جنوب هنوز مسافر ندارد
با وجود بازگشت پروازها، گردشگران هنوز برای سفر به جنوب اطمینان کافی ندارند و همین تردید، رونق را عقب انداخته است
هفت صبح| موتور قایقهای تفریحی خاموش است و طنابها، قایقهای خالی را به اسکله بستهاند. آب آرام خلیج فارس به پلههای اسکله میرسد و برمیگردد. اسکلهای که باید محل رفتوآمد مسافران باشد اما این روزها خلوتتر از همیشه است. چند قدم آنطرفتر، مغازهدارها پشت ویترینهای پر از سوغات و صنایعدستی نشستهاند و بازار، به جای همهمه گردشگران، روز را با رفتوآمد اندک مشتریها میگذراند. هتلها اتاق دارند، رستورانها میزهای آماده و قایقها همچنان در انتظار مسافرند اما زنجیره گردشگری جنوب یک حلقه کم دارد: گردشگر.
پروازها دوباره در آسمان جنوب دیده میشوند اما مسافر هنوز به اسکله، بازار و هتل نرسیده است. اما ماجرا فقط به اسکلههای خلوت و بازارهای کممشتری ختم نمیشود. جنوب از آن توقف ناگهانی که با آغاز جنگ بر گردشگری سایه انداخت، عبور کرده است. پروازها دوباره در آسمان دیده میشوند، مسیرهای حملونقل به حرکت افتادهاند و بخشی از مراکز گردشگری چراغهایشان را روشن کردهاند. با این حال، هنوز جای خالی مسافر در بسیاری از این قابها دیده میشود.
حالا مسئله فقط باز شدن مسیر نیست. گردشگر باید دوباره برای رفتن به جنوب احساس اطمینان کند. بداند سفرش با لغو یا تغییر ناگهانی روبهرو نمیشود و هزینهای که برای آن میپردازد، ارزش این سفر را دارد. در کنار این تردیدها، فشار اقتصادی خانوارها هم سفر را به یکی از نخستین هزینههایی تبدیل کرده که میتوان چند روز یا چند ماه عقب انداخت.
به همین دلیل، جنوب امروز در فاصله میان دو تصویر ایستاده است. تصویر پروازهایی که دوباره برقرار شدهاند و صندلیهایی که هنوز خالی ماندهاند. امکان سفر برگشته اما خود گردشگر هنوز نه. و هرچه این فاصله طولانیتر شود، بازگشت رونق برای کسبوکارهای گردشگری دشوارتر خواهد شد.
یک عدد برای نشان دادن عمق شوک
شهرهای جنوبی کشور مانند بندرعباس، کیش و قشم که بخش زیادی از رونق اقتصادیشان را مرهون صنعت گردشگری هستند این روزها حال و احوال خوشی ندارند. هتلها، بازارها، رستورانها و تفریحات دریایی همه به رفتوآمد گردشگر وابستهاند. اما در جنگ ۱۲روزه خرداد ۱۴۰۴، این چرخه ناگهان از حرکت افتاد. به عنوان مثال در همان روزهای بحران، اقامت هتلهای کیش از حدود ۱۱ هزار نفر به حدود ۲۰۰ نفر کاهش یافت. تصویری از شدت شوکی که به گردشگری جزیره وارد شد.
برای کل جنوب نیز آمار رسمی و یکپارچهای از میزان افت گردشگر وجود ندارد.اما ماجرا به پایان جنگ ۱۲روزه ختم نشد. هرچند با ازسرگیری پروازها، بخشی از رفتوآمدها شکل گرفت، گردشگری جنوب به شرایط قبل برنگشت و پایدار نماند. در ماههای بعد، با وقوع جنگ ۴۰روزه و حملات بعدی، بار دیگر سفر و فعالیت گردشگری تحت تاثیر قرار گرفت. بهگونهای که گزارشهای میدانی از قشم در شهریور ۱۴۰۵ نیز از ادامه رکود، خالی ماندن بخشی از ظرفیت اقامتی و بیاثر بودن بازگشت پروازها بر رونق گردشگری خبر میدهند.
به این ترتیب، روایت صنعت گردشگری این روزهای مناطق جنوبی فقط روایت یک سقوط در روزهای جنگ نیست. روایت مسیری است که از یک شوک ناگهانی در خرداد ۱۴۰۴ شروع شد و با تداوم ناامنی و کاهش تقاضا، به رکودی طولانی در گردشگری جنوب رسید.
زنجیرهای که از حرکت افتاده
مسافر که نمیآید، خلوتی فقط نصیب هتلها نمیشود. اتاق خالی میماند و رستوران هتل مشتری کمتری دارد. در اسکله، قایق تفریحی به جای حرکت روی آب، ساعتها به طناب بسته میماند. راهنمای تور منتظر گروهی است که نیامده، راننده محلی سفر کمتری انجام میدهد و در بازار، فروشندهها مشتری کمتری برای خرید سوغات و صنایعدستی دارند.
