روایت هنرمندان پیشکسوت سینما و تلویزیون از مشکلات حاکم بر دوران سالمندی و بازنشستگی
سعیده فتحی
گذر عمر غولی است که کسی نمی تواند جلویش بایستد، دستش را به سینه اش بزند و بگوید فعلا نباید به سراغش برود. هر چقدر هم کسی هنرمند باشد و آثار به یاد ماندنی از خودش به جا گذاشته باشد بالاخره سر و کله چین و چروک ها پیدا می شود و بدن شروع می کند به ناسازگاری کردن. این اتفاق برای کسانی که اسم و رسمی داشته اند سخت تر هم هست. آنها که عمری در معرض دید مردم و محبوب آنها بوده اند حالا که مویی سفید کرده اند برایشان خانه نشینی و فاصله گرفتن از نگاه مردم سخت تر است. حالا به درد انزوا، مشکلات مالی را هم اضافه کنید تا بفهمید کسانی که سال ها مردم فکر می کرده اند درآمد خوبی دارند، حالا که بی پولی در خانه شان را می زند چه حالی پیدا می کنند. تعداد این دست پیشکسوتان که هر کدام در عرصه های هنری مختلف اسم و رسمی داشته اند و این روزها صورتشان را با سیلی سرخ نگه می دارند کم نیست. آنقدر که هر چند وقت یک بار پای درد و دل یکی از آنها به رسانه ها باز می شود و مردم تازه می فهمند که به آنها چه گذشته است اما باز هم سایه فراموشی رویشان می افتد تا باز هم دوربینی سراغشان برود یا بدتر از آن به مناسبت پرکشیدن روحشان از دنیا، مراسم بزرگداشتی
برایشان برپا شود. بعد از همه این حرف ها سوالی تکراری به ذهن می رسد، اینکه چه باید کرد؟ آیا آنها خودشان مسئول این فراموشی هستند یا نهادهای سیاست گذار باید فکری برای این روزهای هنرمندان و پیشکسوتان بکنند؟
محمد کاسبی
هنرمندان هم مثل بقیه مردم
محمد کاسبی که به گفته خودش هنوز خیلی ها او را با سریال خوش رکاب به یاد می آورند، فکر می کند مشکلاتی که افراد سالمند دارند محدود به هنرمندان نیست. او می گوید: «به طور کلی بسیاری از افراد سالمند در کشور ما تامین مالی خوبی ندارند. اتفاقا وقتی یک نفر پا به عرصه میانسالی می گذارد هزینه هایش بسیار بیشتر می شود.
اگر در دوره جوانی اش بچه های کوچکی داشته حالا بچه هایش بزرگ شده اند و هر کدام توقع دارند که پدر و مادر برایشان قدمی بردارند و در کارهایی مانند شروع کسب و کار یا ازدواج کمک شان کنند. از طرفی هزینه های درمان هم چندین برابر می شود، چون بدن دیگر سلامت جوانی اش را ندارد و دائم باید درگیر پزشک و آزمایشگاه و … باشد.
همه می دانیم این هزینه ها چقدر سنگین هستند متاسفانه در کشور ما و البته اغلب کشورها وقتی بیمه خوبی نداشته باشید با یک بیماری ساده مجبورید هزینه های هنگفت بپردازید حالا فکرش را بکنید که یک نفر که سن و سالش بالا رفته و هر روز درگیر مشکل جسمی جدیدی می شود چقدر در ماه باید هزینه درمان کند. همه اینها را گفتم که توضیح بدهم یک فرد سالخورده تا چه حد به حمایت های مالی نیاز دارد؛ چه هنرمند بوده باشد چه یک کارگر ساده. وقتی مردم عادی ما هم چنین حمایتی ندارند چطور می توانیم توقع داشته باشیم برای هنرمندان شرایط فرق کند؟»
او ادامه می دهد: «موضوع وقتی بیشتر اهمیت پیدا می کند که به پیر شدن جمعیت هم توجه کنیم. اگر در حال حاضر افراد سالخورده درصد کمی از جامعه را تشکیل می دهند و مشکلاتشان تبدیل به چالش های کلان نشده است تا چند سال دیگر که موج جمعیت جوان به سن سالخوردگی برسند این مسئله به یک چالش بزرگ تبدیل می شود پس اگر مسئولان همین حالا هم شروع کنند به زمینه سازی برای روزهای پیری جمعیت شاید دیر شده باشد. اگر در گذشته شبکه های تلویزیونی و محصولات سینمایی محدود بودند و امروزه از آن روزگار تعداد اندکی پیشکسوت سالخورده باقی مانده است، باید بدانیم که چند سال دیگر چندین برابر پیشکسوت سالخورده خواهیم داشت و از خودمان بپرسیم برای آنها و تمام جمعیت جوان امروز جامعه که روزی پیر می شوند چه کار می کنیم؟»
کاسبی به اهمیت بیمه عمر و سلامتی بیشتر از هر چیزی تاکید می کند و می گوید: «باید مسئولان کاری کنند که همه از بیمه عمر و سلامت برخوردار باشند چه خودشان بخواهند چه نخواهند. باید برای هر قراردادی بیمه عمر اجباری باشد، البته اینطور هست اما نظارت درستی روی آن نیست. من از همین الان میگویم که اگر جدی تر به این مقوله نپردازیم در آینده مشکلاتی به وجود می آید که از حل کردنشان کاملا عاجز می شویم.»
