
هفت صبح| غلامرضا قاسمیان، چهرهای است که تقریبا هر چند روز یک بار مورد توجه رسانهها قرار میگیرد و انگار خودش هم میخواهد که همواره چهرهای جنجالی باشد؛ چه آنکه کوشش مستمر او در حمله به تیم مذاکرهکننده و حتی اصل مذاکره، حکایت از چنین قصدی دارد. قاسمیان در تازهترین اظهارنظر خود گفته است:«مذاکرهکنندگان آدمهای بدی نیستند و کارشان را از سر دلسوزی انجام دادند، اما اینها به شبکهای وصل هستند که به جریان یهود میرسند؛
یعنی این جریان عین قرآن است که به جریان فی قلوبهم مرض میرسد و سپس به منافقین و فوق تخصص نفاق میرسد که پشت سر آن رسانهها هستند. سرانجام هم به جریان زیرزمینی یهود میرسد». این روش که از برخی روایات دینی تفسیر به مطلوب شود، چندی است که در بین چهرههای سیاسی رواج یافته که مورد نظر بسیاری از فقها و کارشناسان دینی قرار گرفته است و حالا قاسمیان نیز میکوشد مصادیق را در کسانی پیدا کند که با آنها زاویه فکری دارد.
از مذاکره حرام است تا کار از دست در رفته!
این اولینبار نیست که قاسمیان علیه تیم مذاکرهکننده حمله میکند. در میانه خرداد بود که او گفت: «قرآن میگوید صلح پایدار در جنگ است، نه مذاکره؛ با دشمن، ابراهیموار بجنگ، باشد که خدا بین شما و دشمن مودت ایجاد کند. دلیلی نداریم بگوییم مذاکرهکنندگان خائن هستند، اما بیباور هستند و اصلا سنن الهی را باور ندارند». او در ادامه همین سخنرانی گفته بود که مذاکره «حرام» است. او پرسشی را هم مطرح کرد و گفت: «...میپرسید مگر [مذاکره] به اجازه رهبری نیست؟
برخی با خوشخیالی فکر میکنند همهچیز تحت کنترل است! نهجالبلاغه را بخوانید، میبینید کار از دست امیرالمومنین هم در رفته!» ادعای سنگین قاسمیان باعث شد که حتی خود اصولگرایان نیز بر او نقد کردند و گفتند که رهبر انقلاب با هوشمندی کامل در جریان امور قرار دارند و این ادعا که کار از دست ایشان در رفته از یک سو نادرست و بیمبناست و از سوی دیگر نادیدهگرفتن نقش موثر ایشان در اداره امور است. همانطور که گفته شد، او حالا مذاکرهکنندگان را متصل به جریانهای یهودی میداند؛ ادعایی که میتواند اصلا افترا محسوب شود. او در همین چندماه اخیر مدعی شد که بر اساس حکم قرآن باید روحانی و ظریف اعدام شوند: «حکم قطعی قرآن، اعدام روحانی و ظریف است. هرچند مردم حق این کار را ندارند و ما از قوه قضائیه این درخواست را داریم که دهان اینها را گل بگیرد».
بازداشت در عربستان
سخنان قاسمیان بعضا هزینه هم بر دوش جمهوری اسلامی گذاشته است. یک سال پیش بود که او در مکه از خودش فیلم گرفت و گفت: «عزیزان از این به بعد بهجای آنکه لازم باشد بخواهند بروند آنتالیا میتوانند به مکه و مدینه سفر کنند. کاسبان و غاصبان قبله، شرایط خوبی را فراهم کردهاند؛ قمارخانهها، مراکز فحشا، کنسرتهای رکیک، همه آماده شده و دارد به تنظیمات کارخانه بنیامیه برمیگردد». این سخنان باعث شد که دولت عربستان او را بازداشت کند. زیرا از یک سو یک ادعای عجیب مطرح کرده بود که عربستان غاصب مکه است و از سوی دیگر دولت عربستان را متهم به فسق و فجور میکرد. به هر حال بازداشت او باعث شد که دستگاه دیپلماسی وارد عمل شود و آن طور که گفته میشود قاسمیان با رایزنیهای وزارت خارجه ایران آزاد شد. در واقع اویی که بهشدت مخالف مذاکرات است با مذاکره از بند بیرون آمد!
