روزنامه خوانی در شصت سال پیش- ۲۲| گدای بد شانس مسجدسلیمان
از گدای مسجد سلیمانی که جیببرها امانش نمیدادند تا نقشه دانشآمزان برای کتک زدن معلم دامغانی
هفت صبح| یکشنبه 20 اردیبهشت 1343. بالای صفحه عکس محمدرضاست در حال بریدن روبان افتتاح بخش تحقیقات فضایی مرکز ژئوفیزیک دانشگاه تهران. در کنارش ارتشبد آریانا و دکتر کنی افشار ایستادهاند. تیتر اول درباره حوادث و تحولات ویتنام است. صفحه دو آگهی موتورسیکلتها و کامیونها و اتومبیلهای روسی است. جالب است که روسها در دهه چهل قصد بازاریابی در عرصه خودرو در ایران را داشتهاند. از موتورهای ایژ تا سواریهای ولگا.
صفحه 4 متنی کار شده از آقایی به نام هادی طاهری که خود را کمدین و جازیست معرفی کرده و درآن نوشته که به تریاک و بعد هروئین معتاد شده بوده و در بدترین دوران زندگی خود به دکتر برجیس که مطبش جنب سینما امپایر (حالا شده سینما استقلال) است رجوع و با معجزه او از اعتیاد رهایی پیدا کرده و از این جور چیزها.
خبرنگار کیهان از مسجد سلیمان گزارش داده که یک گدای بد اقبال چندروزی است که دسترنجش (!) مدام توسط جیب برها به یغما میرود. تا به حال چهار بار مورد سرقت قرار گرفته و بیش از دو هزار تومان از دست داده است. عکس گدای محترم هم در ابعاد قابل ذکری در این صفحه منتشر شده است.
در شهر نوسود خانم مرصع خروطی که همسر سرهنگ آشوری است به عنوان شهردار انتخاب شده. خانم خروطی 36 ساله است.
در صفحه حوادث عکس بزرگ و واضحی از یک دختر 14 ساله منتشر شده و اسم و فامیل و نام پدرش هم کامل ذکر شده و گزارشگر با لحنی همدلانه از سرنوشت تلخ این دختر گفته که توسط پدرش به فحشا کشیده شده است! کلا در صفحه حوادث آن دوران مسئلهای به نام آبرو و این طور چیزها خیلی مهم نبوده است. دخترک اول مجبور به گدایی کردن بوده و روزی 20 تومان برای پدرش درآمد داشته و بعد پدر ظالمش نقشههای دیگری برای او کشیده و از این جور چیزها.
تبلیغات اتومبیلهای رامبلر و اوپل کادت در صفحات مختلف کار شدهاند. 4 دختر و 4 پسر هم که در سنین 16 تا 19 سال هستند از شهر بهشهر فرار کردهاند و پلیس در جستوجوی آنهاست. فاطمه نعمتی، رعنا ابراهیمی، ننه جان جباری، زهرا کردی اسم دختران فراری هستند. روحالله قبادی، احمد سفیدبر، رمضان نوروزیان و محمدحسن روشنی هم نام پسرها هستند. اگر ازآنها خبری دارید اطلاع دهید!
دوشنبه 21 اردیبهشت. در صفحه اول تیتر گزارش کمبود گوشت به چشم میخورد. مردم جنوب شهر گفتهاند که به جای گوشت، کدوی سرخ کرده و آبدوغ خیار میخوریم. خبر جالب دیگر بازنشدن چرخهای هواپیمای مسافری به مقصد تبریز بوده که به ناچار هواپیما با 45 مسافر به تهران بازگشته است و خدا را شکر چرخهای هواپیما این بار باز شده است.
البته تیتر اصلی صفحه باز هم از خبرهای جهان است: توطئه قتل مک نامارا در ویتنام کشف شد! صفحه 4 عکسی از ادامه اجرای تئاتر عروس چینی به کارگردانی امیر شروان در تئاتر نصر کار شده با بازی وحدت و شهین و مقبلی و میری و نادره و...فیلم سیاه و سفید و کلاسیک پلکان مارپیچ ساخته رابرت سیودماک در دو سینمای رادیو سیتی و ادئون اکران شده است. فیلم سیاه و سفید!
در صفحه 6 گزارشی کار شده از تفریحات کودکان تهرانی و این که جزو تفریحاتشان سینما هم هست و به سمت فیلمهایی گرایش دارند که حتی برای بزرگسالان هم نامناسب است! چهار دانشآموز سن و سالدار به نامهای منصور نشاطی، محمدعلی قاسمی، حسینعلی بشیری و ابراهیم سرکردهای که همگی بین 18 تا 22 سال سن داشتند و محصلین دبیرستان فردوسی دامغان بودند، در انتقام از مردود شدنشان در امتحانات نهایی در یک نقشه شرورانه به معلمانشان حمله کردهاند و آنها را کتک زدهاند و حالا هرکدامشان به شش ماه حبس محکوم شدهاند.
در کوچه نوری خیابان حجت در تهران مداخله پدر و مادر یک پسر سیزده ساله در دعوای او با گروهی از همسن و سالهای خود که در حال چیدن توت و برگ توت از درخت حیاط آنها بودند که به کوچه یله داده بود موجب میشود تا ابوالفتح که شغلش سبزی فروشی است با لگدی به شکم پسرک 14 سالهای که نامش اکبر افشار است او را در جا بکشد. این سرنوشت اکبر پسرک 14 ساله بود که این گونه زیر درخت توت در سال 1343 بمیرد. خدا رحمتش کند.
خداحافظ شما.