چیتگر گرفتار تلخی یک انتخاب؛ زیتون تلخ جای کاجهای چیتگر را میگیرد
شهرداری منطقه۲۲ از کاشت پنجهزار زیتون تلخ در چیتگر خبر داده، اما یک گیاهشناس درباره نیاز آبی این گونه، سمیبودن میوه آن برای سنجابها و ضرورت مدیریت علمی جنگل هشدار میدهد
گروه محیط زیست| گویا باز هم شهرداری با انتخاب غلط گونه برای کاشت در پارک جنگلی چیتگر، قصد دارد هزینه هنگفتی روی دست پایتخت بگذارد. روابط عمومی شهرداری منطقه 22 خبرداده که به جای درختان قطع شده در این پارک جنگلی، پنج هزار اصله زیتون تلخ کاشتهاند. گونهای که به گفته ولیالله مظفریان بهعنوان یک گیاهشناس، نه تنها مناسب چیتگر نبوده و نیاز به آبیاری دارد؛ بلکه انتخابش هم صرفا به خاطر تکثیر راحت آن است. این گونه میوه نسبتا سمی داشته و احتمالا تامین غذای سنجابهای چیتگر را هم با مشکل مواجه میکند.
پارک جنگلی چیتگر که پایهگذاری آن در دهه 40 انجام شده و احداثش هم 6 سالی به طول انجامیده است، با خشکی گسترده درختانش مواجه شده است. نیمی از درختان چیتگر از بین رفته و دستاندرکاران سخت مشغول قطع آنها هستند. زیرا بیتوجهی طولانی مدت و ترک فعل مدیران شهری طی سه دهه، درختان پارک را به این روز انداخته است. مسئولان شهری هر بار که در معرض قضاوت افکار عمومی قرار میگیرند، از تدوین طرحهای اصولی برای احیای مجدد چیتگر خبر میدهند اما گویا باز هم همان نسخه غلط قبلی و انتخاب گونههای دمدستی را در دستور کار دارند و همه آنچه در جلوی دوربینها به زبان میآورند، صرفا ابزاری برای توجیه عملکرد غلطشان در مواجهه با پارکهای جنگلی تهران است.
کاشت زیتون تلخ در چیتگر!
حامد پری مدیرکل روابط عمومی شهرداری منطقه ۲۲ تهران در جریان بازدید از یکی از بخشهای پارک جنگلی چیتگر که درختان جدید در آن کاشته شدهاند، با اشاره به وضعیت پیشین این محدوده خبر میدهد که در یکی از پارسلهای فاز شرقی چیتگر، حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ اصله درخت سوزنیبرگ و کاج تهران به آفت مبتلا شده بودند که پس از قطع و خروج آنها، شهرداری منطقه ۲۲ اقدام به کاشت پنج هزار اصله زیتون تلخ در این محدوده کرده است. اما آیا زیتون تلخ گونه مناسبی برای کاشت مجدد در چیتگر به حساب میآید و نسخه پیچیده شده برای این پارک، پایداری برای این جنگل را به همراه میآورد؟
انتخاب زیتون تلخ به دلیل تکثیر راحت
ولیالله مظفریان گیاهشناس و عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، دلیل رواج یافتن زیتون تلخ بهعنوان یک گونه غیربومی در ایران را تکثیر راحت این گونه اعلام میکند.او توضیح میدهد که زیتون تلخ یک گیاه هیمالیایی بوده و در مناطق سرد و مرطوبتر رشد میکند. وقتی این گونه را در یک منطقه خشک میکاریم که معمولا با کمآبی روبهروست، با مشکل مواجه میشویم. به دلیل کمبود آب در تهران، میبینیم که در فصل تابستان، در این شهر و اطرافش، درخت زیتون تلخ به حالت نیمه خزان درآمده و برگهایش زرد شده است.
علت این پدیده آن است که آب کافی به این درخت نمیرسد. این گیاهشناس، دلیل شادابی بسیار بالای زیتون تلخ در بندر انزلی (بهعنوان پربارشترین نقطه کشور) و نه در جلگههای شمال را رطوبت بسیار بالای منطقه میداند. به اعتقاد مظفریان، متولیان در گذشته میتوانستند گونههای مناسبتری را در چیتگر بکارند اما 70 سال پیش، چیزی در دسترسشان نبوده است.
بذر نسبتا سمی زیتون تلخ
پارک چیتگر این روزها میزبان سه گونه سنجاب ساکن در ایران است و این حیوانات که دیگر با آن فضا خو گرفتهاند را همه شهروندان دیدهاند. آیا کاشت زیتون تلخ برای تامین غذای سنجابها مشکل ایجاد میکند؟ مظفریان در این رابطه توضیح میدهد که قطعا سنجابها در تامین غذا به مشکل میخورند، زیرا میوه زیتون تلخ کم و بیش سمی است. در حالی که دانههای کاج کاشته شده در پارک چیتگر، خوراکی و سالم بود.به گفته او، گونههای زیادی در باغ گیاهشناسی ملی ایران کاشته شده که در چیتگر هم میتوان آن را کاشت، ولی کشت این گونهها نیاز به مراقبت و آبیاری دارد در حالی که در جنگلهای چیتگر معمولا چنین کاری نمیکنند.
