گاهی برای نجات طبیعت نباید درخت کاشت!
کارشناسان در نشست چالشهای درختکاری در ایران میگویند انتخاب گونه نامناسب، بیتوجهی به خاک و کمبود آب میتواند طرحهای درختکاری را به عاملی برای تخریب اکوسیستم تبدیل کند
هفت صبح| اجرای طرحهای گسترده درختکاری و جنگلکاری در کشور همچنان یکی از راهکارهای مقابله با بیابانزایی و احیای عرصههای طبیعی معرفی میشود، در حالی که کارشناسان منابع طبیعی نسبت به کاشت درخت بدون توجه به ظرفیت اکولوژیک مناطق، کمبود منابع آب، تخریب خاک و ضعف برنامههای نگهداری هشدار میدهند.
حاضران در نشست «چالشهای درختکاری در ایران» در کرج تاکید کردند که افزایش سطح درختکاری لزوما به معنای احیای طبیعت نیست و گاهی قرق و حفاظت از پوشش گیاهی موجود، بیش از کاشت درخت به بازسازی اکوسیستم کمک میکند. آنها بر این باورند که در برنامهریزیها حتما باید به ظرفیت اکولوژیکی مناطق مختلف توجه شود و با توجه به اهداف، اقدام به کاشت نهال در آن پهنهها شود.
نشست چالشهای درختکاری در ایران روز سهشنبه 12 آبان با حضور جمعی از کارشناسان این حوزه در کرج برگزار شد. در این نشست، محدودیتهای پیش روی اجرای پروژههای جنگلکاری در کشور بررسی شد و قرار است که این نشستهای تخصصی همچنان ادامه داشته باشد. در ابتدای نشست، وحید اعتماد، عضو هیئت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، با مروری بر تاریخچه بهرهبرداری بشر از درختان در طول تاریخ،بر ضرورت توجه به ملاحظات بومشناختی در جنگلکاری تاکید میکند.
او کاشت درخت در همه عرصهها را راهکار احیای سرزمین نمیداند و در برخی مناطق، قرق و مدیریت صحیح طبیعت را عاملی معرفی میکند که به احیای پوشش گیاهی منجر میشود. به گفته اعتماد، در مناطق خشک و نیمهخشک، محدودیت منابع آب، کیفیت و عمق خاک، شوری، کمبود مواد آلی و شرایط اقلیمی باید پیش از انتخاب گونه و اجرای جنگلکاری بررسی شود. همچنین منشأ جغرافیایی گونه، مقاومت به یخبندان، معماری ریشه و روش کاشت در موفقیت طرحها اهمیت دارد.
این عضو هیئت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، نقش جوامع محلی و منافع اقتصادی آنها را نیز در پایداری جنگلکاری موثر میداند و معتقد است که افزایش سطح کاشت بهتنهایی نشانه موفقیت نیست؛ بلکه باید استقرار و پایداری پوشش گیاهی ارزیابی شود. او استفاده از فناوریهای نوین برای پهنهبندی و انتخاب گونه مناسب را ضروری میداند و تاکید میکند که اولویت باید ایجاد پوشش گیاهی متناسب با ظرفیت اکولوژیک هر منطقه باشد، نه درختکاری در همه عرصهها.
حسین آذرنیوند عضو هیئت علمی گروه مهندسی احیاء مناطق خشک و کوهستانی دانشگاه تهران نیز با اشاره به اتفاقات رخ داده در پارک جنگلی چیتگر و لویزان، از انجام دو میلیون هکتار جنگلکاری بعد از انقلاب خبر داد و این پرسش را مطرح کرد که تاکنون چند میلیون هکتار جنگل را قلع و قمع کردهایم؟ او در این نشست تاکید میکند که هر جایی نمیتوان درخت کاشت و پتانسیل محیط نشان میدهد که از چه گونهای و با چه تراکمی میتوان استفاده کرد.
اهمیت حفظ یکپارچگی اکولوژیک
منوچهر گرجی عضو هیئت علمی دانشکده خاکشناسی دانشگاه تهران هم در این نشست بر حفظ یکپارچگی اکولوژیک تأکید دارد و معتقد است تخریب یک زیستگاه میتواند با از بین بردن محل زندگی حشرات و سایر گونهها، تعادل زیستی عرصههای مجاور را نیز برهم بزند. به گفته گرجی، باید تجربههای موفق و ناموفق جنگلکاری جمعآوری و دلایل شکستها و موفقیتها استخراج شود تا در قالب دستورالعملهای آموزشی و برنامههای ملی مورد استفاده قرار گیرد. او همچنین خاک را زیربنای اصلی استقرار پوشش گیاهی میداند و با اشاره به دیدگاه عادل جلیلی رئیس سابق موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور درباره نقش تخریب خاک در زوال جنگلهای زاگرس، تاکید میکند که حفظ و مدیریت خاک، شرط تقویت پوشش گیاهی و موفقیت طرحهای احیایی است.
سه چالش اصلی در جنگلکاری
هاشم کنشلو، عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور و متخصص جنگلکاری در مناطق خشک، نیز با اشاره به تجربه ۴۵ ساله خود، سه چالش اصلی جنگلکاری در مناطق خشک را خشکی، شوری خاک و آلودگی نهالها به بیماریهای قارچی و نماتدها میداند. به گفته او، شناخت نیاز آبی گونهها و انتخاب ترکیب مناسب در کشت مخلوط ضروری است و جانمایی نادرست گونهها، مانند کاشت کاج در بدلندها(زمین نامناسب) یا سرو نقرهای در مناطق دارای آب زیرزمینی بالا، موجب شکست طرحها میشود.
