کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۸۸۲۵
تاریخ خبر:
در سومین نشست هم‌اندیشی درباره تالاب، مطالبه لغو مجوز توسعه میدان سهراب

مسئله ملی هورالعظیم

مسئله ملی هورالعظیم

مردم به یک پاسخ درست و شفاف نیاز دارند که بدانند هورالعظیم چه سرنوشتی خواهد داشت و توسعه نفتی با چه محدودیت‌هایی ادامه پیدا می‌کند

هفت صبح| ‌روز سه‌شنبه جلسه مهمی درباره هورالعظیم و پروژه نفتی سهراب برگزار شد. شیوخ عرب، کنشگران خوزستانی و نمایندگان جامعه محلی در سومین نشست هم‌اندیشی درباره حفاظت و احیای هورالعظیم خواستار لغو مجوز زیست‌محیطی توسعه میدان نفتی سهراب شدند. برخی حاضران اسپری‌های آسم همراه داشتند و آن را نمادی از آثار آلودگی بر سلامت مردم دانستند.  

 

متاسفانه هورالعظیم سال‌هاست میان دو روایت گرفتار شده است؛ یک روایت از میدان‌های نفتی، تولید، اشتغال و منافع اقتصادی می‌گوید، روایت دیگر از تالابی می‌گوید که برای مردم منطقه منبع زندگی بوده و حالا درباره آینده آن نگرانی جدی وجود دارد. فاصله میان این دو روایت هر روز بیشتر به چشم می‌آید. این بار اما مردم هورالعظیم و نمایندگان جامعه محلی صریح‌تر از همیشه حرف زدند و حرف‌شان یک کلام بود؛ مجوز توسعه میدان سهراب لغو شد.

 

مردم رفیع، شط علی و مناطق پیرامونی درباره موضوعی صحبت کردند که مستقیماً با زندگی روزمره‌شان ارتباط دارد و البته که از بیکاری، آلودگی، آسیب به خانه‌ها، کاهش مشاغل سنتی و کمبود امکانات آموزشی نیز گلایه کردند.  در سوی دیگر میز، دستگاه‌های دولتی و نفتی قرار دارند که هر کدام بخشی از مسئولیت را برعهده دارند.

 

مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه نفت از سهم بالای نیروی بومی در میادین غرب کارون سخن می‌گوید. محیط‌زیست نیز از برنامه جامع احیای تالاب و روند ثبت هورالعظیم در کنوانسیون رامسر خبر می‌دهد. اما این وسط یک فاصله مهم وجود دارد. مردم معترض از تمام زندگی خودشان حرف می‌زنند. 

 

مردم هزینه نفت را می‌پردازند

توسعه میدان نفتی سهراب برای مردم حاشیه هورالعظیم، یک موضوع مهم و اساسی بر سر آینده تالابی است که زندگی و معیشت بخش بزرگی از جامعه محلی به آن گره خورده است. معترضان اظهار کرده‌اند که تجربه سال‌های گذشته، برای آنها از نفت شغل پایدار و رفاه نیاورده، اما آلودگی، فشار بر سلامت و آسیب به مشاغل سنتی را بیشتر کرده است.

 

دغدغه اصلی درباره سهراب، اثر توسعه این اقدام بر بخش فعال هورالعظیم است. در نشست اخیر از خشک شدن حدود ۱۸ هکتار از بخش فعال تالاب در ورودی آب کرخه در نتیجه اجرای پروژه سخن گفته شد که برای جامعه محلی این آمار درواقع بخشی از زیستگاهی است که ماهیگیری، صید و مشاغل وابسته به تالاب به آن وابسته‌اند. مردم همچنین از آلودگی، گردوغبار، تردد ماشین‌آلات سنگین و آسیب به خانه‌ها گلایه دارند. برخی حاضران در نشست حتی اسپری آسم همراه داشتند. 

 

اعتراض به سهراب از مخالفت با توسعه نفتی سرچشمه نمی‌گیرد. گلایه مردم این است که توسعه، در شرایطی که قرار است تالاب را کوچک‌تر، معیشت را شکننده‌تر و جوانان را همچنان بیکار بگذارد، برای‌شان معنایی نخواهد داشت. طبیعی است که در چنین شرایطی، وعده احیای تالاب پس از صدور مجوز توسعه برای جامعه محلی قانع‌کننده نیست.  

