معنای آلودهشدن قطعی همه منابع نیست؛
تعیین گستره خسارت به نمونهبرداری از هوا، خاک و آب و پایش علمی مستمر نیاز دارد. در خلیج فارس نیز نشت نفت و مواد خطرناک، در صورت وقوع، میتواند زیستگاههای دریایی، آبزیان و فعالیتهای صیادی را تهدید کند. آسیب به این اکوسیستمها نهتنها تنوع زیستی، بلکه چرخههای طبیعی، درآمد جوامع ساحلی و امنیت غذایی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
هزینه انسانی جنگ، به تلفات و جراحات میدان نبرد محدود نمیشود؛ در دل هر ویرانی، زندگیهایی هستند که با ترس، داغ، ناامنی و نگرانی برای فردا دستوپنجه نرم میکنند. آنان که از مرزهای این سرزمین دفاع کردند و خانوادههایی که چشمانتظار بازگشت عزیزانشان ماندند، هر یک بخشی از رنجی را به دوش کشیدند که آثارش ممکن است سالها در جان و روان انسانها باقی بماند.
از دستدادن عزیزان، خانه یا شغل و دشواری تأمین نیازهای اولیه میتواند زمینهساز اضطراب، افسردگی و آسیبهای روانی ماندگار شود؛ زخمهایی که با پایان درگیری لزوماً التیام نمییابند. ازاینرو، بهرسمیتشناختن رنج مردم، حمایت از خانوادههای آسیبدیده و فراهمکردن زمینه بازگشت به زندگی عادی، بخشی جداییناپذیر از مسیر بازسازی است.
ایران، فراتر از مرزها و زیرساختهایش، خانه مردمانی است که برای امنیت و ماندگاری آن رنجها را تاب آوردهاند و جانفشانی کردهاند. پاسداشت یاد و تلاش مدافعان این سرزمین، در کنار همدلی با آسیبدیدگان، با مراقبت از مردمی معنا مییابد که زندگی و آیندهشان شایسته امنیت و آرامش است. جنگ شاید روزی پایان یابد، اما بازسازی خانهها، ترمیم اقتصاد، احیای طبیعت و التیام زخمهای روانی به زمان، منابع و همبستگی نیاز دارد.
حفظ ایران، در کنار پاسداری از مرزهای آن، به معنای صیانت از آبوخاک، سلامت مردم و امید نسلهای آینده نیز هست. زیرا ارزش یک سرزمین علاوه بر وسعت خاکش، به انسانهایی است که در آن زندگی میکنند، به طبیعتی که به آن جان میبخشد و به آیندهای که باید برای فرزندانش امنتر و روشنتر از گذشته باشد.