هفت صبح| نوستالژی بازی عده‌ای برای بازسازی کارتون رامکال، ممکن است آشوبی جدید به طبیعت ایران تحمیل کند. کارشناسان خبر می‌دهند که زنده‌گیری نوزادان راکون‌های غیربومی ایران که در غرب جنگل‌های گیلان لانه‌گزینی کرده‌اند، زمینه انتقال این‌گونه به مناطقی مثل بوشهر، فیروزکوه و... را فراهم کرده و این رفتار می‌تواند اکوسیستم‌های طبیعی کشور را درگیر یک مهمان ناخوانده کند. بچه‌های بامزه راکون، انگیزه‌ای برای زنده‌گیری و فروش آنها به‌عنوان حیوان خانگی به شمار می‌رود؛ اما سازگاری بالای این‌گونه با محیط‌های طبیعی و گستره دامنه تغذیه‌ای این پستاندار بومی آمریکای شمالی، زنگ خطر را برای طبیعت ایران به صدا در می‌آورد.

 

 راکون همان موجود بانمکی که دهه شصت با انیمیشنی ژاپنی مهمان‌خانه‌های ایرانیان بود و همه چیز را تمیز می‌شست، در حال تخلیه تخم لانه پرندگان و خزندگان در غرب جنگل‌های گیلان است. این حیوان به‌ظاهر بامزه، بومی ایران نیست و دو دهه‌ای هست که حضورش در آستارا توسط هوشنگ ضیایی گزارش شده است.

 

این مهمان ناخوانده، در جنگل‌های غرب گیلان مستقر شده و کارشناسان می‌گویند آنچنان که ظاهرش نشان می‌دهد، مهربان نیست و اتفاقاً هرچه گیر بیاورد، نوش جان می‌کند. این پستاندار در سال دو تا پنج بچه می‌زاید و دامنه گسترده طعمه‌های راکون، این‌گونه را به زنگ خطری جدی برای حیات‌وحش بومی جنگل‌های شمال تبدیل کرده است؛ اما گویا هنوز مطالعه‌ای جدی درباره اثرات حضور و استقرار این پستاندار بومی آمریکای شمالی بر جنگل‌های هیرکانی انجام نشده است.

 

 آشیان اکولوژیک یکسان، مهم‌ترین عامل خطرساز


 به‌درستی نمی‌دانیم که از بدو ورود راکون‌ها به جنگل‌های غرب گیلان جمعیت آنها چه تغییری کرده است؛ اما معصومه صفایی معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیات‌وحش سازمان محیط‌زیست در گفت‌وگو با هفت صبح، گسترش این‌گونه را به حدی نمی‌داند که منجر به هجمه و ازدست‌رفتن جنگل‌های هیرکانی شود.


 به گفته او، به‌احتمال زیاد راکون‌ها از مزارع پرورشی که باهدف استفاده از پوست آنها در روسیه راه‌اندازی شدند، پس از تعطیلی واحدهای تولیدی در طبیعت به حال خود رها شده‌اند و به ایران راه یافته‌اند. این روزها هم در حال گسترش در غرب جنگل‌های گیلان هستند.
 به اعتقاد معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیات‌وحش سازمان محیط‌زیست قدرت تکثیر و زادوولد آنها به‌شدت بالا نیست؛ اما ازاین‌جهت که با یکسری گونه‌های بومی ایران آشیان اکولوژیک یکسان دارند، حضورشان در جنگل‌های ایران خطرساز است.

 

سنجاب درختی یا اشگول در همان آشکوب (طبقه تشکیل‌شده از تاج درختان در یک توده جنگلی اُشکوب نامیده می‌شود) جنگلی زندگی می‌کند که راکون به سر می‌برد. از نگاه صفایی قابلیت استفاده از دست‌وپا توسط راکون، توانایی زیادی به این حیوان در جریان رقابت برای ادامه زندگی می‌دهد و چون این پستاندار از تخم پرندگان و خزندگان استفاده می‌کند، حتی می‌توان گفت که ممکن است به جمعیت قرقاول به‌عنوان گونه بومی ایران آسیب وارد کند؛ زیرا محل زیست این پرنده در همان محدوده‌ای است که راکون‌ها تغذیه می‌کنند.

 

زنده‌گیری راکون، دغدغه‌ای جدی


 استفاده از راکون و زنده‌گیری این حیوان در جنگل‌های گیلان مهم‌ترین دغدغه‌ای است که از سوی معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیات‌وحش سازمان محیط‌زیست مطرح می‌شود؛ زیرا اگر این‌گونه به دلیل خستگی صاحب آن در طبیعت رهاسازی شود، ممکن است به سایر اکوسیستم‌های طبیعی هم آسیب وارد کند. پارامترهای محیطی زیست راکون در زیستگاه اصلی‌اش یعنی آمریکا بیشتر منطبق بر جنگل‌های شمال است؛ اما ازآنجاکه قدرت سازگاری این پستاندار بسیار بالا بوده و همه‌چیزخوار است، به‌سادگی جفت‌گیری می‌کند و نوزادانش را حتی در محیط شهری هم می‌تواند بزرگ کند، ممکن است انتقال این‌گونه به سایر مناطق کشور، برای دیگر اکوسیستم‌ها از جمله جنگل‌های زاگرسی - اگرچه زیستگاه مطلوبش نیست - هم مشکل‌آفرین شود.


