کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۷۳۱۸
تاریخ خبر:
شایعه قدیمی برادری دو ستاره هالیوود، بهانه‌ای برای ساخت یک کمدی خانوادگی عجیب شد

داستان سریال برادرها؛ دو دیوانه زیر یک سقف

داستان سریال برادرها؛ دو دیوانه زیر یک سقف

«برادرها» یک شایعه واقعی را دستمایه شوخی قرار داده و مک‌کانهی و هارلسون را وارد کمدی‌ کرده که میان خودهجوگری، رفاقت و شیطنت سلبریتی‌ها حرکت می‌کند

هفت صبح| تصورش کمی عجیب است: دو ستاره مشهور هالیوود که سال‌ها رفیق بوده‌اند، یک روز تصمیم بگیرند شایعه‌ای قدیمی درباره نسبت خانوادگی‌شان را بردارند، کمی واقعیت، مقدار زیادی شوخی و تصویری اغراق‌شده از خودشان به آن اضافه کنند و حاصل را تبدیل به سریال کنند. «برادرها» دقیقاً از همین نقطه متولد شده است. متیو مک‌کانهی و وودی هارلسون این‌بار خبری از آن دو مرد عبوس و گرفتار «کارآگاه حقیقی» ندارند.

برادرها (1)

اینجا قرار است خودشان باشند، البته نسخه‌هایی دستکاری‌شده، احمق‌تر، خودشیفته‌تر و گرفتارتر در شهرت. ایده روی کاغذ بامزه است و حضور این دو نفر هم انرژی لازم را فراهم می‌کند اما پرسش اصلی خیلی زود خودش را نشان می‌دهد: آیا یک رفاقت جذاب واقعی می‌تواند بار یک سریال کامل را روی دوش بکشد؟

 

دو رفیق، یک شایعه دردسرساز

ماجرا در مالیبو آغاز می‌شود. وودی از مواجهه با بحران عاطفی دخترش فرار می‌کند، چون در جهان او احتمالاً هیچ چیزی ترسناک‌تر از روبه‌رو شدن با احساسات پیچیده خانواده نیست. راه‌حلش هم کاملاً وودی‌وار است: خانواده را سوار اتوبوس عجیبش کند و راهی تگزاس شود، جایی که دوست قدیمی‌اش متیو زندگی می‌کند.

 

متیو هم چندان حال آرامی ندارد. او باید برای مراسم بزرگداشت پدر فقیدش سخنرانی کند و همین مسئله آرام‌آرام او را به فکر ورود به سیاست و نامزدی فرمانداری تگزاس می‌اندازد. ورود ناگهانی وودی و خانواده‌اش نظم خانه را به هم می‌ریزد و بعد، یک جمله از مادر متیو همه‌چیز را پیچیده‌تر می‌کند. احتمال دارد پدر وودی، پدر واقعی متیو هم باشد.

 

اینجاست که «برادرها» بهترین برگ خود را رو می‌کند. سریال از شایعه‌ای واقعی پیرامون این دو بازیگر استفاده می‌کند و آن را وارد یک جهان نیمه‌واقعی می‌کند. مرز واقعیت و شوخی مدام جابه‌جا می‌شود و تماشاگر گاهی نمی‌داند کدام بخش ریشه در زندگی واقعی ستاره‌ها دارد و کدام بخش محصول بازیگوشی نویسندگان است.

 

البته سریال خیلی زود نشان می‌دهد چندان علاقه‌ای به کندن زیر پوست این ایده ندارد. مسئله برادری بیشتر شبیه نخ باریکی است که قسمت‌ها را کنار یکدیگر نگه می‌دارد. موتور واقعی سریال جای دیگری کار می‌کند: رابطه مک‌کانهی و هارلسون.

 

دو ستاره‌ای که بلدند یکدیگر را خراب کنند

برگ برنده «برادرها» همان چیزی است که سال‌ها پیش در «کارآگاه حقیقی» دیده بودیم، هرچند این‌بار در جهتی کاملاً متفاوت: شیمی عجیب میان دو بازیگر.مک‌کانهی در اینجا نسخه‌ای اغراق‌شده از همان تصویری است که مردم از او می‌شناسند. مردی تگزاسی، خوش‌صحبت، شیفته خانواده، مملو از جملات حکیمانه و دارای نوعی اعتماد عجیب به جهان و تقدیر. هارلسون آن سوی ماجرا ایستاده است. گیاه‌خوار، عصیانگر، طرفدار محیط‌زیست، بی‌اعتنا به بسیاری از قواعد و آماده برای گفتن حرفی که بهتر بود گفته نشود.