گردشگری یک زنجیره بههمپیوسته است. وقتی مسافر از ابتدای این زنجیره حذف میشود، اثر آن تا آخرین حلقه میرسد. مسئله فقط اتاقهای خالی هتل نیست. یک اقتصاد محلی است که با کم شدن مسافر، آرامآرام از حرکت میایستد.
در جنوب، کاهش گردشگر یعنی درآمد کمتر برای هتلدار، قایقدار، راهنمای تور، رستوراندار، فروشنده، صنعتگر و رانندهای که زندگیاش به رفتوآمد مسافران گره خورده است. به همین دلیل، رکود گردشگری را نمیتوان فقط با تعداد اتاقهای خالی یا پروازهای برقرارشده سنجید. باید دید وقتی مسافر نمیآید، چند شغل و چند کسبوکار در امتداد مسیر او کمرمق میشوند.
تابستانی متفاوت برای فعالان دریا
آفتاب تند روی آب میافتد و سطح خلیج فارس زیر نور میدرخشد. قایقها برای حرکت آمادهاند اما رفتوآمد روی اسکله آن شلوغی همیشگی را ندارد. گویی بخشی از تابستان کیش از روی تقویم گذشته اما هنوز به اسکله نرسیده است.
علی، از فعالان تفریحات دریایی در جنوب کشور و به خصوص کیش، در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید که تابستان همیشه با وجود گرمای هوا، فصل حضور مسافران بوده است اما از جنگ ۱۲روزه و بعد از آن، تعداد آنها بهشدت کاهش پیدا کرده است. به گفته او، با وجود بازگشت پروازها، وضعیت هنوز به روزهای قبل برنگشته و این شرایط فقط مختص او نیست. همکارانش در تفریحات دریایی کیش نیز با کاهش حضور گردشگران روبهرو هستند.
علی میگوید کاهش رفتوآمد را در روند کار روزانه بهوضوح میتوان دید. سفرهای دریایی کمتر شده و زمان بیشتری صرف انتظار برای مسافر میشود. به این ترتیب، تابستانی که برای او و همکارانش همیشه با رفتوآمد و کار بیشتر همراه بود، امسال آرامتر از سالهای قبل میگذرد.به گفته او، وقتی تعداد گردشگران پایین میآیند، بخشی از فعالیتهای روزمره اسکله هم آرامتر میشود و فضای کاری برای فعالان این حوزه دیگر شبیه تابستانهای گذشته نیست.
سفر در سایه ترس
تصمیم برای سفر گاهی با یک بلیت شروع میشود و با یک تردید تمام میشود. مقصد مشخص است، تعطیلات هم رسیده اما نگرانی از شرایط مقصد، احتمال تغییر برنامه و هزینههای سفر میتواند تصمیم نهایی را عقب بیندازد.
سارا که قرار بود تیرماه به جنوب سفر کند، به «هفتصبح» میگوید ترس از شرایط جنگی باعث شد این سفر را لغو کند. برای او، مسئله فقط انتخاب مقصد یا هزینه سفر نبود. نگرانی از وضعیت منطقه و احتمال تغییر شرایط، باعث شد ترجیح دهد فعلا سفر نکند.
او میگوید که حتی با بازگشت تدریجی مسیرهای سفر، تصمیم برای رفتن به جنوب به سادگی قبل نیست. وقتی شرایط عادی نباشد، برنامهریزی برای سفر هم با تردید همراه میشود و ممکن است مسافری که تا چند هفته قبل مقصدی را برای تعطیلاتش انتخاب کرده بود، در نهایت از سفر صرفنظر کند.
پروازها برگشتهاند اما مسافر هنوز مردد است
پروازها دوباره در آسمان جنوب دیده میشوند، بعضی هتلها و مراکز گردشگری هم فعالیتشان را از سر گرفتهاند اما این بازگشت هنوز به معنی برگشتن حالوهوای قبل نیست. انگار مسیر سفر دوباره باز شده، ولی مسافر هنوز برای قدم گذاشتن در آن مکث میکند.
ناهید غضنفری، پژوهشگر سیاستگذاری و آیندهپژوهی در پژوهشگاه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید که گرچه گردشگری جنوب از توقف کامل روزهای جنگ عبور کرده اما هنوز به شرایط عادی نرسیده است. حالا با یک رکود جدی روبهرو هستیم. رکودی که فقط با برقرار شدن پروازها تمام نمیشود.
او توضیح میدهد که بعد از یک اتفاق جنگی، نمیتوان انتظار داشت مردم بلافاصله دوباره چمدان ببندند و راهی سفر شوند. بازگشت پرواز، بهتنهایی اعتماد گردشگر را برنمیگرداند. مسافر میخواهد بداند وقتی راه افتاد، سفرش نیمهکاره نمیماند، شرایط مقصد ناگهان تغییر نمیکند و در صورت بروز مشکل، امکان برگشت یا تغییر برنامه وجود دارد.
