
۱۴ روزی که ایران در برف ناپدید شد
به گزارش هفت صبح، زمستان سال ۱۳۵۰ با موجی از سرمای کمسابقه آغاز شد، اما از ۱۴ بهمن شرایط بهسرعت رنگ بحران به خود گرفت. بارش برف و وزش کولاک، بخش وسیعی از کشور را دربر گرفت؛ از شمالغرب تا مناطق مرکزی و بخشهایی از جنوب.
در برخی شهرها، برف تا ۳۶ ساعت بدون وقفه بارید. ارتفاع برف در بسیاری از مناطق روستایی به سه متر رسید و در برخی نقاط نیز گزارشهایی از انباشت هشتمتری برف منتشر شد؛ ارتفاعی که خانهها، دامها، جادهها و حتی روستاها را بهطور کامل زیر خود پنهان کرد.
همزمان، دمای هوا نیز سقوطی بیسابقه را تجربه کرد. در فیروزکوه دما به منفی ۳۶ درجه سانتیگراد رسید و در بخشهایی از خراسان، دماسنجها منفی ۳۷ درجه را ثبت کردند.

کشوری که در چند روز فلج شد
با ادامه بارشها، ارتباط بسیاری از شهرها و روستاها با جهان بیرون قطع شد. جادههای اصلی کشور یکی پس از دیگری بسته شدند و عملیات امدادرسانی در بسیاری از مناطق عملاً غیرممکن بود.
روز ۱۹ بهمن ۱۳۵۰ شرایط به مرحلهای رسید که در تعدادی از شهرها وضعیت فوقالعاده اعلام شد. بسیاری از روستاها روزها و حتی هفتهها هیچ راه ارتباطی با بیرون نداشتند و ساکنان آنها در میان برف و سرمای شدید گرفتار شدند.
روستاهایی که از روی نقشه محو شدند
یکی از تلخترین روایتهای این بوران، نابودی کامل برخی روستاها بود.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، نزدیک به ۲۰۰ روستا بهطور کامل زیر برف مدفون شدند یا در اثر شدت کولاک از بین رفتند.
در منطقه سمیرم، ۱۲ روستا زیر برف دفن شدند. در ارتفاعات گیلان بیش از هزار نفر جان خود را از دست دادند. در اردکان فارس و روستاهای اطراف آن، خسارتها بسیار گسترده بود و گزارشها از تلفات سنگین حکایت داشت.
در روستاهای کاکان یاسوج و کمهر سپیدان نیز گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد هیچ بازماندهای در آنها باقی نمانده است.
در شمالغرب کشور، نزدیک مرز ایران و ترکیه، روستای شکلاب همراه با حدود ۱۰۰ نفر از ساکنانش زیر تودههای عظیم برف دفن شد.
وقتی کامیونداران بار خود را برای نجات مردم بخشیدند
هشت روز از آغاز کولاک گذشته بود و بسیاری از جادهها همچنان بسته بودند.
در این میان، کامیوندارانی که در مسیرها گرفتار شده بودند، وقتی با مردم گرسنه روبهرو شدند، بخشی از محمولههای خود را میان آنها تقسیم کردند.
سرما در برخی مناطق آنقدر شدید بود که مردم برای زنده ماندن، هر وسیله قابل اشتعالی را آتش میزدند؛ حتی بخشی از بار کامیونها نیز برای روشن کردن آتش و جلوگیری از یخزدگی سوزانده شد.
همزمان، حیوانات وحشی که دیگر غذایی در طبیعت پیدا نمیکردند، به حاشیه شهرها و روستاها نزدیک شدند و بر نگرانی ساکنان افزودند.
بیش از چهار هزار قربانی
آمار دقیق قربانیان این حادثه هرگز بهطور قطعی مشخص نشد، اما برآوردها از بیش از چهار هزار کشته حکایت دارد.
در کنار تلفات انسانی، خسارتهای گستردهای نیز به زیرساختها، دامداریها، کشاورزی و راههای ارتباطی کشور وارد شد؛ خسارتهایی که جبران آنها ماهها زمان برد.
پایان کولاک، آغاز بحرانهای تازه
از حدود ۲۴ بهمن، دمای هوا بهتدریج افزایش یافت و کولاک فروکش کرد، اما پایان بارشها به معنای پایان بحران نبود.
پس از باز شدن راهها، ابعاد واقعی فاجعه آشکار شد. روستاهای مدفون، خانههای ویران، دامهای تلفشده و هزاران خانواده آسیبدیده، تصویری از یکی از تلخترین زمستانهای تاریخ ایران را به جا گذاشت.
در هفتههای بعد نیز شیوع بیماریهایی مانند آنفلوانزا و سرماخوردگی شدید، جان شماری دیگر از آسیبدیدگان را گرفت و پیامدهای این بوران مرگبار برای مدتها ادامه داشت.
فاجعهای که هنوز از آن یاد میشود
برف و بوران بهمن ۱۳۵۰ هنوز هم در بسیاری از منابع، یکی از شدیدترین کولاکهای ثبتشده در جهان توصیف میشود؛ حادثهای که در مدت تنها دو هفته، بخشهایی از ایران را به زیر تودههای عظیم برف برد و نام خود را بهعنوان یکی از مرگبارترین بلایای طبیعی تاریخ کشور ثبت کرد.








