سبک تازه سوگواری در ایران
تغییر سبک عزاداری در ایران از سنتی به شیوههای متفاوت، تحت تأثیر تحصیلات شهرنشینی، شبکههای اجتماعی، آشنایی با فرهنگهای دیگر و تحولات اجتماعی و سیاسی گسترش یافته است
هفت صبح| در یک سالن پذیرایی مجلل موسیقی پخش میشود. مهمانان گاهی به همراه ریتم موسیقیها دست میزنند و برخی خیلی آهسته حرکات موزون انجام میدهند. دختر جوانی که پیراهن سفیدی به تن دارد پدرش را در آغوش میگیرد و در گوشش زمزمه میکند: «از این به بعد برات دوتا دختر میشم...». اینها صحنههایی ازیکی از مراسمهای ختمی است که این روزها در فضای مجازی دیده میشود.
مراسمی که با مراسم سنتی عزاداری و متداول فرهنگ ایران متفاوت است. اگر نیمنگاهی به اطرافمان بیندازیم، متوجه میشویم که این دست از مراسم عزاداری که به شیوه غیرمتعارف و خارج از عرف دینی و مذهبی رایج برگزار میشوند، با وجود مخالفتها و نقدهایی که وجود دارد طی سالهای اخیر هر از گاهی برگزار میشود. چه عوامل و تحولاتی در جامعه باعث شده که مردم به این سبک از عزاداریها روی بیاورند؟
از شعرخوانی تا پخش موسیقی در مراسم عزاداری
در بحبوحه دوره کرونا بود که خواهر کوچکترش «مهرنوش» را در اثر همین بیماری از دست داد. خواهری که چندین سال در عرصه تئاتر و نمایش عروسکی فعال بود و در سن ۴۳ سالگی صحنه زندگی را برای همیشه ترک کرد. «مزدک» که اهل بهشهر است، در آن روزها تصمیم گرفت مراسم تدفین و ختم مهرنوش را به سلیقه خودش برگزار کند. اتفاقی که در خانواده و اقوام او بیسابقه به حساب میآمد و تا پیش از آن رخ نداده بود. او درباره نحوه برگزاری مراسم در گپوگفتی دوستانه به «هفت صبح» میگوید:
«تا پیش از فوت مهرنوش خانواده ما به شیوه معمول و اسلامی مراسمهای ختم را برگزار میکرد. اما انگار جوانی از دست رفته خواهرم و داغ سنگینی که بر دل همه ما گذاشته بود باعث شد خود به خود شکل برگزاری مراسمش هم متفاوت شود به طوریکه در روز تدفین او در آرامستان بهشهر، ما گلچینی از موسیقیهای سنتی و پاپ را پخش کردیم. در مراسم سوم، هفتم و چهلم موسیقی زنده داشتیم و اکثر خانمها هم با لباس سفید ظاهر شدند. واقعیت این است که وقایع اجتماعی و سیاسی آن سالها هم در تصمیمم خیلی موثر بود».
داستان خانواده «سُلماز» اما کمی متفاوت است. در بین اقوام او برگزاری مراسم ختم به شکل غیرسنتی موضوعی کاملا جا افتاده و مرسوم است و به هیچ عنوان تازگی ندارد. به عنوان مثال برگزاری ختم در مسجد در فرهنگ خانوادگیشان متداول نبوده است. خانواده سلماز اهل شعر و ادبیات هستند و همین علاقه آنها در مراسمهای عزاداری که برگزار میکنند دیده میشود: «در مراسم تدفین مادربزرگم من یک شعر از شاملو خواندم. بعضی دیگر از اعضای فامیل هم اشعاری که خودشان یا یکی از دوستانشان سروده بودند را خواندند.
