کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۵۶۳۸
تاریخ خبر:
گرانی مواد غذایی، اقلام کوچک فروشگاه‌ها را به هدف سرقت تبدیل کرده است

پنیر، کره و خامه هم اقلام سرقتی شدند

پنیر، کره و خامه هم اقلام سرقتی شدند

دوربین‌ها و تجهیزات امنیتی برای کالاهای کوچک کارایی محدودی دارند و همیشه امکان کنترل همه راهروها وجود ندارد

هفت صبح،‌ رضا نیکنام|  روزهای پایان شهریور ۱۴۰۵، مرکز آمار ایران خبر می‌دهد که تورم خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها به ۱۲۷.۵درصد رسیده؛ یعنی قیمت مواد غذایی نسبت به سال قبل بیش از دو برابر شده است. عددی که وقتی کنار حداقل دستمزد روزانه‌ حدود ۵۵۴ هزار تومان می‌گذاری، معنای دیگری پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، کالاهایی که تا دیروز جزو بدیهی سبد خرید بودند، امروز آنقدر گران شده‌اند که هم خریدشان برای بسیاری از خانواده‌ها دشوار است، هم دزدیدنشان برای بعضی وسوسه‌کننده. این گزارش، روایتی از همین وضعیت است.

 

‌کش‌رویی چه شکلی است؟ روایت یک عصر شلوغ در فروشگاه

عصر یک روز معمولی، فروشگاه زنجیره‌ای شلوغ است و بوی نان تازه با صدای بوق صندوق‌ها قاطی شده. مردی با یونیفرم آبی کنار ستون ایستاده. نگاهش به دست‌هاست، نه به صورت‌ها. می‌گوید: «این روزها بیشتر از هر وقت، دست‌ها را می‌پایم. چون صورت‌ها همه خسته‌اند.»دختری جوان با کیف پارچه‌ای وارد راهروی لبنیات می‌شود. یک بسته پنیر خامه‌ای ۱۰۰ گرمی، ۴۵ هزار تومان. یک خامه ۲۰۰ گرمی، ۸۵ هزار تومان. چند لحظه به قفسه نگاه می‌کند. بعد کیفش را کمی باز می‌کند. صدای زیپ، آرام. نفسش را حبس می‌کند و بعد... دختر می‌رود. 

 

کش‌رویی همیشه یک شکل نیست. گاهی یک قالب کره ۱۰۰ گرمی است که در جیب جا می‌شود. گاهی یک شانه تخم‌مرغ ۵۰۰ هزار تومانی است که توی کالسکه کودک پنهان می‌شود. گاهی یک بطری روغن ۳۴۰ هزار تومانی است که در ساک خرید می‌نشیند و در صندوق، فقط نان و آدامس شیک برای صندوقدار بیرون می‌آید. 

 

درست است که کش‌رویی دزدی بزرگ نیست، اما همان بسته‌های کوچک، برای فروشگاه می‌شود کسری بزرگ و برای انبارگردانی می‌شود دردسری عظیم و البته برای کسی که گیر می‌افتد، می‌شود ترس از آبرو. اما فراموش نکنیم کسی که بسته‌ای پنیر را در کیفش پنهان می‌کند، شاید فقط گرسنه باشد و شاید هم فقط خسته. اما در دفتر فروشگاه‌ها، اسمش می‌شود«کسری» و در پرونده قضایی، می‌شود«سرقت» و این، شکل امروز کش‌رویی است. آرام، کوچک و تلخ و همیشه پشت صورتی خسته و با دستانی لرزان.

 

یعنی پرونده‌ای که باید در آن توضیح دهند چرا موجودی با دفترها نمی‌خواند. کارگری در فروشگاه زنجیره‌ای در گفت‌وگو با هفت‌صبح می‌گوید:«گاهی کالا را پنهانی از فروشگاه خارج می‌کنند و گاهی همان‌جا دور از چشم دوربین‌ها خوراکی و نوشیدنی می‌خورند و برای چند ساعت خوش‌اند.» همین کارگر فروشگاه از تجربه‌ای می‌گوید که برای بسیاری از همکارانش آشناست:«روزی خانمی وارد فروشگاه شد، کمی قدم زد و در فرصتی مناسب دو قوطی پنیر را داخل کیفش گذاشت و با سرعت خارج شد. من متوجه شدم اما واکنشی نشان ندادم، چون واقعیتش دلم برایش سوخت. البته سرماه پول پنیرها را خودم با صندوق حساب کردم.» 

