قصه روز | نیش زنبور کشنده تر است یا نیش مار؟
حکایت «نیش زنبور کشنده تر است یا نیش مار؟» داستانی آموزنده درباره دو حیوان و چوپانی است که نشان می دهد ترس و برداشت ذهنی انسان از یک اتفاق، گاهی می تواند از خود آن اتفاق تاثیرگذارتر باشد. در این حکایت، زنبور و مار برای اثبات برتری خود نقشه ای می کشند و اتفاقی رقم می خورد که پیام مهمی برای زندگی انسان دارد.
به گزارش هفت صبح، حکایت «نیش زنبور کشنده تر است یا نیش مار؟» در ظاهر داستانی ساده درباره یک مار، یک زنبور و چوپانی است، اما در پایان نکته ای قابل تامل درباره ترس های انسان مطرح می کند. چوپان در مواجهه با نیش زنبور، چون خطر را به شکل یک مشکل قابل درمان می بیند، برای برطرف کردن آن اقدام می کند. اما زمانی که با دیدن مار دچار ترس شدید می شود، دیگر فرصت و توان رسیدگی به مشکل را پیدا نمی کند.
حکایت نیش زنبور کشنده تر است یا نیش مار؟!
روزى زنبور و مار با هم بحثشان شد. مار میگفت: آدمها از ترس ظاهر ترسناک من میمیرند، نه بخاطر نیش زدنم! اما زنبور قبول نمىکرد. مار برای اثبات حرفش، به چوپانى که زیر درختى خوابیده بود نزدیک شد و رو به زنبور گفت: من چوپان را نیش مىزنم و مخفى میشوم؛ تو بالاى سرش سر و صدا و خودنمایى کن!
مار چوپان را نیش زد و زنبور شروع کرد به پرواز بالاى سر چوپان. چوپان از خواب پرید و گفت: اى زنبور لعنتى! و شروع به مکیدن جاى نیش و تخلیه زهر کرد. مقدارى دارو بر روى زخمش گذاشت و بعد از چند روز خوب شد. سپس دوباره مشغول استراحت شد که مار و زنبور نقشه دیگری کشیدند: این بار زنبور نیش زد و مار خودنمایى کرد!
چوپان از خواب پرید و همین که مار را دید، از ترس پا به فرار گذاشت! او بخاطر وحشت از مار، دیگر زهر را تخلیه نکرد و ضمادى هم استفاده نکرد… چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نیش زنبور مرد!
بسیاری از بیمارىها و مشکلات اینچنین هستند و آدمها فقط بخاطر ترس از آنها، نابود میشوند. پس همه چىز به برداشت ما از زندگى و شرایطى که در آن هستیم بر میگردد. برای همین بهتر است دیدگاهمان را به همه چیز خوب و مثبت کنیم. “مواظب تلقینهای زندگی خود باشید…!”