یادداشت سردبیر| چهارده سال همراهی؛ اکنون فصلی نو در روایت زندگی

میخواهیم از اخبار روزمره فراتر رویم و زاویهای دیگر باز کنیم، میخواهیم بدانیم هر یک از ما چگونه چنین جهانی را تجربه میکنیم...
هفت صبح، افشین امیرشاهی | هفت صبح، همچنان پرقدرت در مسیر خود پیش میرود؛ زنده، پرجنبوجوش و مثل همیشه آماده مواجهه با تحولاتی که در جهان روی میدهد. تحولاتی که دیگر فاصله آنها از دههها به سالها و اکنون به روزها رسیده است. هفت صبح چهارده سال است که با شماست و حالا بار دیگر زمان پوستاندازی فرا رسیده. دنیا در حال تغییر است و رسانهای که برای مردم ساخته شده، نباید از این تغییرات جا بماند.
هفت صبح رسانهای بوده برای زندگی و اکنون که نسلهایی که در طول این چند دهه بر آمدهاند، آرزوها و رویاهایی دیگر در سر دارند و جهان را از چشم خود میبینند و آن را دیگرگونه میخواهند. پس ما نیز میخواهیم همه آنها را تا جایی که میتوانیم در دایره مخاطبان خود قرار دهیم. رسانهای که سلیقههای متنوع را در بر میگیرد. تغییراتی که در جهان ما روی داده صرفا یک تغییر ظاهری نیست، تحولی عمیق است که لایههای زیرین روانی و ذهنی ما را هم شامل شده است. ما میخواهیم تاثیرگذار باشیم و البته متفاوت.
در دنیای امروز، رسانهها با سرعتی سرسامآور در حال تکاملاند. شبکههای اجتماعی، ابزارهای دیجیتال و پیشرفتهای فناوری، مسیر اطلاعرسانی را دگرگون کردهاند. هوش مصنوعی، رابطه ما را با عالم تغییر داده و هنوز در آغاز این راه به سر میبریم. در این فضای پرتحول، مهمترین اصل برای یک رسانه، حفظ ارتباط با مخاطب و ارائه محتوایی است که دقیقاً متناسب با نیازهای او باشد. مخاطبان هفت صبح از نسلهای مختلفاند، هر کدام با دغدغهها و انتظارات خاص خود.
ما میخواهیم با نسلهایی که متفاوتند سخن بگوییم اما سخنی با موضوعات متفاوت. امروز برای گروههای مختلف اجتماعی موضوعاتی مثل معنای زندگی، عشق، آرزوها، ترسها دلمشغولیها مهماند. آنها برای پاسخ به پرسشهای خود به سراغ شبکههای اجتماعی، پادکست، رمان و شعر، موسیقی، سینما، تئاتر و بسیاری از این حوزهها میروند تا جای خود را در این جهان بیابند. همه ما احساس میکنیم کشتی جهان در تلاطم است، موجهای سنگین آمدهاند و موجهای سنگینتر پیش روی ما قرار دارند، کشتی که کژ میشود و مژ، جای ما هم عوض میشود. همه ما با این سوال مواجهایم که کجاییم، از این زندگی چه میخواهیم، کجا باید بایستیم.
این پرسشها را با خود حمل میکنیم، به خانواده، دین، اقتصاد، سیاست، ادبیات و هنر، سرگرمی، شبکههای اجتماعی و بسیاری از این خانهها سر میزنیم تا برای پرسشهای خود پاسخی بیایم. این روزگاری پرتکاپو، پرهیجان است و روزنامه نمیتواند به این تکاپوی پرتپش بیاعتنا باشد.
میخواهیم از اخبار روزمره فراتر رویم و زاویهای دیگر باز کنیم، میخواهیم بدانیم هر یک از ما چگونه چنین جهانی را تجربه میکنیم، با کدام ترسها و بیمها، رویاها و آرزوها، حسرتها. به گذشته چگونه نگاه میکنیم، آینده را چه میبینیم، از کار و شغل خود چه میخواهیم، در سرگرمی چه چیزی میجوییم، از زمان و عمر خود چه میخواهیم، عشق و دوستی را در زندگی خود چگونه معنا میکنیم و بسیاری از این پرسشها که این روزها در هر محفل و جمعی در میان است.
با این رویکرد، هفت صبح تلاش میکند روایتهایی تازه بسازد؛ روایتهایی که در دل تغییرات فرهنگی و اجتماعی، بهجای کلیگوییهای مرسوم، گوشت و پوست داشته باشد و برای ما ملموس باشد، به تحلیل میپردازیم اما نه آن که در هزار توی پرپیچ و خم مفاهیم انتزاعی غرقه شویم. ما به دنبال مواجهه مستقیم با زندگی هستیم، و اگر به جهان مفاهیم و اندیشه میرویم برای آن است که امکان یک زندگی واقعی را محقق کنیم. این آغازی نو و صد البته ماجراجویانه است، چنان که خود زندگی یک سفر ماجراجویانه جذاب است. قرار ما هفت صبح .