هشدار آب برای نصف جهان
بحران اصفهان از کاهش منابع آب آغاز شده و اکنون زیرفشار خشکی زایندهرود، افت آبخوان، فرونشست و آسیبهای تاریخی قرار دارد
هفت صبح | اصفهان چند سالی است که با بحرانهای مختلفی دستوپنجه نرم میکند. از نگاه کارشناسانی مثل دکتر بیتاللهی، این استان در زمینه فرونشست یکی از بحرانیترین استانهای کشور است و همزمان با کاهش منابع آبی و تشدید گردوغبار روبهروست. خشکی زایندهرود، افت آبخوانها، فرونشست زمین و آسیب به خانهها و مدارس، همه نشانههای همین فشارند.
با این حال، خیلیها معتقدند باز شدن موقت آب هم میتواند برای کاهش این بحرانها اثرگذار باشد. در مقابل، گروهی میگویند این کاهشهای موقت نمیتواند درد عمیق اصفهان، نصف جهان، را برای همیشه و بهصورت دائمی درمان کند؛ بلکه بیشتر شبیه مسکنی است که آلام و زخمهای سطحی این شهر را کمی کم میکند. ماهیهای تلفشده امسال هم بخشی از همین داستاناند.
چند ماه پیش که آب در زایندهرود جاری شد، ماهیها برگشتند و تخمگذاری کردند. اما آب ماندگار نبود. با قطع جریان در نیمه شهریورماه، بچهماهیها در گلولای و حوضچههای باقیمانده گرفتار شدند و خیلیهایشان تلف شدند. مسئله اصلی در حوضه آبریز است. صنعت و کشاورزی توسعه یافتند، در حالی که خشکسالیهای پیدرپی و کاهش آورد رودخانه ظرفیت طبیعی حوضه را محدودتر کرده بود.
پس اصل ماجرا، ترکیب کاهش منابع با بارگذاری بالا و مدیریت منابع آبی حوضه است. نتیجه این عدم تعادل امروز در همهجا دیده میشود: کاهش جریان رودخانه، خشکی گاوخونی، افت آبخوانها، فرونشست و آسیب به خانهها و مدارس. هر تصمیم برای تامین آب یک بخش، فشار را به بخش دیگری منتقل میکند؛ کاهش خروجی سد به رودخانه و تالاب آسیب میزند و کمبود آب سطحی، وابستگی به آب زیرزمینی و فرونشست را تشدید میکند.
زمین اصفهان چه میگوید؟
نشانههای بحران گاهی وسط خیابان دیده میشود. ششم شهریور ۱۴۰۵ حفرهای حدود پنج متری در خیابان نشاط ایجاد شد و چند روز بعد چرخ یک کامیون در حفرهای دیگر در خیابان شهیدان کاظمی فرو رفت. با این حال نمیشود بدون بررسی فنی اینها را به فرونشست نسبت داد؛ چون فرونشست با فروریزش ناگهانی تفاوت دارد. فرونشست در نتیجه افت آب زیرزمینی و تراکم تدریجی لایههای زیرین زمین رخ میدهد و به ساختمانها آسیب میزند، در حالی که حفرههای ناگهانی خیابان ممکن است از شکستگی یا نشت شبکه آب و فاضلاب و شستهشدن خاک بیاید.
ماجرای فرونشست اما سالهاست ادامه دارد. علی بیتاللهی، رئیس بخش زلزلهشناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، شهریور ۱۴۰۴ از تخلیه ۴۰ مدرسه و یک شهرک مسکونی خبر داد و افت آب زیرزمینی و برداشت بیش از ظرفیت آبخوان را عامل اصلی دانست. در محلههایی مثل شهرک کاوه و خانه اصفهان هم آسیب به دیوارها و کف ساختمانها دیده شده و هشدار داده که اگر روند کنترل نشود، احتمالاً جابهجایی ۲.۵ تا ۳ میلیون نفر در اصفهان و اطرافش ضروری خواهد بود.
مدارسی که یکییکی تخلیه شدند
آسیب مدارس گستردهتر شده است. آبان ۱۴۰۲، ۴۰ مدرسه با ۴۰۸ کلاس آسیبدیده اعلام شد و برای ۴۶مدرسه با ۳۵۳ کلاس دستور تخلیه فوری صادر شد. آبان ۱۴۰۳، مدیرکل آموزشوپرورش استان از حدود ۱۵۰ مدرسه درگیر فرونشست و تخلیه کامل ۴۲ مدرسه خبر داد. شهرک نیروی هوایی هم شهریور ۱۴۰۴ تخلیه شد.
داستان آبخوان و ۲۵ متر افت
فرونشست را نمیتوان از آب جدا کرد. آبخوان اصفهان-برخوار دههها زیر فشار برداشت گسترده و بی رویه آب توسط انسانها بوده است. در پژوهشی مربوط به ۱۴۰۲-۱۴۰۳، وضعیت این آبخوان با دادههای ۳۱ چاه پیزومتری بررسی شد و مشخص شد سطح آب زیرزمینی بیش از ۲۵ متر کاهش یافته و نرخ افت در برخی محاسبات بیش از ۰.۸ متر در سال بوده است.
پژوهشگران نتیجه گرفتند جریان رودخانه در کاهش نرخ فرونشست، بهویژه در مناطق شهری، نقش دارد و تداوم جریان زایندهرود میتواند این روند را کم کند. اما زایندهرود دیگر رودخانهای با جریان پایدار نیست؛ آب فقط برای بازههای محدودی در بستر آن جریان دارد. در چنین شرایطی آبخوان فرصت بازیابی ندارد و زمین واکنش نشان میدهد.