ابراهیم آبادی
فراموش شده ایم
ابراهیم آبادی هم از آن چهره هایی است که بعید است کسی بتواند صورت خندانش را فراموش کند اما خودش می گوید او و خیلی های دیگر که در سن و سال و شرایط او هستند فراموش شده اند. آبادی بیشتر از هر چیز از از بی توجهی مسئولان گله دارد و می گوید: «همه چیز در سینما فامیل بازی شده، خیلی از مردم هنوز به یاد ما هستند و به ما لطف دارند اما مسئولان به این فکر نمی کنند که ما هنوز زنده هستیم.»
او ادامه می دهد: «وقتی کسی به سن و سال بازنشستگی می رسد از اینکه دیگران به او به شکل یک فرد بی استفاده و از کار افتاده نگاه کنند ناراحت می شود. قلب ما می شکند وقتی احساس می کنیم هنوز توانایی کار و فعالیت داریم و هنوز می توانیم مفید باشیم اما دیگران این را باور نمی کنند. این موضوع فقط در مورد هنرمندان صدق نمی کند. هر کس که سن و سالی دارد و از طرف اطرافیان کنار گذاشته می شود افسرده می شود. با وجود اینکه در فرهنگ ما فرد سالخورده قابل احترام است و توصیه زیادی شده که از عقل و تجربه افراد سالخورده استفاده شود اما الان رسانه ها کاری کردهاند که افراد سالخورده هر روز بیشتر از دیروز به حاشیه می روند. چهره خردمند یک فرد سالخورده در بسیاری از برنامه های رسانه ای جایش را به یک پیر خرفت داده است.»آبادی از خانه نشینی خودش و هم نسلانش شکایت دارد و می گوید: «تهیه کننده ها حتی در مورد نقشهایی که به سن و سال ما می خورد هم با امثال بنده تماس نمی گیرند و ترجیح می دهند فلان نابازیگری را که با یک نفر رابطه فامیلی دارد بازی بدهند و این یعنی ما دیگر کنار گذاشته شده ایم. هر چند وقت یک بار بزرگداشتی برایمان گرفته می شود و برای چند
ساعت عزیز می شویم اما بعد از این بزرگداشت ها باز هم ما را به فراموشی می سپارند. مسائل مالی هم که جای خود دارد. از طرفی بسیاری از کسانی که روزی شناخته شده بوده اند وقتی به سن سالمندی می رسند هنوز هم مردم روی آنها حساب دیگری باز می کنند و باور نمی کنند که آنها وضعیت اقتصادی خوبی ندارند. به هر حال در شان این افراد هم نیست که جلوی هرکسی دست دراز کنند، البته در شان هیچ سالمندی نیست که بعد از یک عمر زندگی شرافتمندانه با مشکلات اقتصادی مختلف دست و پنجه نرم کند و به افراد مختلف برای مخارجی مانند درمان رو بیندازد. این اتفاق ها ما را زودتر از زمانی که باید می کشد.»