خاک آهکی علت خشکیدگی نیست
اگرچه برخی مطالعات برخورد ریشه درختان کاج کشت شده در چیتگر با یک لایه سخت آهکی در زیر زمین را علت ضعف فیزیولوژیک سوزنیبرگان کشت شده در این پارک جنگلی میدانند اما مظفریان میگوید که علت خشک شدگی درختان در نگاه اول خاک آهکی نیست، بلکه هر گیاهی نیازمند آن است که در فصولی از سال آبیاری شود؛ یا اینکه بارندگی کافی در منطقه رخ دهد تا گیاه بتواند به زندگی خود ادامه دهد.
در تهران به دلیل اینکه در نقاط مختلف چاههای عمیق حفر شده، آب تحتالارضی که در اختیار گیاهان قرار میگرفت، از بین رفته است و نهایتا کاجها با کم آبی روبهرو هستند. بنابراین باید آبیاری توسط شهرداری انجام میشد؛ پس در نگاه اول، عدم مراقبت است که چنین مشکلی را ایجاد کرده است. چون ما میگوییم جنگلکاری و جنگلداری با یکدیگر همراه است، در حالی که ما جنگل را کاشتهایم اما جنگلی نداریم. پرورش، احیا و مدیریت علمی جنگل فراموش شده و به همین دلیل درختان رو به خشکی رفتهاند. یکی از علل این بیتوجهی هم آن است که میخواهند زمینها را تغییر کاربری دهند.
چیتگر میتواند بلوطستان شود
مظفریان درباره گونههای مناسب برای کشت در چیتگر توضیح میدهد که با مراقبت و آبیاری حداقل سه بار در سال، میتوانیم برخی گونههای خشکی پسند مثل داغداغان و بنه را در این پارک مستقر کنیم. بلوط ایرانی هم برای کشت در چیتگر مناسب است، زیرا این گونه را در باغ گیاهشناسی ملی ایران (در مجاورت چیتگر) داریم و خیلی هم آن را آبیاری نمیکنیم. بارندگی در زاگرس مشابه تهران بوده و صرفا با سالی دو یا سه بار آبیاری، میتوانیم در این پارک بلوطستان داشته باشیم.
او یادآوری میکند که زبان گنجشکهای کاشته شده در چیتگر هم برخلاف نظر کارشناسان فضای سبز که آن را گونهای خشکی پسند معرفی میکنند، انتخاب درستی نبوده است؛ چون هرجا این درخت در طبیعت یافت میشود، در کنار جویبارها، بستر رودخانه جنگلهای شمال و ... مستقر شده و خاستگاه اصلی آن هم مناطقی است که بارندگی دارد. زبان گنجشک در کنار جویبارهای استان مرکزی، تهران و البرز هم که آب فراوانی در اختیارش قرار میدهند، یافت میشود.
اگر این گونه را در پارک چیتگر آبیاری کنند، از شادابی و طراوت بیشتری برخوردار میشود و میتواند جایگزین کاجها بشود اما گمان کارشناسان فضای سبز این است که زبان گنجشک خشکی پسند است. در صورتی که این گونه نیست. به درختان کشت شده از این گونه آب نمیدهند و بارندگی 250 میلیمتری تهران هم برای تامین نیازهای زبان گنجشک کافی نیست. بهخصوص اینکه در گذشته در دامنههای البرز بارندگی وجود داشت، گاهی یک سیلابی جاری میشد، ولی اکنون با تغییر کاربری، ایجاد شهرکهای متعدد مثل شهید باقری، ویلاهای اطراف خلیج فارس، ساختمانهای مستقر در بخش غربی و شمالی باغ گیاهشناسی ملی، از فرورفت آب در زمین جلوگیری میکنیم و نهایتا جنگلهای چیتگر آب به اندازه کافی دریافت نمیکنند.
مظفریان میگوید: برای نجات چیتگر میتوان از گونههای مناسبتر استفاده کرد؛ در صورتی که بخواهیم این کار را انجام دهیم. نسخهای که امروز شهرداری مبتنی بر گونههای دم دستی برای چیتگر میپیچد، برخلاف شعارهایی که ارائه میکند، نه تنها به پایداری ریههای سبز تهران منجر نمیشود، بلکه حیات وحش پناه گرفته در این منطقه را هم تار و مار کرده و مجبور به مهاجرت میکند.