نام روی سردر خوابگاه دانشگاه؛ مسئولیت پشت تصمیم
نام محمدحسین امید روی سردر خوابگاه دانشگاه تهران، یک تصمیم نامتعارف را به آزمونی برای مدیریت بحران و پاسخگویی دانشگاه تبدیل کرد
هفت صبح| نام رئیس دانشگاه تهران روی سردر خوابگاه دانشجویی نشست و پیش از افتتاح ساختمان، حاشیهای جدی برای دانشگاه ساخت. روایت رسمی این است که بنیاد سازنده، نام محمدحسین امید را انتخاب کرده و خود او از ابتدا با این تصمیم مخالف بوده است. اما اگر رئیس برای جلوگیری از نامگذاری تلاش کرده، چرا نامش سرانجام روی ساختمان قرار گرفته است؟ چه کسی اختیار نهایی را داشته و چرا حساسیت چنین تصمیمی پیش از نصب تابلو سنجیده نشده است؟ روابط عمومی دانشگاه در انتشار سریع روایت رسمی موفق ظاهر شد، اما همین روایت پرسشهای بیشتری درباره فرایند تصمیمگیری ایجاد میکند.
رئیس مخالف بود، اما نامش روی ساختمان نشست!
محمدرضا تقیدخت، معاون مرکز حوزه ریاست و روابط عمومی دانشگاه تهران در توضیحی که رسانهها در ۱۹مهر ۱۴۰۵ منتشر کردند، گفت خوابگاه را بنیاد فرهنگی دکتر مصلینژاد ساخته و این بنیاد نام امید را به پاس تلاشهای او در توسعه بنیادهای عامالمنفعه دانشگاهی انتخاب کرده است. به گفته تقیدخت، رئیس دانشگاه از ابتدا با نامگذاری مخالفت داشته و برای جلوگیری از آن تلاش کرده، اما بنیاد بر شرط خود پافشاری کرده و نام امید روی ساختمان قرار گرفته است.
این توضیح، ناقص و پرابهام است. مخالفت رئیس در چه قالبی اعلام شده است؟ آیا نامهای رسمی وجود دارد یا موضوع در جلسات شفاهی مطرح شده؟ اگر بنیاد بر شرط خود اصرار داشته، چه کسی از طرف دانشگاه آن را پذیرفته است؟ اگر اختیار نهایی در دست رئیس نبوده، چه مرجعی تصمیم گرفته و اگر دانشگاه امکان تغییر نام را داشته، چرا از آن استفاده نکرده است؟
این پرسشها به معنای متهم کردن بنیاد یا رد روایت دانشگاه نیست. عبدالحسین مصلینژاد چهرهای شناختهشده در حوزه فعالیتهای خیریه آموزشی است و مبنایی برای نسبت دادن حاشیهای مستقل به او دیده نمیشود. بحث اصلی، حدود توافق بنیاد و دانشگاه و مسئولیت مدیران در تصمیمگیری است. مشارکت خیران در ساخت امکانات دانشگاهی ارزشمند است، اما دانشگاه همچنان باید توضیح دهد چه کسی شرط را پذیرفته و چرا نتیجه با مخالفت اعلامشده رئیس تفاوت داشته است.
عرف دانشگاههای جهان
نامگذاری ساختمانهای دانشگاهی به نام استادان، دانشمندان، خیران و مدیران پیشین در جهان سابقه دارد. بااینحال، میان بزرگداشت یک رئیس پس از پایان دوره مدیریتش و نامگذاری ساختمان به نام رئیس مستقر تفاوت وجود دارد. این تفاوت بهخودیخود به معنای ممنوعیت نیست، اما حساسیت درباره زمان تصمیم و معیار انتخاب را افزایش میدهد.
در دانشگاه اوهایو آمریکا، در اوت ۲۰۲۴ نام رادریک مکدِیویس، رئیس پیشین دانشگاه، برای یک خوابگاه جدید انتخاب شد. دانشگاه از خدمات او در گسترش دسترسی به آموزش عالی و حمایت از دانشجویان یاد کرد. در دانشگاه استنفورد نیز مجموعه اقامتگاه دانشجویی مانزانیتا پارک به نام گرهارد کَسپر، رئیس دانشگاه در فاصله سالهای ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۰ نامگذاری شد.
دانشگاه آیووا برای نامگذاری ساختمانهای مهم، فرایندی شامل بررسی مدیریتی و تصویب مرجع صلاحیتدار دارد. دانشگاه اورگن نیز در سیاست نامگذاری خود بر بررسی دقیق و مشورت تأکید کرده است. این نمونهها نشان میدهند که نامگذاری در برخی دانشگاهها تصمیمی تشریفاتی و بیقاعده نیست، بلکه به ضوابط مشخص وابسته است. از این نمونهها نمیتوان ممنوعیت جهانی نامگذاری به نام رئیس مستقر را نتیجه گرفت. پرسش درباره دانشگاه تهران این است که آیا تصمیم اخیر بر اساس معیارهایی روشن و قابل دفاع گرفته شده است.
جایگاه مدیریتی پررنگتر از شهرت علمی
محمدحسین امید استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه مهندسی آب، آبیاری و هیدرولیک است. او سابقه طولانی تدریس و پژوهش در دانشگاه تهران دارد و پیش از ریاست این دانشگاه، مسئولیتهایی از جمله ریاست دانشگاه جامع علمیکاربردی را بر عهده داشته است. در میان آثار ثبتشده به نام او، مقالاتی در مجلات تخصصی منابع آب و هیدرولیک دیده میشود.
