نقد فیلم «حیوانات»، تازهترین تجربه کارگردانی و بازیگری بن افلک
فیلم با وعده افشای چهره پنهان قدرت آغاز میشود اما در نهایت، داستان آدمربایی بر ظرفیتهای سیاسی و روانشناختی آن سایه میاندازد
هفت صبح| هفت میلیون دلار پول نقد، کودکی ربودهشده، سیاستمداری تشنه قدرت و شبی که قرار است همهچیز را به آتش بکشد، بن افلک برای فیلم تازهاش «حیوانات» مواد اولیه یک تریلر درجهیک را فراهم کرده است، ترکیبی که روی کاغذ بوی سینمای جنایی دهه نود میدهد، همان فیلمهایی که با یک تماس تلفنی شروع میشدند و با فروپاشی زندگی چند آدم به پایان میرسیدند، افلک پس از تجربههای گاه موفق قبلی، دوباره پشت دوربین ایستاده و خودش نیز نقش اصلی را برعهده گرفته است، حاصل کار فیلمی خوشریتم، پرزرقوبرق و تا اندازهای سرگرمکننده است اما زیر این ظاهر پرهیجان، ضعفهایی پنهان شده که اجازه نمیدهند «حیوانات» به اثری ماندگار تبدیل شود.

آدمربایی در خانه اشراف
مارک کیمبال، وکیل ثروتمندی است که برای تصاحب شهرداری لسآنجلس مبارزه میکند، مردی با لبخندهای حسابشده، شعارهای مردمپسند و زندگی خصوصی آشفته که تصور میکند میتواند همهچیز را مدیریت کند، ربوده شدن پسرش در شب هالووین، این نظم نمایشی را به هم میریزد، آدمربایان هفت میلیون دلار میخواهند و مشکل دقیقاً از همینجا آغاز میشود، سیاستمدار ثروتمند داستان، بخش بزرگی از داراییاش را خرج تبلیغات انتخاباتی کرده است.
افلک در پرده نخست موفق میشود تضاد میان چهره عمومی و زندگی واقعی مارک را به موتور پیشران داستان تبدیل کند، هر تصمیم میتواند آینده سیاسی او را نابود کند و هر دقیقه تأخیر، جان فرزندش را به خطر بیندازد بااینحال، فیلمنامه بهتدریج اسیر پیچشهای مهندسیشده میشود، اطلاعات تازه از راه میرسند اما همه آنها به پیشرفت درام کمک نمیکنند، بعضی رازها نیز پس از افشا، تأثیر چندانی بر مناسبات شخصیتها ندارند، فیلم میخواهد تماشاگر را غافلگیر کند اما گاهی فراموش میکند غافلگیری باید چیزی عمیقتر از تغییر مسیر داستان باشد.
ستارههایی گرفتار شخصیتهای کمجان
بن افلک در نقش مارک انتخاب مناسبی است، چهره خسته، اضطراب کنترلشده و تلاش شخصیت برای حفظ اقتدار با ویژگیهای بازیگری او هماهنگی دارد، کری واشینگتن در نقش ابیگیل، همسر مارک، انرژی عصبی فراوانی به صحنهها تزریق میکند اما بازی او گاهی به اغراق نزدیک میشود، استیون ین نیز با وجود توانایی شناختهشدهاش، در نقش مدیر کارزار انتخاباتی فرصت چندانی برای خودنمایی پیدا نمیکند.
در این میان، جیلین اندرسون با نقش زنی مرموز که مأمور تأمین پول میشود، جذابترین حضور فیلم را رقم میزند، آرامش تهدیدآمیز و رفتار سرد او، به صحنهها کیفیتی پیشبینیناپذیر میدهد،افسوس که فیلمنامه برای چنین شخصیتی فضای بیشتری فراهم نکرده است.فیلمبرداری رابرت السویت نیز با وجود تسلط فنی، تصویر متفاوتی از لسآنجلس ارائه نمیدهد، قابها تمیز و حرفهایاند اما شهر فاقد هویت بصری قدرتمند است،بخش بزرگی از فیلم در فضاهای داخلی میگذرد و این محدودیت، از ظرفیت سینمایی موقعیتی چنین پرتنش میکاهد.
سیاست، پول و چنگالهایی که فرو نمیروند
جذابترین ایده «حیوانات» در پیوند میان قدرت سیاسی و اخلاق فردی شکل میگیرد، مارک برای نجات فرزندش تا کجا پیش میرود؟ آیا سیاستمداری که در تبلیغات از عدالت حرف میزند، حاضر است همان اصول را در زندگی شخصی رعایت کند؟فیلم پاسخهایی تحریککننده برای این پرسشها دارد اما جسارت دنبال کردن پیامدهایشان را پیدا نمیکند، شکاف طبقاتی، مهاجرت و فساد انتخاباتی وارد داستان میشوند و پیش از رسیدن به عمق، جای خود را به تعقیبوگریز و کشمکشهای خانوادگی میدهند.
«حیوانات» در نهایت نمونهای از تریلرهای خوشساخت اما کمخطر نتفلیکس است، ضرباهنگ مناسب و بازیگران حرفهای، تماشای آن را آسان میکنند اما فیلم پس از پایان، اثر عمیقی بر ذهن باقی نمیگذارد، بن افلک توانایی ساختن تعلیق را دارد، مشکل اینجاست که این بار بیشتر به حرکت دادن مهرههای داستان علاقه نشان داده تا شکافتن دنیای آنها.«حیوانات» میتوانست تصویری هولناک از جامعهای باشد که قدرت و پول، اخلاق را میبلعند، در عوض، به سرگرمی آراستهای تبدیل شده که غرش میکند اما زخم چندانی بر جا نمیگذارد.