پنج هزار نفر به تالاب انزلی وابستهاند
قایقرانان روزانه حدود ۶۰ تا ۷۰ لیتر بنزین مصرف میکنند و خواستار اختصاص سهمیه سوخت هستند
هفت صبح| تالاب انزلی بخشی از هویت و معیشت مردم این شهر محسوب میشود. نمادی از سبک زندگی و رزقوروزی که طبیعت به مردم این خطه هدیه کرده است. زیستگاهی در حاشیه شهر انزلی که بیشک میتوان آن را یکی از منحصربهفردترین زیستگاهها و نقاط گردشگری کشور و بهخصوص خطه شمال کشور نامید. اما این تالاب بخش زیادی از هویت خود را مدیون مردمیاست که در حاشیه آن زندگی میکنند و مردانی که سالهاست بیسروصدا این منطقه را با قایقهایشان به گردشگران معرفی میکنند و میتوان از آنها بهعنوان سفیران تالاب نام برد.

سبحان قاسمنژاد یکی از همین قایقرانهای باتجربه تالاب است که ۳۴سال دارد و این حرفه را از اجدادش به ارث برده. وی با تجربهای نزدیک به ۱۷سال در این مسیر، داستان تالاب را از زاویهای دیگر تعریف میکند. از داستان آلبومیاز زیباییهای طبیعی که او و سایر قایقرانها هر روز به گردشگران هدیه میدهند تا روایتهایی از تخریب و ازبینبردن عمدی تالاب و محوطه آن توسط افراد سودجو.

او که خودش کارشناس ارشد منابع انسانی است و دانشجویترم سوم دکترا است به «هفت صبح» میگوید: اکثر قایقرانها بهخاطر نبود کار در انزلی به این حرفه رو آوردهاند. قایقسواری در تالاب مانند هیچ شغل دیگری نیست؛ اینجا زمان ملاک نیست و هر مسیری بسته بهسرعت قایق و میل مسافر، میتواند در ۱۰ دقیقه یا نیم ساعت طی شود. آنچه اهمیت دارد، مقصد و تجربهای است که مسافر از تماشای این طبیعت بینظیر به دست میآورد.
قبل از هر چیز بد نیست کمیبه عقب برگردیم. از زمانی که تصمیم گرفتید قایقران شوید. اینکه چطورشد که قایقران شدید و چند سال است که در این تالاب قایقرانی میکنید؟
ببینید، این کار برای من یک شغل ساده نیست بلکه یک میراث خانوادگی محسوب میشود. شغلی که از پدربزرگم و پدرم و برادر بزرگم به من رسیده. من خودم حدود 17-16 سال است که به صورت جدی مشغول به این کارم و واقعاً عاشق این محیط هستم.یعنی از همان نوجوانی و جوانی وارد این حرفه شدم و بعدها نیز به خاطر اینکه شغل مناسب تحصیلاتم را پیدا نکردم به آن ادامه دادم.

اصولا هر بار که مسافران را برای تماشای مسیر سوار قایق میکنید تا زمانیکه برمیگردید چقدر زمان میبرد؟
راستش تالاب مثل بقیه مسیرها نیست که بگوییم هر دور نیم ساعت یا ده دقیقه طول میکشد. اینجا همه چیز به قدرت موتور و میل مسافر و البته مقصدی که انتخاب میکند، بستگی دارد. اگر کسی دنبال هیجان باشد، سریع میرود و اگر کسی بخواهد آرامش کند، زمان طولانیتر میشود. در واقع اینجا مسیر و منطقهای که میخواهیم به آن برویم اهمیت دارد، نه ساعت و زمان.
فکر میکنم تعداد قایقرانها هم بالا باشد. درست است؟
بله، تعداد قایقها خیلی زیاد است. اگر بچههای ساحلی را هم که در این چرخه فعال هستند، حساب کنیم حدود ۵ هزار تا نیرو و قایق در تالاب داریم که از این راه نان میخورند.خیلی از آنها فوق لیسانس و دکترا دارند و به خاطر نبود کار اینجا مشغول شدهاند. البته معتقدم تالاب انزلی با این جاذبههای طبیعی که خدا به ما داده، پتانسیل این را دارد که نه تنها این حجم از توریست، بلکه کل گردشگران شمال ایران را پوشش دهد. بندر انزلی شهری است که اگر درست به آن رسیدگی شود، اندازه یک استان پتانسیل گردشگری دارد.