 

جذابیت رابطه آنها در همین تضاد شکل می‌گیرد. هرکدام می‌تواند تناقض‌های دیگری را ببیند، اما مقابل تناقض‌های خودش تقریباً نابیناست. هارلسون خیال می‌کند از بازی شهرت بیرون ایستاده، در حالی که خودش محصول همان جهان است. مک‌کانهی درباره اصالت، خانواده و مردم حرف می‌زند و همزمان چنان در حباب ستاره‌بودن زندگی می‌کند که مدیر کمپینش باید مرتب او را به زمین برگرداند.

 

مشکل اینجاست که «برادرها» جرئت نمی‌کند تیغ شوخی را خیلی عمیق فرو ببرد. ستاره‌ها خودشان را مسخره می‌کنند اما همیشه تا نقطه‌ای امن. شوخی‌ها به تصویر عمومی آنها ناخنک می‌زند و پیش از آنکه خراشی جدی ایجاد کند عقب می‌کشد. برای سریالی که چنین ظرفیت جذابی برای هجو فرهنگ سلبریتی دارد، این محافظه‌کاری گاهی ناامیدکننده است.

 

رفاقت جذاب، سریال نصفه‌جان

جالب اینکه بخشی از بهترین لحظات «برادرها» متعلق به دو ستاره اصلی نیست. هالند تیلور در نقش مادر مک‌کانهی تقریباً هر صحنه‌ای را که واردش می‌شود می‌دزدد. زنی عجیب، بی‌پروا و مسلح به خاطراتی که هرکدام می‌تواند خانواده را منفجر کند. لیزا گیلروی در نقش مدیر کمپین هم یکی دیگر از نقاط قوت سریال است. زبان تند و نگاه بی‌رحمانه‌اش به تصویر سیاسی مک‌کانهی، همان جنسی از طنز را می‌سازد که سریال باید بیشتر به آن اعتماد می‌کرد.

 

خانواده‌ها اما اغلب زیر سایه دو مرد مرکزی می‌مانند. همسران بیشتر نقش تماشاگران عاقل خرابکاری شوهرانشان را دارند و قصه فرزندان هم کمتر می‌تواند وزن مستقلی پیدا کند. هر بار دوربین مدت زیادی از وودی و متیو فاصله می‌گیرد، انرژی سریال افت می‌کند. مشکل مهم‌تر جایی ظاهر می‌شود که «برادرها» باید تصمیم بگیرد دقیقاً چه می‌خواهد باشد. یک کمدی درباره شهرت؟ قصه دو مرد میانسال و بحران هویت؟ هجویه‌ای سیاسی؟ داستان خانواده؟ یا مجموعه‌ای از خرابکاری‌های دو رفیق مشهور؟

 

پاسخ سریال ظاهراً کمی از همه اینهاست و همین پراکندگی به آن ضربه می‌زند. قسمت‌هایی وجود دارد که بیشتر شبیه یک طرح کمدی طولانی هستند: شکار، گاوسواری، هدیه فراموش‌شده، اجرای موسیقی، دعوای خانوادگی و آشتی دوباره. سرگرم‌کننده‌اند، اما همیشه چیزی پشت آنها باقی نمی‌ماند.

 

با این همه، تماشای مک‌کانهی و هارلسون کنار یکدیگر هنوز لذت خودش را دارد. آنها ریتم هم را می‌شناسند، بلدند چگونه دیگری را عصبانی کنند و حتی سکوت میانشان گاهی خنده‌دار است. «برادرها» در بهترین لحظاتش کمدی گرم و خوش‌ریتمی درباره دو مرد است که آن‌قدر یکدیگر را می‌شناسند که شاید واقعاً شبیه برادر شده باشند. ضعف سریال هم درست همین‌جاست: سازندگان آن‌قدر به جذابیت این رفاقت اعتماد کرده‌اند که گاهی فراموش می‌کنند یک سریال خوب، چیزی بیشتر از دو رفیق بامزه می‌خواهد.


 

کدخبر: ۶۰۱۶۷۳۱۸
تاریخ خبر:
ارسال نظر