چرا سوختن نفتکش از غرق شدن نفت بهتر است؟
سوختن نفت بخشی از مواد فرار را به هوا منتقل میکند و ورود مستقیم نفت به آب را کاهش میدهد
گروه محیط زیست| سوپر نفتکش «الگایا» در جنوب تنگه هرمز بر اثر برخورد با مینهای دریایی منفجر میشود و تلاش نیروی دریایی سپاه برای مهار آتش بینتیجه میماند؛ اما گویا این وضعیت برای اکوسیستم شکننده خلیج فارس، آلودگی کمتری به همراه دارد.
محمدرضا فاطمی اکولوژیست دریایی آتش زدن مواد نفتی را در مقایسه با نشست این مواد در آب دریا و رسوب در سواحلی با جنسهای مختلف، به مراتب کمتر میداند و بر این باور است که هیدروکربنهای آتش گرفته به سمت هوا میروند و فلزات سنگین آنها در رسوبات کف خلیج فارس باقی میمانند که اثرات دراز مدت بر اکوسیستم این منطقه خواهند داشت. البته او تاکید میکند؛ اثرات مخرب محیط زیستی جنگ نسبت به رهاسازی فاضلاب و غیره به مراتب کمتر است اما چون آلودگیهای ناشی از جنگ به یکباره ایجاد میشود، به چشم میآید و زمینه مرگ و میر آبزیان را فراهم میکند.
عدم رعایت قوانین تردد در خلیج فارس نه تنها کار دست سوپرنفتکش الگایا میدهد، بلکه ضربه دیگری به اکوسیستم شکننده خلیج فارس وارد میکند. رسانهها 23 شهریورماه نوشتند که این شناور غول پیکر، بدون رعایت ضوابط در حال گذر از منطقه ممنوعه تنگه هرمز بوده که با مین برخورد میکند. تلاشهای نیروی دریایی سپاه برای مهار آتش به نتیجه نمیرسد و گویا دو تا سه روزی این شناور روی پهنه آبهای ایران، درگیر شعلههای آتش بوده است. اما آیا این پدیده و پدیدههای مشابه آن، خطرات بیشتری برای اکوسیستم خلیج فارس نسبت به نشت نفت و غرق شدن نفتکشها در خلیج فارس خواهند داشت؟
خطرناک بودن هر تنش و استرس برای خلیج فارس
محمدرضا فاطمی اکولوژیست دریایی در گفتوگو با هفت صبح، با در نظر گرفتن شرایط خلیج فارس که از نظر آستانه اکولوژیک در اوج است، طاقت این اکوسیستم را در برابر هرگونه تنش و استرس بسیار اندک توصیف میکند؛ زیرا موجودات آن در دامنه طاقت فرسای زندگی به سر میبرند.
البته او تاکید میکند که قبل از وقوع جنگ نیز در ایران سالانه هزاران تن مواد نفتی و انواع و اقسام آلودگیها را به خلیج فارس میریختیم و آلودگیهای ناشی از جنگ، در مقابل آلایندههایی که مستمر به این اکوسیستم وارد میشود، اصلاح هیچ است. تمرکز روی وقایع اخیر خلیج فارس، نباید منجر به پرت کردن توجه مردم از معضل اصلی آن یعنی ورود مستمر آلایندهها به این اکوسیستم شود.
آلودگیهایی که به چشم میآیند
این اکولوژیست دریا، درباره وضعیت آلایندگی نفتکشهایی که دچار حریق میشوند، توضیح میدهد که در دریا دو نوع آلایندگی داریم. یکی آلودگیهای کوتاه مدت که به چشم میآیند. مثل غرق شدن نفتکش و رها شدن آنها که در کوتاه مدت اثرات خود را نشان داده و به صورت لکه نفتی نمایان میشوند.
لکههای نفتی تلفات ایجاد میکنند و یک نوع آلودگی مقطعی به شمار میروند؛ اما آلودگی مزمن یا دراز مدت نظیر فاضلابهایی که به دریا وارد میشود یا لولههای پوسیده نفتی، به چشم نمیآیند و در بلند مدت، اکوسیستم را تحت تاثیر قرار داده و زمینه کاهش جمعیت ماهیها و ذخایر دریایی را فراهم میکنند. به گفته فاطمی، نفتکشی که چند میلیون گالن نفت دارد اگر به یک جزیره یا ساحل مرجانی برخورد کند، فاجعه ایجاد میکند.