شرکت در انتخابات شوراها با لیست چمران
سابقه قاسمیان اما به همسویی با قالیباف بر میگردد؛ همسویی که از دوران شهرداری قالیباف شروع شد اما به تدریج این شرایط تغییر و قاسمیان سعی کرد خود را در رادیکالترین وجه اصولگرایی تعریف کند؛ بهنحوی که حالا خود اصولگرایان نیز از منتقدان جدی او هستند. او حتی در سال 96 در کنار مهدی چمران و دیگر چهرههای نزدیک به قالیباف در انتخابات شوراهای شهر شرکت کرد و بدون عبا و عمامه برای ثبتنام به وزارت کشور رفت تا در لیستی به سرلیستی چمران نامزد شود که البته نه او بلکه همه اصولگرایان در تهران رأی نیاوردند و انتخابات را به لیست امید اصلاحطلبان باختند.
حمله به سفارت انگلستان و عربستان
البته رگههای تندروی در قاسمیان به پیش از همراهی با تیم قالیباف نیز برمیگردد؛ مشخصا در ماجرای حمله به سفارت انگلستان که برخی اتحادیههای دانشجویی مقابل سفارت این کشور حاضر شدند و در ابتدا چند نفر از فعالان دانشجویی به نمایندگی از جمع دانشجویی و مردمی که در آنجا حاضر بودند سخنرانی کردند و در ادامه غلامرضا قاسمیان سخن گفت و تقریبا بعد از سخنرانی او فشار حاضرین برای ورود به سفارت آغاز شد و موج اول دانشجویان وارد سفارت شدند.
قاسمیان در جریان حمله به سفارت عربستان در سال 94 هم حضور داشت. جواد موگویی، مستندساز اصولگرا بعد از این حمله نوشت: «آن شب، جناب قاسمیان در یک سخنرانی آتشین، بحث دوگانه انقلابیگری-دیپلماسی را مطرح میکند. سپس جوانان هیئت خشمگین از اعدام شیخ نمر، راهی سفارت عربستان شده و آنجا را به آتش میکشند». نکته جالب آن است که رهبر شهید انقلاب هم حمله به سفارت عربستان را در تاریخ 16 مرداد سال 91 تندروی توصیف کردند و هم در 30 دی سال 94 حمله به سفارت عربستان را نادرست و به ضرر ایران و اسلام دانستند.
سخن ایشان درست هم بود، زیرا تجربه نشان داد که در حمله به سفارت این دو کشور چه هزینههای گزافی بر کشور تحمیل شد و برای عادیسازی روابط با انگلستان و عربستان دستگاه دیپلماسی کشور چه مشقتها کشیدند؛ با این حال قاسمیان انگار از حمله به سفارت پشیمان نشده است. زیرا سه سال پیش یعنی در سال 1402 بار دیگر همراه با عدهای اینبار مقابل سفارت سوئد حاضر شد. البته تجمع مقابل سفارت سوئد برای محکومیت حکم حبس ابد حمید نوری که دادگاهی سوئدی صادر کرده بود، به معنای دقیق حمله نبود اما حضور قاسمیان مقابل یک سفارت دیگر برای افکار عمومی و رسانهها جلب نظر میکرد.
آغاز شهرت با حضور در صداوسیما
گرچه قاسمیان برای طیف خاص مطرح بود اما معروفیت او برای عموم مردم به دلیل حضورش در صداوسیما بود. به نوعی میتوان گفت که از همین مقطع است که او دیگر یکسره سعی میکند خود را در طیف سوپرانقلابی تعریف کند زیرا رویکرد صداوسیما نیز عمدتا چنین است. او در سال 98 در برنامه مذهبی «ماه من» حاضر شد و در همان برنامه مدعی «فتح مکه» از سوی ایران پیش از ظهور شد.
