گروه سیاسی |  وضعیت جنگ ایران و آمریکا به نقطه‌ای مبهم رسیده است؛ نه به طور دقیق می‌توان گفت که این جنگ ادامه خواهد داشت و بلکه گسترده می‌شود و نه می‌توان چنین مطرح کرد دو کشور در مسیر توافق و خاتمه جنگ قرار دارند؛ مسئله جایی پیچیده‌تر می‌شود که درباره چگونگی اداره تنگه هرمز اختلافات به بالاترین سطح خود رسیده است و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که می‌توانست قدری اختلافات در این موضوع را کم کند نیز با شروع دوباره درگیری‌ها عملا از بین رفته است.

بسیاری از کارشناسان باور دارند که تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا به دلیل داشتن خلأهای بسیار در عمل نتوانست شرایطی پایدار را میان دو کشور فراهم کند و برخی نیز معتقدند آمریکا از ابتدا با طرح تفاهم‌نامه قصد داشت برای خود زمان بخرد تا از یک‌سو کمبودهای نظامی‌اش را جبران کند و از سوی دیگر مقطع جام جهانی فوتبال را هم سپری کند تا در ادامه بار دیگر علیه ایران به جنگ ادامه دهد. حالا به نظر می‌رسد دیدگاه اخیر نزدیک‌تر به واقعیت بوده است زیرا آمریکا در حدود 10 روز پیش از پایان جام‌جهانی حملات خود را عمدتا در بخش‌های جنوبی ایران آغاز کرد. حالا پرسش آن است که اولا، سرنوشت تفاهم‌نامه امضاشده میان دو کشور چه می‌شود و آیا هنوز می‌توان گفت که به قوت خود باقی است؟ و ثانیا، آیا جنگ میان ایران و آمریکا به سمت گسترده ‌شدن می‌رود یا می‌توان امید به پایان مجادله نظامی دو کشور داشت و اگر جنگ تمام شود، با چه شرایطی این حالت رخ خواهد داد؟

 

‌ ایران و آمریکا تمایلی به جنگ گسترده ندارند


علی بیگدلی، استاد دانشگاه و کارشناس حوزه سیاست خارجی، در پاسخ به این پرسش که وضعیت میان ایران و آمریکا را چه‌طور ارزیابی می‌کند و چه قدر محتمل است بار دیگر جنگی گسترده در بگیرد، به «هفت‌صبح» گفت:«هم ایران و هم آمریکا تمایلی به ورود به یک جنگ تمام‌عیار ندارند. اقداماتی که آمریکایی‌ها انجام می‌دهند، مشابه آنچه در جنگ‌های ۴۰ روزه و ۱۲ روزه دیده شد، نیست و بعید است که قصد ورود به یک جنگ فراگیر با ایران را داشته باشند. اخیرا مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز به این موضوع اشاره کرده است. واقعیت این است که هرگاه راهکارهای میدانی کارآمد نباشد، باید به سمت دیپلماسی حرکت کرد. اگر وارد یک جنگ تمام‌عیار شویم، این وضعیت نه به نفع ایران است و نه به نفع آمریکا زیرا ترامپ نیز در داخل آمریکا با فشارهای شدیدی مواجه است. به همین دلیل، به نظر من، سطح تنش‌ها در نهایت کاهش خواهد یافت».

 

 روند دیپلماسی آغاز شود، باز هم به تفاهم‌نامه رجوع خواهد شد


او ادامه داد: «تفاهم‌نامه‌ای که به امضای روسای جمهور دو کشور رسید، اگرچه هیچ‌یک از طرفین تمایل چندانی به اجرای کامل آن ندارند، اما هر دو ناچارند برای حل اختلافات به همان تفاهم‌نامه رجوع کنند. در این میان، بندهای ۲ و ۵ از اهمیت بیشتری برخوردارند. هر یک از دو طرف، دیگری را به نقض تفاهم‌نامه متهم می‌کند، اما اگر روند دیپلماسی دوباره آغاز شود، ناگزیر خواهند بود مذاکرات را بر پایه همان تفاهم‌نامه ادامه دهند. ممکن است در مفاد آن تغییراتی ایجاد شود، اما مبنای اصلی مذاکرات همچنان همان تفاهم‌نامه خواهد بود».

 

 آمریکا تلاش می‌کند اجماع منطقه‌ای علیه ایران شکل دهد


این کارشناس حوزه سیاست خارجی همچنین بیان کرد: «ایران نیز می‌تواند بپذیرد که اِعمال حاکمیتش در تنگه هرمز به محدوده آب‌های تحت حاکمیت خود باشد. از سوی دیگر، آمریکایی‌ها در تلاش‌اند اجماع منطقه‌ای علیه ایران ایجاد کنند. در چنین شرایطی، راهی جز رسیدن به توافق وجود ندارد. جامعه نیز توان تحمل هزینه‌های سنگین یک جنگ را ندارد و با توجه به موج گسترده بیکاری و مشکلات اقتصادی، ممکن است بار دیگر شاهد شکل‌گیری اعتراضات باشیم».

 

 ناچاریم بر تنگه هرمز نظارت داشته باشیم


او درباره حق حاکمیت ایران و عمان بر تنگه هرمز مطرح کرد: «بر اساس بند ۵ تفاهم‌نامه، قرار بود موانع تردد کشتی‌ها برطرف شود و ایران نیز با عمان وارد مذاکره شود. ما چندین بار با عمان مذاکره کردیم، اما طرف عمانی اعلام کرد که از پروتکل‌های بین‌المللی تبعیت می‌کند و بر اساس حقوق بین‌الملل، اعمال حاکمیت فراتر از محدوده فلات قاره امکان‌پذیر نیست. در حال حاضر، ما بیش از ۴۰ کیلومتر فراتر از آن محدوده فعالیت می‌کنیم و همین موضوع عمان را نیز تحت فشار قرار داده است. این وضعیت، شرایط را دشوار کرده است. از سوی دیگر، چون خود ما نیز تحت فشار قرار داریم، ناچار شده‌ایم بر تنگه هرمز نظارت داشته باشیم؛ به همین دلیل، گاهی متناسب با شرایط روز، سخنانی مطرح می‌شود که با واقعیت‌های موجود فاصله دارد».

 

بسته‌شدن باب‌المندب مشکل ما را حل نمی‌کند


بیگدلی در پایان در پاسخ به این پرسش که شرایط تنگه باب‌المندب به چه سمتی خواهد رفت، توضیح داد: «درگیری ما با کشورهای منطقه به‌ویژه عربستان، باعث شد کشورهای عربی به‌سمت گسترش همکاری با دیگر کشورها حرکت کنند. برای نمونه، مذاکراتی با ترکیه انجام شد. سال گذشته نیز قراردادی میان پاکستان و عربستان منعقد شد و اکنون نیروهای عربستان و یمن در منطقه مستقر هستند و این احتمال وجود دارد که نیروهای یمنی با سربازان پاکستانی درگیر شوند.

 

از سوی دیگر، پاکستان یک قدرت هسته‌ای است و به همین دلیل ما نیز کمتر به‌سمت عربستان شلیک زیرا میان عربستان و پاکستان قرارداد نظامی وجود دارد. حوثی‌ها نیز دیگر نمی‌توانند مانند گذشته بر باب‌المندب تسلط پیدا کنند و حتی اگر دوباره چنین تسلطی به دست آورند، باز هم مشکلی از مشکلات ما حل نخواهد شد. بنابراین، هر اقدامی که حوثی‌ها انجام دهند، لزوما به حل مشکلات ایران منجر نمی‌شود».