 

آنچه در محله‌ها می‌گذرد

به عقیده برخی کارشناسان، افزایش چشمگیر سرقت‌های خرد از فروشگاه‌ها و سوپرمارکت‌های مواد غذایی به دلیل تورم سنگین، قابل پیش‌بینی بوده و احتمال دارد این وضعیت در نیمه دوم سال جاری وخیم‌تر هم بشود. یکی از فروشندگان میوه و سبزی در‌ هایپرمارکت می‌گوید:«هر روز مچ ۱۰ تا ۱۲ نفر از سارقان میوه و سبزی را می‌گیریم و بقیه هم فرار می‌کنند.»

 

در همین روایت‌های روزانه از سطح شهر، صحنه‌هایی تکرار می‌شود که برای کارکنان فروشگاه‌ها امری عادی شده است. مثلا مردی که کتش را روی دستش انداخته و چند عدد کره و کیک و کلوچه را زیر آن پنهان کرده، یا زنی که دو بسته خامه را زیر چادرش قایم کرده و وقتی گیر می‌افتد، فقط می‌گوید بچه‌هایم گرسنه‌اند. مامور حراست فروشگاه هم در بیشتر موارد نه می‌تواند بی‌تفاوت باشد و نه دلش می‌آید پرونده‌ای برای زنی بسازد که اصلا سابقه کیفری ندارد.

 

ترس از آبروریزی؛ روی دیگر ماجرا

برای کسی که از فروشگاه کش‌رویی می‌کند، ماجرا فقط به دستگیری و تشکیل پرونده قضایی ختم نمی‌شود. در واقع ترس از آبروریزی در محل زندگی و در برابر خانواده، فشار روانی سنگینی روی روح و روان وی وارد می‌کند. اغلب این افراد، زنان خانه‌داری هستند که اگر همسایه‌ها یا بستگانشان ماجرا را بفهمند، آبروی چندین‌ساله‌شان از دست می‌رود. مثلا مردی که خود را فوری به کلانتری محل رسانده تا بفهمد چرا همسرش برای برداشتن چند قلم خوراکی بازداشت شده، نمونه‌ای از همین آبروریزی‌هاست که دامن کل خانواده را می‌گیرد.

 

یک کارشناس انتظامی می‌گوید:«در بسیاری از این پرونده‌ها، فرد پس از تشکیل پرونده و جبران خسارت، رد مال و یا پرداخت هزینه کالا، امکان آزادی پیدا می‌کند. اما چالش اصلی، نحوه برخورد فروشگاه‌ها و واحدهای صنفی با این افراد است. برخی فروشگاه‌ها رضایت نمی‌دهند و پرونده را تا آخر پیش می‌برند؛ برخی دیگر ترجیح می‌دهند ماجرا را در همان لحظه خاتمه دهند و آبروی کسی را نبرند.»

 

وقتی دوربین‌ها هم گریه می‌کنند

گیت‌های مغناطیسی، تگ‌های سخت، برچسب‌های امنیتی، دوربین‌های چرخشی. همه این‌ها برای جلوگیری از دزدی کالاهای بزرگتر طراحی شده‌اند. اما یک بسته پنیر ۲۵۰ هزار تومانی، یک قالب کره ۵۰ هزار تومانی، یک خامه ۱۰۰ هزار تومانی، هیچ‌کدام تگ ندارند. چون نصب تگ روی آن‌ها هم هزینه دارد و هم عملی نیست. یک تگ مثلثی حدود۱۳۰ هزار تومان قیمت دارد؛ یعنی گاهی بیشتر از خود کالا.