فرونشستی به قدمت تاریخ ایران
بخش بزرگی از هویت تاریخی اصفهان در دشت این شهر قرار دارد و بناهای چندصدساله در معرض تغییرات زمیناند. بیتاللهی اردیبهشت ۱۴۰۳ نرخ فرونشست در محدوده میدان نقش جهان را حدود ۵ سانتیمتر در سال اعلام کرد. در مسجد امام ترک گنبد، کجی برخی ستونها و شکستگی در پای ستونها گزارش شده، هرچند بررسی سازهای و ژئوتکنیکی برای نسبت دادن آسیبها به فرونشست لازم است.
ادارهکل میراث فرهنگی اصفهان، دی ۱۴۰۳ اعلام کرد شبستان جنوبشرقی و گنبدخانه مسجد سید دچار فرونشست و آسیب جدی شدهاند و بیش از ۴۰۰ مترمربع از کف آنها مقاومسازی شد. درباره ترکهای سیوسهپل و پل خواجو هم هشدارهایی مطرح شده، اما شواهد کافی برای نسبت دادن هر آسیب مشخص وجود ندارد. اهمیت مسئله در نقش جهان بیشتر است؛ مجموعهای که در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد و هر تغییر شکل زمین در آن، به مسئله حفاظت از یک میراث چندصدساله تبدیل میشود.
گاوخونی تشنه
در پاییندست رودخانه وضعیت وخیمتر است. تالاب بینالمللی گاوخونی آخرین مقصد طبیعی آب زایندهرود است، اما سهمش از جریان امسال تقریباً هیچ بوده. سال آبی جاری تنها ۲.۱ میلیون مترمکعب آب وارد گاوخونی شده، در حالی که نیاز آبی تالاب برای پایداری زیستی ۱۷۶ میلیون مترمکعب است. حتی در شرایط خشکسالی، برای نمناکشدن تالاب دستکم ۸۰ میلیون مترمکعب آب لازم است.گاوخونی که سالها مسیر مهاجرت پرندگان بود و هزاران پرنده مهاجر را میزبانی میکرد، حالا عمده کارکرد طبیعی خود را از دست داده. این تالاب در تعدیل آبوهوا و جلوگیری از فرونشست و بیابانزایی منطقه هم اهمیت دارد.
هرچند امسال خبرهایی از تعریف پروژه برای احیای زایندهرود و تامین حقآبه گاوخونی رسید و استاندار اصفهان هم خواستار آن شد که سهم تالاب مستقل در جدول منابع و مصارف آب کشور قرار گیرد، هنوز آب کافی به گاوخونی نمیرسد. با از بین رفتن آب و پوشش گیاهی، پهنههای خشکشده به کانون گردوغبار تبدیل شدهاند بطوریکه سازمان حفاظت محیط زیست استان، مرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد کانونهای گردوغبار نسبت به گذشته ۴۱درصد افزایش یافتهاند. برخی مطالعات از انتشار این غبار تا شعاع ۵۰۰ کیلومتری خبر دادهاند.
رودخانه چطور به اینجا رسید؟
بحران امروز حاصل تصمیم یک دولت یا نهاد خاص نیست. سد زایندهرود که سال ۱۳۴۹ به بهرهبرداری رسید، نقش اصلی را در تنظیم جریان آب گرفت. سد میتوانست آب موجود را تنظیم کند، اما کسری دائمی منابع را جبران نمیکرد؛ با کاهش بارش، فشار بر مخزن بیشتر شد. مسئولیت هم میان چند نهاد تقسیم شده:
وزارت نیرو و شرکتهای آب منطقهای در مدیریت و تخصیص، وزارت جهاد کشاورزی در سیاستهای کشاورزی، سازمان محیط زیست در پیگیری حقابه و استانداری در اجرای تصمیمهای حوضه. همین چندلایه بودن باعث شده مسئول واحدی برای وضعیت امروز پیدا نشود. یک واقعیت را نمیشود نادیده گرفت: مصرف و برداشت از حوضه سالها با آبی که طبیعت در اختیار میگذارد همخوان نبوده و در خشکسالیها این شکاف بزرگتر شده است.
زایندهرود در چند دهه گذشته بارها بین جریان موقت و خشکی کامل نوسان کرده. قطع جریان در ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ و سپس ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ از نخستین نشانههای آشکار بحران امروز است. همزمان طرحهای انتقال آب توسعه یافت؛ عملیات اجرایی تونل سوم کوهرنگ که برای انتقال حدود ۲۵۵ میلیون مترمکعب آب در سال طراحی شده بود، از ۱۳۷۷ آغاز شد. اراضی کشاورزی گسترش یافت و صنایع بزرگ آببر مستقر شدند. ریشه این بارگذاری به دهههای قبلتر برمیگردد؛ طبق نخستین سند رسمی تخصیص آب زایندهرود در سال ۱۳۵۲، حدود ۸۱ هزار هکتار اراضی کشاورزی تحت پوشش بود و برای صنایع ذوبآهن و نظامی حدود ۲۹۸ میلیون مترمکعب و برای آب شرب اصفهان حدود ۹۹ میلیون مترمکعب سهم سالانه در نظر گرفته شد.
آب رفته برنمیگردد
زایندهرود دوباره میتواند پرآب شود و عاملی باشد برای کاهش بحرانهای این شهر. اما مسئله اصفهان فقط بازگرداندن آب برای چند ماه نیست. آنچه طی چند دهه در آبخوان، زمین، تالاب، شهر و میراث تاریخی اتفاق افتاده، با یک رهاسازی مقطعی به عقب برنمیگردد. آب که رفت، هم رودخانه خشک شد و هم تعادل زیر پای شهر از دست رفت. صورتحساب آن را میتوان روی زمین دید: دیوار مدارس، خانههای تخلیهشده، بستر خشک گاوخونی و ترکهای بناهای تاریخی.