مراسم ختم را هم در یک تالار پذیرایی گرفتیم که یک سری موسیقی کلاسیک پخش کردیم و هرکس که دوست داشت از پشت بلندگو خاطرهای را درباره مادربزرگم برای دیگران بازگو میکرد». این شکل از برگزاری مراسم عزاداری ممکن است تعجب برخی از کسانی که با این آداب چندان آشنایی ندارد را برانگیزد. در این باره، «مهدی» مراسم ختم یکی از دوستانش را به یاد میآورد و میگوید:
«خانواده دوستم در یکی از تالارهای بسیار شیک شمال تهران برایش مراسم گرفتند. خبری از مداحی و رسوم رایج نبود. کسی هم گریه و زاری نمیکرد. یک نفر بود که در مراسم پیانو میزد. هرکس با هر شکل و رنگ پوشش که دوست داشت به مراسم آمده بود. واقعا با مراسمهای ختمی که قبلا رفته بودم متفاوت بود. چیزی که به نظرم جالب آمد این بود که خانوادهاش عکسهایی از مقاطع مختلف زندگی دوستم جمع کرده بودند و به صورت فیلم نمایش میدادند. از کودکی تا میانسالی که زمان مرگش بود».
مراسم ختم غیراسلامی خلاف شرع است
و اما پرسش مهمی که وجود دارد این است که آیا از منظر شرعی و دینی، برگزاری مراسم عزاداری به شیوهای غیراسلامی و خارج از عرف، قابل توجیه و پذیرفتنی است؟ برخی کارشناسان مذهبی در پاسخ به این پرسش معتقدند که چنین مراسمی با شرع و آموزههای دینی چندان سنخیتی ندارد و حتی در مواردی با مبانی اسلام و مذهب تشیع مغایر است.
در این رابطه، حجتالاسلام مرتضی ادیب یزدی، کارشناس مذهبی و دبیر جامعه مبلغین تهران، در گفتوگو با «هفت صبح» میگوید: «ما در شرع اسلام یک سری دستورات و آداب مشخصی برای عزاداری و مراسم ختم داریم که بایستی طبق آنها عمل کنیم. حال، اگر بخواهیم این دستورات را زیر پا بگذاریم و برای فردی که از دنیا رفته به شیوهای غیرمذهبی و سنتی مراسم بگیریم، نوعی انحراف ایجاد میشود و هویت فرهنگی کشورمان مورد هجوم قرار میگیرد که اتفاق ناگواری است».
این کارشناس مذهبی با اشاره به چند نمونه از آداب مراسم ختم و تدفین در اسلام عنوان میکند: «یکی از مهمترین و جدیترین دستورات حین دفن میت، خواندن آیات و سورههای قرآن و همچنین گفتن برخی ذکرهاست که میتواند نجاتدهنده میت در لحظه ورودش به عالم برزخ باشد. خود تشییع جنازه هم در روایات مورد تاکید قرار گرفته و ثواب زیادی دارد. بنابراین، دستورات شرعی دفن میت و برگزاری مراسم ختم کاملا روشن و واضح بیان شدهاند. حال اگر کسی سر قبر عزیزش دست بزند، موسیقی پخش کند، ساز بزند و با پوشش غیرمتعارف ظاهر شود، مغایر شرع عمل کرده است؛ چرا که ما اصلا چنین چیزهایی را در آداب اسلامی برگزاری مجلس ختم نداریم و این اقدامات مختص مراسم شادی هستند».
ادیب یزدی بر این باور است که برگزاری مراسم ختم به شکل و شمایل غیراسلامی مسئلهای خصوصی و فردی نیست که به سایر اعضای جامعه مربوط نباشد؛ بلکه امری است اجتماعی و جنبه عمومی دارد. به گفته وی هر عملی یک نتیجه و بازتاب اجتماعی دارد و باید به شکلی درست و اصولی با آن برخورد شود؛ « مثلا معتقدم در بهشت زهرا که بزرگترین قبرستان عمومی کشور است بایستی از افراد ضمانت گرفته شود تا آلات موسیقی نیاورند و صدای فلان خواننده را پخش نکنند.
بلکه فقط اصوات مجاز باشند که صوت قرآن را پخش کنند. همچنین افراد باید با پوشش متعارف در قبرستان ظاهر شوند. البته درمورد مسئله پوشش لازم است که با لطافت بیشتری با مردم برخورد کنیم تا شاهد تنش و درگیری نباشیم. همین که از مردم ضمانت بگیریم که شئونات اسلامی را رعایت کنند کفایت میکند».