روزانه چند مسافر و گردشگر را سوار میکنید؟
معلوم نمیکند. بعضی روزها سهیا چهار تا بعضی روزها یکی بعضی روزها هم هیچ مسافری نداریم.این هم طبیعی است. چون تعداد قایقها زیاد است. البته بعضی وقتها مثل تعطیلیها، تعداد مسافران ما زیادتر هم میشود.
اما در کنار این همه زیبایی، شنیدهایم که وضعیت تالاب نگرانکننده است. شما به عنوان کسی که 17 سال است هر روز اینجا میآیید و نیمیاز عمرتان را در مسیر تالاب سپری میکنید، این مسئله را تایید میکنید؟ اصلا تغییراتی را در تالاب احساس میکنید؟
(سری به تاسف تکان میدهد و میگوید): متاسفانه وضعیت تالاب خیلی بد شده است. همین منطقهای که الان ما نشستهایم، تا ۵-۶ سال پیش عمقش حداقل ۵ متر بود. اما حالا بالاترین عمق تالاب به دو یا دو و نیم متر میرسد. خیلیها میگویند بارندگی کم شده، اما من با مطالعه و تحقیقی که کردم میگویم مشکل از بارندگی نیست؛ چون انزلی یکی از پربارانترین شهرهای دنیاست. مشکل اصلی عدم لایروبی و ورود فاضلابهای شهری و صنعتی به تالاب است.

علاوه بر آلودگی، بحثهایی درباره تخریب تالاب و تبدیل آن به زمین کشاورزی هم شنیده میشود. شما هم با چنین مواردی مواجه شدهاید؟
بله، دقیقاً همینطور است.چیز پنهانی نیست! چون عمق تالاب کم شده وحتی در جاهایی خشک شده، بعضیها شروع کردند به شالیکاری و برنجکاری. آنها آب تمیز تالاب را میکشند و آب کثیف را برمیگردانند و هیچ نظارتی هم نیست. حتی این آتشسوزیهایی که سالهای اخیر در تالاب رخ داده، همگی برای این بوده که زمین را خشک کرده و لایهبرداری کنند تا فردا تبدیل به مزرعه و شالیزار کنند. عقل من شهروند عادی میگوید که وقتی ۵۰ هکتار زمین یکدفعه آتش میگیرد، نمیتواند کار یک فرد معمولی باشد؛ حتماً پشتش برنامهریزی بوده و از سوی فرد یا افرادی حمایت میشوند!
چرا قایقهای شما اینقدر کهنه و قدیمیهستند؟
قدیمینیستند. اتفاقا اکثرا جدید هستند ولی آب آلوده تالاب آنها را به این حال و روز در میآورد.واقعیت این است که آب تالاب متأسفانه خیلی کثیف شده و باعث میشود قایقها سریع فرسوده شوند.(به قایق کناری اشاره میکند و ادامه میدهد): مثلاً این قایق همین سه ماه پیش رنگ شده، ولی الان زیرش لایهای از جرم گرفته که ما به آن میگوییم «لیسه».
باید قایقهای شما هم گران باشد.
دقیقا. اگر بخواهید یک مجموعه کامل شامل قایق، مبل، ریموت و فرمان بخرید، حدود یک میلیارد و سیصد میلیون میشود و موتور آن هم حدود چهار میلیارد تومان است. کلاً اگر بخواهید یک ست صفر کیلومتر بخرید، حدود ۵ میلیارد تومان هزینه برایتان دارد. البته قایقهای دستدوم را میتوان با حدود دو میلیارد خرید.