 به گفته صفایی این موجود بومی آمریکای شمالی در زادگاه اصلی خود به یک معضل تبدیل شده است و مثل ایران که روباه و شغال در سطح شهر داریم و سگ‌ها و گربه‌ها از سطل‌های زباله تغذیه می‌کنند، در آمریکا راکون‌ها به سطل‌های زباله پناه برده و زندگی خود را می‌گذرانند؛ در نتیجه این احتمال وجود دارد که نقل‌وانتقال این‌گونه، زمینه بروز آسیب به حیوانات شهری ایران را هم فراهم کند.

 

 استقرار گونه‌ای مهاجم در شمال


 فرشاد اسکندری، کارشناس حیات وحش در گفت‌وگو با هفت صبح، راکون را گونه مهاجم بسیار باهوشی توصیف می‌کند که حتی در زیستگاه اصلی‌اش، مبارزاتی برای مقابله با افزایش جمعیت آن در جریان است. او رژیم غذایی گسترده شامل گوشت‌خواری و گیاه‌خواری، تغذیه از تخم پرندگان، شکار پستانداران کوچک و خزندگان را رمز موفقیت این‌گونه می‌داند؛ زیرا سبب می‌شود که راکون خود را به‌شدت با محیطی که در آن زندگی می‌کند، سازگار کرده و سریع گسترش یابد. به‌این‌ترتیب آشیان اکولوژیک سایر گونه‌ها را هم از آنها می‌گیرد و یکسری آسیب‌ها به وجود خواهد آورد؛ اما درباره میزان آسیب‌های این‌گونه بر طبیعت ایران، مطالعات دقیقی انجام نشده است.


 به گفته این کارشناس حیات‌وحش، گزارش‌هایی از حضور راکون در فیروزکوه، بوشهر، کردستان یا سنندج هم وجود داشته؛ اما این حضور به دلیل زادوولد و مهاجرت این‌گونه از جنگل‌های هیرکانی نبوده است؛ بلکه این قاچاقچیان بوده‌اند که زحمت زنده‌گیری و انتقال این پستاندار غیربومی به سایر استان‌ها را کشیده‌اند و نوزادان آنها را به دلیل قیافه بامزه و وجود یک شخصیت کارتونی، به‌عنوان حیوان خانگی به فروش رسانده‌اند.
 او می‌گوید که احتمال فرار حیوان یا رهاشدن راکون در طبیعت بعد از خسته شدن خریداران؛ در مناطقی خارج از شمال کشور هم وجود دارد و اگر چنین اتفاقی رخ دهد، باعث می‌شود که جمعیت این پستاندار در ایران به یکباره زیاد شده و این‌گونه از رویشگاه‌های دیگر هم سر در بیاورد.

 

 احتمال انقراض محلی برخی گونه‌ها


 اسکندری راکون را گونه‌ای اگرسیو (عصبی) توصیف می‎کند که می‌تواند با گازگرفتن سایر حیوانات، زمینه انتقال هاری به دیگر موجودات از جمله انسان را فراهم کند. البته هنوز گزارشی از اینکه گازگرفتگی توسط راکون داشته باشیم، وجود ندارد؛ اما ممکن است خودش یک عامل ثانویه باشد و از طریق آن، گونه‌های دیگر را مبتلا کند. موضوع دیگر مرتبط با زندگی راکون در ایران هم به آسیب‌های احتمالی وارده به گونه‌های بومی باز می‌گردد. قرقاول در ایران یک‌گونه حفاظت شده است و باید دید که راکون‌ها چه میزان از تخم این‌گونه حفاظت شده یا سایر پرندگان تغذیه می‌کنند. زیرا این پستاندار می‌تواند از درخت بالا برود، روی زمین زندگی کند و جثه‌اش به‌اندازه‌ای است که حتی قدرت رقابت با سایر گونه‌ها را دارد.

 

زنگ خطر به صدا درآمده است


 اسکندری حضور راکون در ایران را عاملی برای به صدا درآمدن زنگ خطر اعلام می‌کند و یادآور می‌شود که نباید مطالعه درباره این‌گونه را تا زمانی که به بحران نرسیده‎ایم، به تعویق بیندازیم؛ زیرا یک‌گونه مفید با جابه‌جایی کوچک می‌تواند به‌سرعت به‌گونه‌ای مضر تبدیل شود؛ بنابراین دراین‌رابطه باید علاوه بر انجام مطالعه، اطلاع‌رسانی کنیم. درحالی‌که اکولوژیست‌های ایران در حوزه کاری خود صرفاً به سراغ گونه‌های در معرض خطر انقراض می‌روند.


 او معتقد است که باید یک جایی اکولوژیست‌های ایران تغییر رویه بدهند و به دنبال گونه‌ای بروند که به طبیعت آسیب می‌رساند؛ اما متأسفانه سازمان محیط‌زیست تا زمانی که چیزی تبدیل به بحران نشود، سراغش نمی‌رود. راکون هم جزو همان چیزهاست که امیدوار است راهکاری برای این معضل پیدا شود.


 اگرچه کارشناسان بر این باورند که در ارتباط با جمعیت و پراکنش راکون‌ها در ایران کار جدی انجام نشده است؛ اما حمید ظهرابی معاون محیط‌زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست خبر داده که در حوزه کنترل گونه‌های مهاجم در دولت چهاردهم اقدامات از یک‌گونه به پنج گونه شامل کاراس، نوتریا، راکون و قزل‌آلای رنگین‌کمان توسعه‌یافته است. حال باید منتظر ماند و دید که آیا سازمان محیط‌زیست از برنامه‌هایش برای مقابله با توسعه و تکثیر این پستاندار بومی آمریکای شمالی در کشور رونمایی می‌کند یا خیر؟