در آخر دبیر جامعه مبلغین تهران درباره چرایی رواج مراسمهای عزاداری به شیوه غیراسلامی میگوید: «این روزها ما شاهد نوآوریهای عجیب و غریبی در مورد سنتها و آیینهای مذهبی واحکام الهی از سوی برخی از افراد هستیم. همه اینها به این دلیل است که انسان اساسا موجودی است که به گناه و معصیت علاقه دارد؛ چون خودش را رها میکند و لذت ظاهری میبرد و سختی تقوا پیشه کردن را متحمل نمیشود».
آگاهی از سایر فرهنگها؛ زمینه تحول در مراسمها
سعید معدنی جامعهشناس و استاد دانشگاه، به این نکته اشاره میکند که برگزاری مراسمهای عزاداری به شکل غیردینی و غیرسنتی امر جدیدی نیست؛ بلکه از گذشته در بخش بسیار کوچکی از جامعه ایران متداول بوده است. او در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید: «برخی خانوادههای مرفه و تحصیلکرده که با فرهنگ مدرن و اروپایی آشنایی داشتند مراسم عزاداریشان را به این شکل برگزار میکردند. اما این افراد در اقلیت بودند و معمولا با توده مردم ارتباط زیادی نداشتند».
معدنی بر این باور است که به مرور زمان در جامعه ایران، چند عامل مهم باعث شد که برگزاری مراسم عزاداری به شیوه غیردینی رفته رفته در بین مردم رواج بیشتری پیدا کند: «در وهله اول بالا رفتن سطح تحصیلات جامعه بسیار موثر بود. این امر باعث شد که اقشار مختلف جامعه، نسبت به سایر فرهنگها، جوامع، ادیان و مذاهب آگاهی پیدا کنند، درباره آنان مطالعه کرده و احیانا از برخی رسومات آنان الگو برداری کنند. در درجه دوم، گسترش ارتباطات جهانی و فضای مجازی بود که منجر شد مردم ایران در ماهواره و شبکههای اجتماعی شیوه عزاداری و خاکسپاری سایر کشورها را در ویدئوها، فیلمها و سریالهای خارجی ببینند و در شکل برگزاری مراسم خودشان دست به یک سری ابتکارات بزنند.
در آخر هم مقوله شهرگرایی و گسترش شهرنشینی است که روی ذهنیت و سبک زندگی مردم اثر گذاشته؛ به شکلی که عقاید و باورهای برخی از شهروندان نسبت به سنتها و رسوم دینی کمرنگتر شده است». او در ادامه درباره تاثیرات شهرنشینی بر نحوه اجرای مراسم عزاداری توضیح میدهد: «اصولا افرادی که در روستا زندگی میکنند، بیشتر تحت تاثیر سنتها، اعضای خانواده، همسایهها و اقوام هستند. اما زندگی شهری نوعی گمنامی را برای افراد به ارمغان میآورد که باعث میشود از قید سنتها رها شوند و مستقلتر بیندیشند و عمل کنند.
این مسئله درمورد برگزاری مراسم عزاداری به شیوه غیردینی هم صدق میکند. بدین معنا که مردم در شهرها بیش از پیش میتوانند مطابق سلیقه شخصی خود و مستقلتر درباره شیوه برگزاری مراسمهای عزاداریشان تصمیم بگیرند.» این جامعهشناس معتقد است که اگر در چند سال اخیر میبینیم که این سبک از عزاداری حتی در شهرهای کوچک و روستاها هم به چشم میآید، به یک نوعی میتواند نتیجه اتفاقات و تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر کشور باشد:
«برخی خانوادهها ممکن است برای نافرمانی و سرپیچی از نظم و سیستم مدیریتی موجود در جامعه به این مسئله گرایش پیدا کنند و مراسمهای ختم عزیزانشان را به صورت غیرسنتی برگزار کنند. بنابراین، این پدیده میتواند واکنشی باشد به برخی سختیها و ناملایمات اجتماعی و سیاسیای که عدهای از مردم در حال تجربه کردنش هستند. البته از این نکته نیز نمیتوان غافل بود که نحوه برگزاری مراسم ختم و تشییع جنازه امری خصوصی و خانوادگی است و اساسا کسی نمیتواند افراد را مجبور به برگزاری مراسم به شکل دینی بکند.»