او در یکی از جلسات سخنرانیاش که در فضای مجازی دست به دست میشود، گفته است: «اسرائیل ۳ سال دیگر بیشتر عمر نمیکند و نیازی به جنگ هم نیست؛ خودشان نابود خواهند شد. بعد از نابودی اسرائیل برای جنگ آخر و قبل از ظهور حضرت به جنگ با عربستان میرویم و مکه را فتح میکنیم. عربستان، اطراف مسجدالحرام را تکتیرانداز مستقر کردهاند برای زمان ظهور حضرت». همین سخنان قاسمیان هم دردسر ایجاد کرد، زیرا در میانه مذاکرات برای احیای روابط با عربستان، مسیر مذاکرات با ابراز چنین سخنانی از رسانه رسمی جمهوری اسلامی ایران، باعث شد تا چالشهایی در مسیر احیای روابط ایجاد شود.
از آوازخوانی تا حضور مستمر در صداوسیما
قاسمیان اما میخواست در کنار سخنان رادیکال خود چهرهای عمومی نیز از خود بسازد. او به برنامه «محفل» رفت و در این برنامه که با شرکت قاریان ایرانی و غیرایرانی برگزار میشد، به عنوان داور حضور داشت. نکته جالب آنکه قاسمیان که از گذشته به آوازخوانی علاقه داشته است، در همین برنامه نیز گاه و بیگاه میزند زیر آواز و بعضا تصنیفهایی را اجرا میکند که برای نخستین محمدرضا شجریان اجرا کرده است. قاسمیان گاهی مداحی میکند و گاهی آواز دستگاهی میخواند و بعضا هم آهنگهای شاد میخواند و بسیاری او را به همین دلیل شناختند و معروف شد به روحانی آوازهخوان. این تصویری متفاوت بود از یک روحانی. اما قاسمیان در حوزه فکری-عملی در همان مسیر سفت و سختی میرفت که رادیکالترین نیروهای سیاسی میروند.
دفاع از چندهمسری
حواشی دیگری هم درباره قاسمیان وجود دارد؛ از جمله آنکه او یکی از مدافعان چند همسری است. قاسمیان در اینباره گفته بود: «ما سال ۷۰ به مناطق محروم میرفتیم و اصلا در آنجا تعدد زوجات اقدام بدی نبود البته خانمهایی هم که راضی نیستند مجبور نیستند همسر دوم شوند و این موضوع را قبول کنند. من جایی داشتم درباره تعدد زوجات صحبت میکردم، خانمها شروع کردند به اِشکال و اعتراض بعد از اینکه به آنها پاسخ دادم، یک عده دیگر از خانمها دست بلند کردند گفتند این خانمها با این سوال، توفیق همسر شدن را از ما میگیرند، برای من خیلی عجیب بود که خود خانمها چنین اعتراضی کردند».
دفاع از وجود خانههای عفاف
یکی دیگر از مواضع او که با واکنشهای زیادی همراه بود؛ دفاعش از وجود خانههای عفاف بود. یک بار قاسمیان به همراه محمد دلاوری، مجری پیشین صداوسیما، به یکی از محلههای تهران رفته بود و میگفت اینجا پناهگاههای زنان خیابانی است. دلاوری گفت این همان خانه عفاف است و قاسمیان پاسخ داد بله و اقدامی هوشمندانه بوده است.
مواضع قاسمیان و تحمیل هزینه بر مردم
غلامرضا قاسمیان چهرهای است که وجوه خاصی از نظر شخصیتی دارد که میتواند برای مخاطب جذاب باشد اما مواضع او به ویژه در حوزه سیاست خارجی و اقداماتی که انجام داده است، عملا باعث شده که هزینههایی بر کشور تحمیل شود؛ از نقشش در حمله به سفارتهای انگلستان و عربستان گرفته تا حمله به اصل مذاکرات و تیم مذاکرهکننده. نکته مهم آن است که مشخصا نظرات قاسمیان در حوزه مذاکره خلاف آنچه است که رهبر انقلاب در پیامهایشان مورد اشاره قرار دادهاند؛ به ویژه آنکه قاسمیان در شرایطی به تیم مذاکره میگوید متصل به جریانات یهودی که رهبر انقلاب در پیام اخیرشان از تیم مذاکرهکننده حمایت کرده بودند یا زیر سوال بردن اصل مذاکره در تضاد با اجازه رهبری است. مسئله در ارتباط با قاسمیان آن است که چرا بعضا مجموعه نظام و مردم باید هزینه مواضعی غیراصولی فردی را بدهند که به طور مدام در صداوسیما تریبون هم دارد؟