 

مامور حراست فروشگاه زنجیره‌ای دیگری در جنوب تهران می‌گوید:«دوربین‌ها همه چیز را ضبط می‌کنند. اما من نمی‌توانم همزمان ۲۰ راهرو را ببینم. فقط دو چشم دارم.» او از لحظه‌های دشواری می‌گوید که فردی را می‌بیند که کالایی را در لوازمش پنهان می‌کند، اما نمی‌داند چه کند، می‌گوید:«اگر بگویم، آبرویش می‌رود. اگر نگویم، مدیون می‌شوم. گاهی به خودم می‌گویم کاردرستی کردم اما بیشتر وقت‌ها خودم را سرزنش می‌کنم و عذاب وجدان حالم را خراب می‌کند.»

 

تجهیزات امنیتی می‌توانند از کالاهای گران محافظت کنند، اما از گرسنگی نه. گیت‌ها وقتی به صدا درمی‌آیند که کالا تگ داشته باشد و خامه، پنیر، کره، هیچ‌وقت تگ ندارند. برای همین است که می‌گوید:«دوربین‌ها همه چیز را می‌بینند، اما هیچ‌وقت نمی‌توانند جلوی دستی را بگیرند که ...»

 

دشواری حساب‌ و کتاب در انبارگردانی

برای مدیران فروشگاه‌های شهر، کش‌رویی جدا از دردسر روزانه، مشکلی جدی در انبارگردانی است. یعنی هر قلم کالایی که بدون ثبت از سیستم فروشگاهی خارج می‌شود، در پایان ماه یا فصل، به‌صورت کسری در دفاتر ظاهر می‌شود. اینجاست که کسری‌های انبار یا باید جبران شوند و یا توضیح قانع کننده‌ای داشته باشند.

مدیر فروشگاهی زنجیره‌ای در غرب تهران که پشت میزش نشسته بود، می‌گوید:«هر ماه، شب انبارگردانی، برای ما مثل شب امتحان است. می‌دانم که چند قلم کم است و می‌دانم که باید توضیح بدهم. اما نمی‌دانم چطور بگویم که متاسفانه برای بعضی خانواده‌ها یک بسته خامه ۱۰۰ هزار تومانی شده است شام.»

 

او از کسری‌های ماهانه می‌گوید:«گاهی ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان، فقط از لبنیات و پروتئین. پنیر، خامه، کره، مرغ بسته‌ای. همین‌ها که کوچک‌اند و در جیب و کیف و کالسکه جا می‌شوند.» این مدیر می‌گوید که فشار پاسخگویی از طرف ستاد مرکزی این فروشگاه‌های زنجیره‌ای است:«آنها فقط عدد و رقم درست می‌خواهند. نمی‌پرسند چرا و چگونه؟ برایشان مهم نیست کسی که آن خامه یا کره را برداشته، بچه‌ گرسنه در خانه دارد یا ندارد؟» 

 

او که گاهی مجبور می‌شود از حقوق کارکنان کم کند یا اخطار بدهد، تعریف می‌کند:«یکبار به یکی از انباردارها گفتم چرا این‌قدر کسری جنس داریم؟ به من گفت آقا، اگر خودت هم جای آنها بودی، شاید از سرناچاری و بدبختی چند بسته پنیر و جنس خرد و ریز برمی‌داشتی! حرفش حسابی تکانم داد. اما چه کنم؟ من هم باید جواب بالا دستی‌ام را بدهم.» این روایت روشن، پشت صحنه‌ای است که کمتر شنیده می‌شود. مدیرانی که میان حساب‌های فروشگاه و وجدان‌شان گیر افتاده‌اند. 

 

پرسشی که این بار بی‌پاسخ نمی‌ماند

جامعه‌شناسان معتقدند افزایش فاصله میان درآمد خانوار و هزینه‌های روزمره زندگی، زمینه بروز انواع آسیب‌های اجتماعی را فراهم می‌کند. محمد بیگدلی، جامعه‌شناس، می‌گوید یکی از معضلاتی که امروز جامعه ما با آن درگیر است، دزدی‌های خرد است؛ همان دزدی‌هایی که در زبان فارسی برایش تعبیری داریم: آفتابه دزدی. یعنی سرقت کالایی که ارزشمند نیست و برای همین نه آن‌که از او دزدی شده چندان ضرر می‌کند و نه آن‌که دزدی کرده چندان سود می‌برد.

