
هفت صبح| در پی تأیید حکم قصاص مردی که صاحبخانه ۶۸ ساله خود را در جریان یک درگیری خانوادگی به قتل رسانده بود، پرونده برای اجرای حکم وارد مرحله نهایی شد. رسیدگی به این پرونده از بهمن سال ۱۴۰۲ و پس از مرگ مشکوک زنی به نام زینت در خانه قدیمیاش در محدوده مولوی آغاز شد.
فرزندان این زن که با تماسهای بیپاسخ مادرشان نگران شده بودند، با حضور در خانه او جسدش را در اتاق پیدا کردند. در ابتدا تصور میشد زینت بر اثر کهولت سن جان باخته و حتی جسد برای انجام مراسم تدفین به بهشت زهرا منتقل شد، اما ناپدید شدن طلاهای او باعث شد خانواده به مرگش مشکوک شوند و موضوع را به پلیس اطلاع دهند.
با دستور بازپرس جنایی، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و بررسیها نشان داد زینت بر اثر خفگی ناشی از فشار بر عناصر حیاتی گردن به قتل رسیده است. همزمان یکی از همسایهها به مأموران گفت نیمهشب قبل از کشف جسد، ناصر و همسرش زهره که سالها مستأجر زینت بودند، با کولهپشتی و به شکل سراسیمه از خانه خارج شده و دیگر به محل بازنگشتهاند.
چند هفته بعد زوج جوان در مخفیگاهشان دستگیر شدند. ناصر در تحقیقات به قتل اعتراف کرد و گفت اختلاف بر سر حدود پنج میلیون تومان از اجارهبهای مستأجران، زمینه درگیری را فراهم کرده است. او مدعی شد وقتی برای آوردن فیشهای واریزی به اتاق خود رفته بود، همسرش با زینت درگیر شده و پس از آنکه او را مجروح دیده، کنترلش را از دست داده و با فشار دست، صاحبخانه را خفه کرده است. او همچنین به سرقت طلاهای مقتول اعتراف کرد.
متهم در دادگاه نیز قتل را پذیرفت اما گفت انگیزه قبلی نداشته است. او اظهار کرد: «سالها رفتار تحقیرآمیز زینت را تحمل کرده بودیم. آن شب هم به من و همسرم توهین کرد و ما را دزد خواند. وقتی همسرم را روی زمین دیدم، عصبانی شدم و گلوی زینت را فشار دادم. همسرم هیچ نقشی در قتل نداشت و فقط نظارهگر ماجرا بود.»
او درباره سرقت طلاها نیز گفت: «به دلیل نیاز مالی، بعد از قتل تصمیم گرفتم طلاها را بردارم.»
زهره نیز هرگونه مشارکت در قتل را رد کرد و گفت از اقدام همسرش اطلاعی نداشته است. دادگاه پس از بررسی پرونده، ناصر را به قصاص محکوم و زهره را از اتهام معاونت در قتل تبرئه کرد. قضات دیوان عالی کشور رأی صادر شده از سوی شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران را تأیید کردند و به این ترتیب شمارش معکوس برای اجرای حکم قصاص متهم آغاز شد.