و شما برای هر دور گردش مسافران روی تالاب چقدر کرایه میگیرید؟
این موضوع کاملاً بستگی به مسیر دارد. ما مسیرهای مختلفی داریم؛ از مسیرهای کوتاه که یک میلیون و سیصد هزار تومان است تا مسیرهای طولانیتر که به ۱۰ یا ۱۲ میلیون تومان میرسد. هر چه مسافر بخواهد جاهای بیشتری را ببیند، مسلما هزینه آن هم بالاتر میرود.
پس نباید در آمدتان بد باشد!
هزینههای کار ما اینقدر بالاست که واقعا چندان چیز دندانگیری ته ماجرا برای ما نمیماند. مثلا استهلاک و اجزای مصرفی هر موتورقایق، به طور میانگین در ماه حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان هزینه دارد. این مبلغ بسته به اتفاقاتی که میافتد متغیر است. هزینههایی شامل تعویض روغن (که باید در هر چند بار تردد عوض شود) و هزینههای تعمیرات قایق و موتور و شمع و....
مثلا ما باید هر 10- 12 روز شمع موتورهای قایقها را عوض کنیم که قیمت هر کدام از شمعها 600 هزار تومان است. یعنی فقط در ماه چیزی حدود 10 میلیون هزینه تعویض شمعهای ما میشود! تازه اینها هزینههای جاری ماست! اگر خدای نکرده موتور بخواهد باز شود یا پیستون بزند، هزینهاش زیر ۲۰۰ میلیون تومان نیست. در واقع ما در تالاب با مسئله اقتصادی و زیستمحیطی میجنگیم تا بتوانیم این شغل را ادامه دهیم.
اینطور که شنیدهام، اتحادیه هم دارید.
بله. اتحادیه روی کار ما نظارت میکند. البته در کنار آن ما هم تعاونیهایی را تشکیل دادهایم. اما راستش اینجا سیستمش دقیقاً مثل دنیای مسافرکشهاست. بعضیها عضو تعاونی هستند و بعضیها هم آزاد کار میکنند. اما این به معنای آن نیست که بچههای آزاد، از دنیای دیگری آمدهاند یا غیرحرفهای هستند؛ اتفاقاً خیلی از آنها حتی از بچههای تعاونی هم خبرهتر و ارزشمندترند. تمام اعضای تعاونیها، گواهینامه و کارت سلامت دارند تا مسافرها با خیال راحت با آنها همسفر شود.
البته بعضی از مسافرها هستند که متأسفانه خودشان رعایت نمیکنند، اما من همیشه میگویم اگر کسی با خانوادهاش بیاید، باید به کیفیت مجموعه و هوشیاری راننده نگاه کند. مثلاً در مجموعه ما، از سرویس بهداشتی گرفته تا دوربینهای مداربسته و دفتر مدرن، همه چیز را فراهم کردیم تا مسافر چه ۱۰ دقیقه و چه دو ساعت، هر چقدر که فرصت دارد،بتواند از این فضای زیبا و سحرانگیز لذت ببرد. در مورد نظارت نیز همانطور که گفتم ما «اتحادیه قایقرانها» را داریم که در اداره کار انزلی دفتر دارند. آنها نظارت میکنند که کسی گرانفروشی نکند و سلسلهمراتب رعایت شود. حتی هر ماه کلاسهای فرهنگی میگذارند تا یاد بگیریم با توریستها و هموطنانمان بهتر برخورد کنیم.
قایقرانی خطری برای شما یا مسافران ندارد؟ یعنی احتمال وقوع حادثه در روی تالاب چقدر است؟
خدا را شکر، حادثه در تالاب خیلی به ندرت اتفاق میافتد. شاید از هر هزار بار، یک بار یک اتفاق بیفتد. آن هم معمولاً به خاطر خطاهای انسانی نیست، بلکه به خاطر چیزهایی است که از بالا دست میریزد توی تالاب. مثلاً تنه درخت یا لاستیکهایی که از سمت صومعهسرا، زرجوب و گوهردود رشت میریزند توی تالاب. اگر قایق به اینها بخورد، ممکن است حادثهای پیش بیاید. وگرنه به طور کلی حوادث خیلی کم است.