 

به گفته او، متاسفانه کالاهایی مثل پنیر و کره، پوشاک درجه دو و اقلام خوراکی خیلی خرد، از فروشگاه‌های زنجیره‌ای ما دزدیده می‌شود. نمونه‌اش فروشگاه شهروند که مدیرعاملش آماری در این باره منتشر کرده است. بیگدلی این اتفاق را بد می‌داند.این جامعه‌شناس می‌گوید که این مسئله، مثل باقی مسائل انسانی، فقط یک دلیل ندارد و چندین دلیل را می‌توان برایش بررسی کرد. از نگاه او این دلایل عبارتند از: گرانی و تورمی که خیلی از مردم با آن درگیرند، پایین بودن حقوق و درآمد برای رفع نیازهای ضروری خانواده‌ها، و شاید فرهنگ افراد. اما او معتقد است از میان این‌ها، گرانی و تورم پررنگ‌تر است.

 

اما دلیل اینکه اینگونه سرقت‌ها در زمانه کنونی چرا اینهمه زیاد شده است؟ بیگدلی دو دلیل دیگر را کم‌رنگ می‌داند. وی با اشاره به نقش «فرهنگ» در اینگونه کف زنی‌ها می‌گوید: «فرهنگ ایرانی، فرهنگی ۲۵۰۰ ساله است. اگر بخواهیم همه‌چیز را به فرهنگ ربط بدهیم، باید چیز عجیب و غریب و نادری باشیم؛ در حالی که اینجا نادر است.» این جامعه شناس همچنین درباره درآمد هم می‌گوید: «خیلی از افراد با اینکه حقوق و درآمدشان پایین است و اصلا دست به این کار نمی‌زنند؛ چه بسا کسانی که شاغلند و هر طور شده آبروی خودشان را با سیلی سرخ نگه می‌دارند و دست به همچین کار زشتی نمی‌زنند.»

 

به گفته وی اگر سرقت را یک خط قرمز بدانیم، دلیل گرانی و تورم همان دلیلی است که افراد می‌توانند از آن خط قرمز عبور کنند؛ همان دلیلی که پررنگ‌تر است. به تعبیر او، زندگی این افراد به یک قبل و بعد تقسیم می‌شود؛ قبل از آن دزدی نکردن و بعد از آن دزدی کردن و مرز میان این دو همان گرانی و تورم است.

 

بیگدلی می‌افزاید: «در نمونه‌های دیگر هم کسانی را داریم که به خاطر رفع و رجوع نیازهای ضروری خانواده و مایحتاجشان، به خاطر همین جهش عجیب و غریب قیمت‌ها به این کار کشیده شده‌اند؛ جهشی که متاسفانه دولت خیلی برای رفعش نیامده، با این که امید داریم این اتفاق بیفتد.» به گفته او، همین جهش قیمت‌ها دلیلی است که افراد می‌توانند از آن خط قرمز عبور کنند.

 

این جامعه‌شناس در نهایت معتقد است که گرانی و تورم همان دلیلی است که در میان دلایل دیگر، افراد را از آن خط قرمز رد می‌کند؛ چون باقی دلایل هم زیرمجموعه‌ای از همین دلیل هستند و البته امیدوار است این مشکل حل بشود.این تحلیل، ماجرا را پیچیده‌تر و تلخ‌تر می‌کند و برای جامعه، یعنی زنگ هشداری که نشان می‌دهد پیشگیری از این پدیده تنها با دوربین و گیت و برخورد قضایی ممکن نیست. در واقع تا وقتی که تورم و گرانی مهار نشود و فاصله میان مخارج زندگی و درآمد تا این‌قدر زیاد باشد، قفسه‌های فروشگاه‌ها همچنان هدف دستبرد خواهند بود.

 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۵۶۳۸
تاریخ خبر:
ارسال نظر