محل تخمریزی لاکپشتها را میپوشاند و همه زیستمندان را ظرف چند ساعت از بین میبرد. آلودگی نفتی حاصل هم به سرعت از بین نمیرود. اگر نشت نفتی به سواحل شنی برسد، سریع پاک میشود، سواحل سنگی را میتوان با آب گرم شستوشو داد تا آلودگی در دریا پخش شود و مقداری از آن تجزیه شده و بخش دیگر در رسوبات باقی بماند و به اثرات دراز مدت تبدیل شود.
او اضافه میکند: ولی آلودگی مناطق گلی مثل محل استقرار حراها، از آن دست آلودگیهایی است که فاجعه زیست محیطی میآفریند. این آلودگی جمعآوری نمیشود و نمیتوان آن را پاکسازی کرد. دانههای گل ریز بوده و نفت را جذب میکند. ریشههای حرا روی بستر است و توسط نفت پوشیده میشود. متاسفانه 90 درصد تنفس گیاه حرا توسط ریشههای هوایی انجام میشود و نشت نفتی باعث از بین رفتن این گیاهان میشود.
کاهش خسارات نفت سوخته
فاطمی آلودگی ناشی از تصادفات نفتکشها و نشت نفت را بدترین نوع آلودگی میداند؛ در مقابل، سوزانده شدن نفت را عاملی برای تبخیر و انتقال آلایندگی به هوا معرفی میکند. به همین خاطر در خیلی جاها لکههای نفتی را میسوزانند که تبخیر شده و مواد فرارش به هوا برود.
البته عناصر سنگین مثل کروم، منیزیم و وانادیوم آن بعد از سوختن بر جای میماند و وارد رسوبات دریا شده و اثراتش را در درازمدت بر اکوسیستم باقی میگذارد. با این وجود، در آتشسوزی، حجم آلودگی کم میشود و مواد نفتی کمتری وارد دریا میشود؛ به همین خاطر بهتر است که نفت سوخته شود و وارد دریا نشود.
نهنگها به پره کشتی برخورد نمیکنند
انفجارهای متعدد در خلیج فارس این تصور را پیش میآورد که این روزها باید شاهد مرگ و میر گسترده پستانداران دریایی باشیم اما بر اساس آمار رسمی سازمان محیط زیست، در یک ماه اخیر، فقط یک مورد مرگ دلفین پورپوز بدون باله هند در ساحل بوستان ورزش بندرعباس گزارش شده که علت آن گیر افتادن در ادوات و تورهای صیادی و خفگی یا اثر آلودگی نفتی اخیر بوده است.
یک مورد هم مرگ نهنگ براید حوالی بندر چارک و لنگه داشتیم که بعد از بررسی لاشه، برخورد شکم این پستاندار عظیم الجثه با پروانه شناور یا کشتی دلیل مرگ اعلام میشود؛ البته محمدرضا فاطمی تاکید میکند که نهنگ هرگز امکان برخورد با پره کشتی را نداشته و لای پره گیر نمیکند. اگر تصادفی رخ دهد، احتمال برخورد جلوی کشتی به این پستاندار دریایی است. عموما ناخدا متوجه نزدیک شدن نهنگ به کشتی میشود و اجازه برخورد با این پستاندار دریایی را نمیدهد.
این اکولوژیست دریایی البته درباره دلفینها، مهمترین دلیل مرگ را قایقهای صیادی و تجاری اعلام میکند و میگوید که سالانه چند صد دلفین در اثر برخورد با این قایقها از دست میروند. فاطمی یادآوری میکند که اکنون در خلیج فارس تردد کشتیها متوقف شده و فقط به برخی از کشتیهای تجاری اجازه تردد میدهند.
لنجها دیگر به امارات، کویت و دبی نمیروند و قایقهای صیادی هم که عامل اصلی تلفات دلفینها هستند، آنقدر آگاه، دلسوز و علاقمند شدهاند که سعی میکنند با دلفینها تصادف نکنند. اگر هم رخدادی پیش آید، عموما ناخواسته است. بنابراین اکنون از نظر تلفات ناشی از رفت و آمدهای دریایی، مخاطرات به حداقل رسیده است.