شما برای تامین بنزین مشکلی ندارید؟
چرا نداریم؟ دغدغه اصلی ما همین بنزین است. بنزین ما کاملاً آزاد است. در واقع مشکل اصلی ما «سهمیه» است. موتورها دوگانهاند و هر قایق روزانه به طور متوسط دو باک یعنی تقریبا 60- 70 لیتر بنزین مصرف میکند. با توجه به هزینه حمل بنزینی که برای ما میآورند، هر باک چیزی حدود یک میلیون و 200 هزار تومان برایمان آب میخورد. اگر مسئولین انزلی و استان برای ما سهمیه بنزین در نظر بگیرند، دغدغه بزرگی از دوش ما برداشته میشود.
شما تصور کنید ما چهار-پنج هزار تا قایق داریم، تازه یک ماه دیگر حدود ۵۰ تا قایق صیادی هم به اینها اضافه میشوند. یعنی هزاران موتور که همگی نیاز به بنزین دارند. در جنوب کشور، برای صیادها سهمیه قائل میشوند و سهمیه خوبی هم میدهند، اما متأسفانه اینجا ما هیچ سهمیهای نداریم.الان یکی از بزرگترین دغدغههای ما گران شدن بنزین است. اگر این اتفاق بیفتد، مسلما مشتری و گردشگر ما هم کمتر میشود. چون قطعا هزینه ما هم بالاتر میرود!
معمولاً مسافرها را به کدام نقاط تالاب میبرید؟ جاهای خاصی هست که توریستها خیلی دوست داشته باشند ببینند؟
بله، مسیرهای ما خیلی متنوع است. مثلاً بعضی وقتها وقتی ناوهای ایرانی و روسی حضور داشته باشند آنها را نزدیک آنها میبریم. یکی از جاهای دیدنی ما منطقه«نهنگروگا» است؛ توریستها عاشق اینجا هستند. در تابستانها مسیر نیلوفرهای آبی را داریم که فوقالعاده است و در پاییز هم توریستها را به منطقه حفاظتشده پرندگان میبریم که زیباییاش وصفناپذیر است. یک جای دیگر هم در شرق تالاب هست، منطقه حیات وحش؛ آنجا مسافرها از قایق پیاده میشوند تا گلههای حیوانات و جاذبههای طبیعی را از نزدیک ببینند.
اخیراً در فضای مجازی کلیپهایی از هموطنان شمالی پخش میشود که در آنها بعضیها میگویند «دست از سر شمال بردارید و دیگر به اینجا سفر نکنید» یا اینکه میگویند«شمال مال ماست»! شما به عنوان کسی که از این مسیر- یعنی گردشگری - درآمدش را تامین میکند، با اینگونه اظهارنظرها موافقاید؟
(لبخند تلخی میزند و در همان حال جواب میدهد:) واقعاً متاسفم که چنین چیزهایی وایرال میشود. شمال مال کسی نیست، ارث پدر ما نیست که بقیه نتوانند بیایند! من افتخار میکنم که هموطنانم از کرمان، خوزستان و هر جای دور دیگر به شهر انزلی بیایند و از اینجا دیدن کنند. هر کسی که میآید، حتی اگر هزینه خاصی نکند و فقط یک نان یا یک کیلو سیبزمینی بخرد، اقتصاد این شهر را تکان میدهد. چه برسد به کسی که قایقسواری کند یا به رستوران برود.
ما باید بزرگ فکر کنیم.ما یک کارگروه گردشگری داشتیم که گاها در آن پیشنهادهای عجیبی هم مطرح میشد! یکی میگفت برج دوقلو بزنیم، یکی میگفت تلهکابین برای تالاب بسازیم. اما نظر من این است که اول باید «فرهنگسازی» کنیم. یعنی حتی کاسبان و مردمیکه مستقیم از توریست پولی عایدش نمیشود، باید بفهمد که آمدن توریست به نفع اوست. چون من که با قایق پول میگیرم، میروم از همان مرغفروش خرید میکنم و این چرخه میچرخد. حتی اگر ترافیک هم بشود، باید بدانیم که این ترافیک به نفع اقتصاد شهر و همشهریهای ماست.