بااینحال، در بررسی سوابق علنی، دستاورد علمی استثنایی یا شهرتی فراتر از محیط تخصصی رشته او که نامگذاری خوابگاه به افتخارش را به تصمیمی بدیهی تبدیل کند، شناخته نشد. این ارزیابی به معنای نادیده گرفتن فعالیتهای پژوهشی او نیست. داشتن سابقه دانشگاهی با برخورداری از جایگاه علمی ممتاز تفاوت دارد و در شناخت عمومی از امید، ریاست دانشگاه تهران و مسئولیتهای مدیریتی او برجستهتر از دستاوردهای علمیاش است.
همین موضوع پرسش درباره زمان نامگذاری را جدیتر میکند. اگر هدف قدردانی از خدمات مدیریتی بوده، چرا این کار در دوره ریاست انجام شده است؟ آیا دستاورد مشخصی برای انتخاب همین مقطع وجود داشته؟ نامگذاری به نام رئیس مستقر، حتی با پیشنهاد یک خیر، بهآسانی بحثهایی درباره عرف دانشگاهی و حدود اختیار مدیران ایجاد میکند.
روابط عمومی؛ موفق در واکنش، مبهم در پیشگیری
یکی از جنبههای قابل توجه ماجرا، سرعت و گستردگی انتشار توضیحات روابط عمومی دانشگاه تهران پس از بالا گرفتن اعتراضهاست. روایت رسمی در مدت کوتاهی در شمار زیادی از رسانهها و صفحات مجازی بازنشر شد و مخالفت رئیس دانشگاه با تصمیم بنیاد به محور اصلی پوشش رسانهای تبدیل شد. این هماهنگی، توان اجرایی قابل اعتنایی را در انتقال پیام سازمان نشان میدهد.
درباره سازوکار این انتشار، هزینه احتمالی آن یا نقش پیمانکاران رسانهای، اطلاعات مستندی در دست نیست. بازنشر گسترده بهتنهایی اثبات نمیکند سفارش پولی در کار بوده یا هزینهای به پیمانکار مشخصی برای وایرال کردن تکذیبیه پرداخت شده است. بااینحال، سرعت و گستردگی انتشار روایت رسمی، موضوعی قابل توجه در ارزیابی عملکرد ارتباطی دانشگاه است.
اما مدیریت بحران به واکنش پس از اعتراض محدود نمیشود. آیا نامگذاری پیش از نصب تابلو در جلسات دانشگاه مطرح شده بود؟ آیا روابط عمومی از تصمیم اطلاع داشت؟ آیا درباره حساسیت نامگذاری به نام رئیس مستقر و واکنش احتمالی دانشجویان هشدار داد؟ آیا پیشنهاد شد نام دیگری انتخاب شود یا تصمیم تا پایان دوره ریاست به تعویق بیفتد؟
در حال حاضر، پاسخ مستندی به این پرسشها در دسترس عموم نیست و نمیتوان با قطعیت گفت روابط عمومی از قبل در جریان بوده یا مشاورهای ارائه نکرده است. بااینحال، اگر موضوع در جلسات قبلی مطرح شده باشد، کیفیت هشدارهای پیشگیرانه این مجموعه نیز باید بررسی شود. توانایی انتشار سریع یک تکذیبیه، لزوماً به معنای موفقیت در پیشگیری از بحران نیست. روابط عمومی زمانی نقش کامل خود را ایفا میکند که پیش از تبدیل یک تصمیم حساس به حاشیه عمومی، پیامدهای آن را به مدیران گوشزد کند.
دانشگاه اسناد را منتشر کند
در بررسی منابع علنی، سند مشخصی درباره ضوابط نامگذاری خوابگاههای دانشگاه تهران و شرایط نامگذاری به نام مدیران مستقر پیدا نشد. این موضوع به معنای نبود مقررات داخلی نیست. ممکن است دستورالعمل یا مصوبه مربوط در اسناد دانشگاه وجود داشته باشد.
انتشار آییننامه نامگذاری، مصوبه مربوط به این خوابگاه و بندهای مرتبط قرارداد با بنیاد میتواند ابهامها را برطرف کند. همچنین باید میان نصب تابلو، تکمیل ساختمان، تحویل بنا و افتتاح رسمی تفاوت گذاشت. روابط عمومی اعلام کرده بود خوابگاه هنوز افتتاح نشده و قرار است تا پایان مهر به بهرهبرداری برسد. اسناد تحویل و ثبت ساختمان میتوانند وضعیت اداری آن را روشن کنند.
ماجرای خوابگاه دانشگاه تهران در نهایت آزمونی برای شفافیت تصمیمگیری است. روایت رسمی میگوید رئیس مخالف بوده، بنیاد بر انتخاب خود اصرار کرده و نام رئیس روی ساختمان قرار گرفته است. اما تا زمانی که قرارداد، صورتجلسهها و مستندات مخالفت منتشر نشوند، پرسش اصلی پابرجاست: چه کسی تصمیم نهایی را گرفت و چرا مخالفت اعلامشده رئیس نتوانست نتیجه را تغییر دهد؟
روابط عمومی در رساندن روایت رسمی سرعت عمل نشان داد. اکنون نوبت دانشگاه است که با انتشار اسناد، فاصله میان توضیح رسانهای و فرایند واقعی تصمیمگیری را روشن کند. اعتبار دانشگاه با تابلوهای تازه ساخته نمیشود، بلکه به شفافیت تصمیمها، رعایت ضوابط و پاسخگویی مدیران وابسته است.