یادداشت| ته یک سال سخت؛ شروع یک سال بسیار سختتر
یادداشت| ته یک سال سخت؛ شروع یک سال بسیار سختتر
شانس آوردهام و به قول فیلم «پاپیون»: «هنوز زندهایم» است
یادداشت| لابی حیرتانگیز هالیوود
خیلیها بازی آدرین برودی را در نقش لازلو ستایش کردهاند که البته برودی بازیگر خوبی است اما ...
دنده عقب| در فاجعهبارترین حالت ترکیدگی لوله
از قضای روزگار چند وقتیه که با این برادر محترم، مثل زن و شوهرها شدهایم
باشگاه مشتزنی| استفاده ابزاری از مرد كله تخممرغی
حالا آن که سلطان مروارید سیاه بوده است، ببین با سلطان قیصر و گردمولر افسانهای چه کردند؟
یادداشت| چگونه بفهمیم رباتیم یا انسان؟
در جهانی که شعار میدهد خودت باش و از قضاوت دیگران نترس، چرا عدهای باید تظاهر کنند ربات نیستند؟
سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر| شماره چهار هزارم، سرآغاز فصلی نو در تاریخ روزنامه هفت صبح
هفت صبح با سیزده سال عمر حالا با سیاستی نو، قصد دارد در دریای پرتلاطم رسانههای نوین، راهی تازه بگشاید
باشگاه مشتزنی| الو! من یک گربه هستم
اولین بار در دهه سی بود که صدای آقای منوچهر نوذری قیامتی به پا کرد
یادداشت| چرا باید فینگیلیسیها را مسخره کرد؟
امروز ما باید به جنگ فینگلیسیدانهای بیمایه برویم و آنها را به ریشخند بگیریم
یادداشت | گمشدگان کار، نان و زندگی!
یکی از آنان شبیه آشنایی است که در همین فصل سرد از گمشدن باز آمد...
یادداشت| نادیا، فرنگیس، مینا و چند زن دیگر
از قدیمیترها منیرو روانیپور با کتاب «نازلی» در ذهنم مانده که مهجور است اما داستان غریبی دارد