محمود پاک نیت
خودمان آینده نگر نیستیم
محمود پاک نیت که با وجود پیشکسوت بودن هنوز هم در عرصه سینما و تلویزیون فعالیت دارد و خیلی از ما چهره او را در نقش جمشید سریال شهرزاد به یاد می آوریم، در جواب این سوال می گوید: «به نظر من هر دو سوی ماجرا مقصر هستند. هنرمندی که روزگاری درآمد بسیار بالایی داشته چرا حالا وقتی سنش بالا رفته باید در زندگی روزمره هم دغدغه مالی داشته باشد؟ متاسفانه من هنرمندان عزیزی را می شناسم که روزی درآمد خیلی خوبی داشته اند اما حالا حتی مالک یک خانه معمولی در تهران نیستند و زندگی مستاجری دارند. این به آینده نگری خود هنرمندان ما بر می گردد.» او ادامه می دهد: «خیلی از هنرمندان ما فکر می کنند همیشه روی بورس باقی می مانند و تهیه کنندهها و کارگردان های ریز و درشت با آنها تماس می گیرند؛ در حالی که حتی اگر کسی یک شغل معمولی هم داشته باشد تا آخر عمر نمی تواند به فعالیت اقتصادی ادامه دهد و باید از همان جوانی به فکر آینده خود و خانواده اش باشد.»
پاک نیت در عین حال مسئولان را هم در این میان مقصر می داند و می گوید: «اگرچه هر فردی در روزگار خوشی باید به فکر روزهای سخت هم باشد اما سیاست گذاران هم مسئولیتی دارند و باید این مسئولیت را انجام بدهند. مگر در کشورهای پیشرفته همه عاقل هستند؟ قطعا اینطور نیست. در این کشورها مسئولان ساز و کاری در نظر می گیرند که بخشی از درآمد افراد به عنوان سرمایه گذاری برای آینده شان در نظر گرفته شود، این کار بر عهده بیمهها است. در بسیاری از کشورها هر کس که فعالیت اقتصادی می کند چه این فعالیت در زمینه هنری باشد یا نباشد باید بخشی از آن را هزینه بیمه کند تا وقتی درآمدش قطع شد اصطلاحا به خاک سیاه ننشیند. از طرفی مسئولان باید آگاه سازی کنند و مردم را نسبت به اهمیت داشتن یک بیمه حمایت کننده و سرمایه گذاری برای آینده مطلع کنند. نمیشود که همه چیز را به عهده خود مردم گذاشت و بعد گفت که چرا به فکر آینده تان نبوده اید؟»
همه چیز پول نیست
پاک نیت بعد از اینکه حسابی درباره وضعیت معیشت هنرمندان پیشکسوت شکایت می کند به وجه دیگری از سختی های آنها به عنوان مو سفید کرده های عرصه هنر اشاره می کند و می گوید: «همه مشکلات هنرمندان سالخورده به مسائل مالی بر نمی گردد. خیلی از آنها از انزوا و بی توجهی در رنج هستند. بالاخره روزی هزاران نفر آنها را تماشا کرده اند یا محصولات هنری شان در نمایشگاه های بسیاری در معرض دید قرار گرفته اما حالا کاملا به گوشه ای رانده شده اند و این موضوع بیشتر از هر چیز آنها را رنج می دهد. در حالی که می توان با فراهم کردن زمینه حضور آنها در فعالیت های مختلف این انزوا را از بین برد. شاید خیلی از آنها از نظر جسمی ضعیف شده باشند و دیگر توان بدنی سابق را نداشته باشند اما از نظر تجربی کمک بسیار زیادی از آنها بر می آید. فرهنگ سازی در این باره هم به عهده مسئولان است. آنها می توانند با معرفی توانایی های پیشکسوتان هم فرهنگ احترام به آنها را تقویت کنند و هم به کسانی که در بطن فعالیت های هنری هستند یادآوری کنند که چه کارهایی از هنرمندان پیشکسوت بر می آید.» او به کارهای مثبتی که اخیرا انجام شده و افق خوبی برای بهبود کیفیت زندگی هنرمندان
ایجاد کرده است، اشاره می کند و میگوید: « مدتی است که خانه هنرمندان پیشکسوت افتتاح شده و ما شاهد هستیم که این نهاد بسیاری از عزیزان سالمند که عمری را در عرصه های هنری مختلف صرف کرده اند، دور هم جمع کرده و با تدارک برنامه های اجتماعی و تفریحی مختلف روحیه آنها را تقویت کرده است. باور کنید همین کارها خیلی به این عزیزان کمک میکند. این نهاد توانسته مسئله بیمه و درمان بسیاری از هنرمندان را هم سر و سامان بدهد و همین موضوع امید تازه ای را در دل آنها ایجاد کرده است حتی وقتی خدای نکرده یکی از هنرمندان سالمند به رحمت خدا می رود با برگزاری مراسمی آبرو مند یاد او را گرامی می دارد. همین کارها خیلی مفید است و ما امیدواریم ادامه داشته باشد.»
(منتشر شده در ویژه نامه روزنامه هفت صبح درباره صندوق های بازنشستگی)