 

 نکته دیگر به مسئولیت اجتماعی نفت برمی‌گردد. سال‌هاست درباره بودجه‌های مسئولیت اجتماعی صحبت می‌شود. در پروژه‌هایی که به مرحله اجرا رسیده و اعتبارهایی کلان اختصاص پیدا می‌کند. با این وجود مردم منطقه همچنان گرفتار کمبود امکانات مدرسه و بیکاری هستند و دائم از آسیب به معیشت خود حرف می‌زنند. خب چرا کسی به شکل شفاف نمی‌گوید این همه پول کلان و بی‌حساب و کتاب کجا و چطوری خرج شده وقتی که این پول هیچ تاثیری در معیشت و زندگی مردم منطقه نداشته است.

 

نفت از زیر پای مردم خوزستان و در مورد اخیر هورالعظیم استخراج می‌شود و هیچ نفعی برای جامعه محلی ندارد. نفع که ندارد به جای خود، سلامتی‌شان را به خطر می‌اندازد و مشکلات زیست‌محیطی فراوان نیز ایجاد می‌کند. اگر مسئولان نفت مسئولیت پذیر بودند، مردم محلی اثرات توسعه را در خیابان، مدرسه، بیمارستان، اشتغال و درآمد خانوار می‌دیدند.  اکنون مسئله هورالعظیم را نمی‌توان به شکل یک پرونده محلی دید. موقعیت جغرافیایی تالاب اهمیت آن را بیشتر می‌کند و در این میان منطقه مرزی خوزستان همزمان با مسائل اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی روبه‌رو است و هر تصمیمی که معیشت مردم را تحت فشار قرار دهد، می‌تواند پیامدهای اجتماعی گسترده‌تری داشته باشد.

 

پس هورالعظیم یک مسئله کاملا ملی است. به این موضوع باید از زاویه امنیت پایدار هم نگاه کنیم، با این توصیف که امنیت پایدار با حضور نیروی انتظامی یا کنترل مرز تعریف نمی‌شود. جامعه‌ای که امکان کار، درآمد و زندگی قابل قبول داشته باشد، پیوند محکم‌تری با سرزمین خود حفظ می‌کند. روستا و شهری که جوانش آینده‌ای برای ماندن نبیند، به تدریج با کاهش جمعیت فعال روبه‌رو می‌شود. این اتفاق در یک منطقه مرزی اهمیت مضاعف دارد.

 

از همین منظر، شنیدن صدای مردم هورالعظیم یک اقدام سیاسی و حکمرانی نیز محسوب می‌شود. مشارکت محلی نباید به جلسه‌ای برای شنیدن اعتراض‌ها محدود شود. از این زاویه مردم منطقه باید بدانند چه گزینه‌هایی بررسی شده و مسئولیت پیامدها با کدام نهاد است. یکی از مشکلات حکمرانی در چنین پرونده‌هایی، پراکندگی مسئولیت است. نفت درباره تولید تصمیم می‌گیرد. محیط‌زیست درباره مجوز و حفاظت مسئولیت دارد. دستگاه‌های محلی با اشتغال و خدمات عمومی روبه‌رو هستند.

 

منابع طبیعی وظایف خود را دارد. اما شهروندی که پیامد تصمیم‌ها را در زندگی خود می‌بیند، همه این دستگاه‌ها را یک مجموعه واحد به نام حاکمیت می‌شناسد. بنابراین پاسخ‌های جداگانه دستگاه‌ها، مسئله را حل نمی‌کند. مردم به یک پاسخ درست و شفاف نیاز دارند که بدانند هورالعظیم چه سرنوشتی خواهد داشت و توسعه نفتی با چه محدودیت‌هایی ادامه پیدا می‌کند. برای مردم مهم است که  خسارت‌های احتمالی چگونه جبران می‌شود و سهم جامعه محلی از منافع این توسعه چیست.

 

ظاهرا گفت‌وگو با جامعه محلی هورالعظیم همچنان امکان‌پذیر است. مطالبه‌ها نیز به صراحت بیان شده است. اما این گفت‌وگو باید به سازوکاری برای تصمیم‌گیری و پاسخ‌گویی برسد.   

 

 

 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۸۸۲۵
تاریخ خبر:
ارسال نظر