کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۱۶۹۳
تاریخ خبر:

قصه روز | حکایت بزرگمهر و انوشیروان؛ سحرخیز باش تا کامروا باشی

قصه روز | حکایت بزرگمهر و انوشیروان؛ سحرخیز باش تا کامروا باشی

داستان «سحرخیز باش تا کامروا باشی» ماجرای بزرگمهر، وزیر دانای انوشیروان، است که هر روز صبح زود به دیدار پادشاه می رفت و او را به سحرخیزی و تلاش برای رسیدن به موفقیت سفارش می کرد.

به گزارش هفت صبح، این داستان نشان می دهد که سحرخیزی به تنهایی برای موفقیت کافی نیست، بلکه هوشیاری، دوراندیشی و آمادگی برای روبه رو شدن با مشکلات نیز اهمیت زیادی دارد. بزرهمهر با پاسخ هوشمندانه خود نشان داد که انسان دانا حتی در شرایط سخت هم می تواند با استفاده از عقل و تدبیر راهی برای حل مشکل پیدا کند.

 

حکایت آموزنده بزرگمهر و انوشیروان

بزرگمهر وزیر دانای انوشیروان هرروز صبح زود خدمت انوشیروان می‌رفت و پس از ادای احترام رو در روی انوشیروان می‌گفت: سحر خیز باش تا کامروا گردی.
شبی انوشیروان به سرداران نظامی‌اش دستور داد تا نیمه شب بیدار شوند و سر راه بزرگمهر منتظر بمانند. چون پیش از صبح خواست به درگاه پادشاه بیاید لباس‌هایش از تنش در بیاورند و از هر طرف به او حمله کنند تا راه فراری برای او باقی نماند.
صبح روز فردا وقایع طبق خواسته انوشیروان اتفاق افتاد. بزرگمهر راه فراری پیدا نکرد. چون صلاح ندید برهنه به درگاه انوشیروان برود، به خانه بازگشت و دوباره لباس پوشید. آن روز دیرتر به خدمت پادشاه رسید.
پادشاه خندید و گفت: مگر هر روز نمی‌گفتی سحر خیز باش تا کامروا باشی؟
بزرگمهر گفت: دزدان امروز کامروا شدند، زیرا آنها زودتر از من بیدار شده بودند. اگر من زودتر از آنها بیدار می‌شدم و به درگاه پادشاه می‌آمدم، من کامرواتر بودم.

کدخبر: ۶۰۱۶۱۶۹۳
تاریخ خبر:
ارسال نظر