اما مسافری که نمیآید، فقط یک صندلی خالی در هواپیما یا یک اتاق خالی در هتل باقی نمیگذارد. غضنفری میگوید گردشگری زنجیرهای است که آدمهای زیادی در آن زندگی و کار میکنند. وقتی تعداد مسافران کم میشود، راهنمای تور هم گروه کمتری دارد، قایق تفریحی کمتر روی آب میرود، رستوران خلوتتر میشود و فروشنده بازار مشتری کمتری میبیند.
حتی رانندهای که مسافر را از فرودگاه تا هتل میرساند، سهم خودش را از این خلوتی میگیرد.به همین دلیل، از نگاه او نمیتوان رکود گردشگری جنوب را فقط در هتلها یا پروازها جستوجو کرد. اثر این رکود آرامآرام در زندگی روزمره کسانی دیده میشود که کارشان به حضور گردشگر وابسته است. وقتی مسافر از این زنجیره کنار میرود، کمکم همه چیز در امتداد مسیر او آرام میشود.
هنوز تا صدای همهمه راهی مانده است
عصر که میشود، گرمای روز آرامآرام روی شهر مینشیند. ویترین مغازهها روشن است، میزهای رستورانها چیده شده و بازار آماده رفتوآمد است اما میان این همه آمادگی، جای چیزی خالی است که با روشن کردن چراغها برنمیگردد. فروشنده همچنان منتظر مشتری است، راهنمای تور منتظر گروه بعدی و فعال تفریحات دریایی چشم به روزی دارد که دوباره کارش رونق بگیرد. زندگی جریان دارد، اما با ریتمی آرامتر از گذشته.
شاید بازگشت گردشگری جنوب از همینجا آغاز شود. از روزی که این سکوت کمکم با صدای قدمهای مسافران، گفتوگوی خانوادهها در بازار و همهمه دوباره شهرها شکسته شود. تا آن روز، جنوب همچنان کنار دریا ایستاده است. با همه چیزهایی که برای یک سفر دارد، جز خود مسافر.
وقتی رکود وارد زندگی مردم میشود
مشکل از جایی جدیتر میشود که این خلوتی طولانی شود. آن وقت دیگر صحبت از چند روز کمکاری نیست. آدمهایی هستند که باید با روزهای کاری کمتر، زندگیشان را ادامه دهند و برای ماههای بعد تصمیم بگیرند. غضنفری میگوید که طولانی شدن رکود میتواند زندگی کسانی را که سالها در گردشگری کار کردهاند، تحت تاثیر قرار دهد.
ممکن است یک راهنمای تور، فعال تفریحات دریایی یا فروشنده بازار مدتی منتظر بماند اما اگر این انتظار طولانی شود، ناچار شود شغل دیگری پیدا کند. خطر از همینجا شروع میشود. اینکه آدمها از کاری که سالها بلد بودهاند، آرامآرام فاصله بگیرند. به گفته او، این اتفاق فقط تغییر یک عنوان شغلی نیست. وقتی نیروی باتجربه از گردشگری خارج میشود، بخشی از تجربه و مهارتی که طی سالها شکل گرفته هم از این حوزه فاصله میگیرد.
حتی اگر بعدها شرایط بهتر شود، بازگرداندن این افراد و شکل دادن دوباره به همان شبکه کاری، زمان میبرد. غضنفری معتقد است در چنین شرایطی، مهمترین کار این است که به فعالان این حوزه فرصت داده شود تا از این دوره عبور کنند. حمایت میتواند به شکل مهلت برای پرداخت بدهیها، تقسیط هزینهها یا تسهیلاتی باشد که فشار این دوره را کمتر کند. بهخصوص برای کسبوکارهای کوچک و خانوادههایی که امکان تحمل یک دوره طولانی کمکاری را ندارند.
او تاکید میکند که مسئله در نهایت فقط حفظ چند کسبوکار نیست. صحبت از حفظ بخشی از زندگی اجتماعی شهرهایی است که گردشگری در آنها با کار و زندگی مردم گره خورده است. اگر گردشگری برگردد اما آدمهای این زنجیره دیگر در آن نباشند، بازسازی آنچه از دست رفته، به سادگی ممکن نیست. به همین دلیل، از نگاه غضنفری، باید مراقب بود رکود موقت به یک تغییر دائمی تبدیل نشود. تغییری که در آن بعضی شغلها از بین بروند، بعضی خانوادهها مسیر کاری خود را عوض کنند و بخشی از نیروهای باتجربه دیگر به گردشگری برنگردند. او هشدار میدهد که خطر فقط تعطیلی چندماهه نیست. خروج دائمی نیروی انسانی از گردشگری است.