کنشلو همچنین توقف آبیاری پس از پایان قراردادهای کوتاهمدت را از مشکلات مدیریتی میداند و تاکید میکند که جنگلکاری باید با تامین بودجه بلندمدت همراه باشد. این کارشناس، استفاده از روشهای ذخیره و حفظ رطوبت خاک، مدیریت شوری و تامین نهال سالم را هم از دیگر الزامات موفقیت طرحهای جنگلکاری معرفی میکند.
مصطفی خوشنویس، عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور نیز انتخاب گونه متناسب با شرایط طبیعی هر منطقه را مهمترین شرط موفقیت جنگلکاری میداند. به گفته او، در احیای عرصهها باید از دو الگوی مکانی و زمانی پیروی کرد؛ به این معنا که گونههای بومی هر منطقه با توجه به شرایط اقلیمی و سوابق طبیعی آن انتخاب شوند. ایران حدود 670 گونه و زیرگونه بومی دارد که ظرفیت مناسبی برای تامین بذر و احیای جنگلها فراهم میکنند. او تاکید میکند که نباید انتظار داشت با تزریق آب، بیابان به جنگل تبدیل شود و احیا باید متناسب با اکوسیستم هر منطقه باشد.
خوشنویس پایش درختان کهنسال و استفاده از ذخایر ژنتیکی آنها (با توجه به اینکه این درختان بیش از پنج هزار سال عمر کرده و دورههای مختلف ترسالی و خشکسالی را تجربه کردهاند)، تامین بذر از هر منطقه برای همان منطقه و مشارکت جوامع محلی را نیز از الزامات احیا معرفی میکند. او خشکی چیتگر را ناشی از قطع سهمیه آبی درختان و ضعف مدیریت میداند.
خاک در عرصههای طبیعی متولی مشخص ندارد
حمیدرضا عباسی عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور نیز از نبود متولی مشخص برای حفاظت و مدیریت خاک در عرصههای طبیعی خبر میدهد. او تاکید میکند که پیش از اجرای جنگلکاری باید مطالعات خاکشناسی انجام شود. به گفته عباسی، هر عرصهای قابلیت جنگلکاری ندارد و حتی گونههایی مانند تاغ و گز نیز در برخی سازندهای زمینشناسی امکان استقرار مناسب ندارند. جنگلکاری باید متناسب با میزان بارندگی، هدف مدیریتی و ظرفیت اکولوژیک منطقه باشد.
این عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع با جنگلکاری گسترده در کانونهای گردوغبار مخالف است و ایجاد ردیفهای بادشکن را راهکار مناسبتری میداند. همچنین معتقد است که در مناطق با بارندگی کمتر از ۱۰۰ میلیمتر، تامین آب برای استقرار گونهها ضروری است، مگر آنکه گونه کشت شده بومی منطقه باشد و توان تحمل شرایط را داشته باشد. به باور او، جمعآوری هرزآب باید با طرحهای جنگلکاری تلفیق شود و تراکم کاشت نیز متناسب با شرایط جدید اقلیمی تغییر کند.
رقابت کاربریهای جدید با جنگلکاریها
محمد عواطفی عضو هیئت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران نیز در سخنان خود با اشاره به شرایط پیش آمده در پارک جنگلی چیتگر، از ابعاد دیگر به موضوع خشکیدگی درختان این پهنه میپردازد و تاکید میکند که جنگلکاریها در تهران با کاربریهای رقیب در موضوع تخصیص آب مواجه هستند. حتی باید تاثیر موضوع افزایش قیمت زمین را هم بر جنگلکاریهای پایتخت مورد توجه قرار داد.
حساسیت بالای اکوسیستمهای بیابانی
غلامرضا هادربادی، مدیرکل دفتر امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، با تاکید بر حساسیت بالای اکوسیستمهای بیابانی میگوید احیای بیابان به دلیل سرعت پایین بازسازی طبیعی، نیازمند دقت بیشتری در انتخاب گونه و حفاظت از پوشش گیاهی است. به گفته او، برنامهریزی برای مقابله با بیابانزایی باید بر مبنای فرض کمآبی انجام شود، نه امید به وقوع ترسالی. انتخاب گونه نیز نباید صرفاً بر اساس مقاومت به خشکی، گرما و شرایط نامناسب خاک باشد، بلکه باید مجموعهای از ملاحظات اکولوژیک در آن لحاظ شود.
هادربادی محدودیت منابع مالی را دلیل ضرورت مشارکت واقعی ذینفعان، بهویژه دامداران، میداند و معتقد است برای تضمین نگهداری نهالها باید منافع اقتصادی و احساس مالکیت جوامع محلی تامین شود. او همچنین مستندسازی تجربههای موفق مقابله با بیابانزایی، تلفیق دانش بومی و تخصصی، استفاده از ظرفیت صنایع و صندوقهای حمایت از توسعه منابع طبیعی و بهرهگیری از کنوانسیونهای بینالمللی را از راهکارهای پیشبرد برنامههای احیایی میداند. به گفته هادربادی، تبدیل تهدیدهای طبیعی به فرصت، یکی از رویکردهای موفق مقابله با بیابانزایی در جهان است.