رویش ویلا پس از خروج دامداران از جنگل
تاکید فعالان محیط زیست بر تاثیر مثبت کود حیوانی بر حاصلخیزی خاک جنگل، صرفا دستاویزی برای دفاع از حضور دامداران در این اکوسیستم ارزشمند است
هفت صبح| شهرکسازی در اراضی طرح ساماندهی خروج دام از جنگل، به دستاویزی تبدیل شده تا چریدن دام در هیرکانی توجیه شود. گاو و گوسفندانی که حق حیاتوحش را میخورند و دیگر غذایی برای آنها باقی نمیگذارند، این روزها مورد حمایت فعالان محیط زیست قرار گرفتهاند. برخی کنشگران مدعی هستند که دامداری در جنگل، دارای نظامی بوده که به حفاظت بهتر از این اکوسیستم کمک میکرده و کود حاصل از تردد دامها هم زمینه حاصلخیزی خاک جنگل را فراهم میکند اما از نگاه متخصصان جنگلداری، حضور دام در این اکوسیستم رقابت بین حیات وحش و این گونه اهلی را تشدید میکند و امکان تداوم حیات جنگلهای هیرکانی را به دلیل حذف نهالهای جوان، در درازمدت از بین میبرد. اگرچه زمینهای تحویل شده به دامداران، تغییر کاربری داده شده اما از نگاه کارشناسان، طرح اجرا شده برای خروج دام از جنگل، بهطور قطع یک طرح شکست خورده نامیده نمیشود.
دههها جولان دامهای اهلی در دل جنگلهای انبوه هیرکانی، تصمیمسازان را بر آن داشت که برای خروج دام و جنگلنشینهای تک خانوار جنگل چارهای بیاندیشند. بیش از سه دهه قبل، طرحی برای خروج دام اهلی از جنگل کلید خورد و بخشی از اراضی جنگلی به اسکان دامداران جنگلنشین اختصاص یافت؛ اما فقط گذشت چند دهه کافی بود که سر و کله بورس بازان زمین پیدا شود و اراضی اختصاص یافته به دامداران تبدیل به ویلاهایی برای خوشنشینهای شهری شده و بافت روستاهای شمال کشور را با تغییر مواجه کند.
همین تحولات، به دستاویزی برای برخی کنشگران محیط زیست تبدیل شده تا تمام قد از حضور دام در جنگل دفاع کنند. آنها دامها را عاملی برای تولید کود و تقویت خاک جنگل معرفی میکنند! دامداران را ناظر و حافظ جنگل میخوانند و بر این باورند که دولتیها با بهانههای مختلف دامداران را از جنگل بیرون کردهاند تا هربلایی دلشان میخواهد بر سر جنگلها بیاورند اما آیا مطالعات هم ادعای این افراد را ثابت میکند؟ چرا کارشناسان جنگل اصرار دارند که دامدار و دام اهلی نباید در اکوسیستم غنی و ارزشمند جنگلهای هیرکانی حضور داشته باشد؟
خوردن حق حیات وحش توسط دام اهلی
وحید اعتماد اکولوژیست جنگل و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در گفتوگو با هفت صبح توضیح میدهد که جنگل اکوسیستمی با جانوران زیاد است که برخی از این جانداران همه چیزخوار، برخی علفخوار و عدهای هم گوشتخوار هستند. ولی تراکم این زیستمندان آنقدر زیاد نیست که حرکت طبیعی اکوسیستمهای جنگلی را به مخاطره بیاندازد.او میگوید که در کشوری مثل آلمان که دام اهلی در جنگلهایش حضور ندارد، تعداد شوکاهای این اکوسیستم سرشماری میشوند تا اگر جمعیتشان زیاد بود، چند تایی را به دست شکارچیان بسپارند.
آنها میخواهند با این روش، تعادل و توازنی بین زادآوری و لگدمال کردن و از بین بردن جنگل، توسط حیات وحش ایجاد کنند. به گفته اعتماد، اگرچه دام کود تولید میکند اما دامدارهای ساکن جنگل به دلیل ارتباط با جامعه انسانی پایین دست به مراکزی تبدیل میشوند که شکارچیان در آنجا حضور مییابند. مهمانان این دامداران اکثر شکارچیانی هستند که حیات وحش جنگل را شکار میکنند. او بارها در جنگل آموزشی خیرودکنار نوشهر متعلق به دانشگاه تهران، شکارچیان دارای اسلحه را بازداشت کرده است و بر اساس تجربیاتش، اینچنین نتیجه میگیرد که دامداران داخل جنگل، میتوانند یکی از کانونهای خطرساز برای حیات وحش این اکوسیستم به شمار بیایند.
رقابت دام اهلی و حیات وحش
به اعتقاد این اکولوژیست جنگل، چرای 300 تا 400 گوسفند در جنگل، یک رقابت جدی بین حیات وحش و دام اهلی ایجاد میکند و گوسفندان، علوفهای که باید برای حیات وحش در جنگل باقی بماند را مصرف میکنند. اثر مثبت کود دامها بر خاک جنگل هم بیشتر، دستاویزی برای مجاز شمردن فعالیت دامداران در جنگل است. در حالی که دو پادشاه در یک اقلیم نمیگنجند.
او حذف نهالهای جنگل و طبقات قطری پایین (از صفر تا 25 سانتیمتر) در پای درختان هیرکانی را ناشی از فشار دام میداند. اعتماد تاکید میکند که اگرچه اثرات نبود درختان جوان در جنگل، در کوتاه مدت دیده نمیشود اما سالها بعد حتما اثراتش آشکار میشود. زیرا پای درختان جنگلی در مرحله کهنسالی باید زادآوری فراوانی داشته باشیم، در حالی که در سری پاتوم جنگل خیرودکنار نوشهر که پنج ماه از سال شاهد حضور دام هستیم، هیچ نهالی دیده نمیشود و عرصه خالی از زادآوری است. به همین خاطر دانشگاه تهران در دهه 90 بهرهبرداری از این سری را متوقف میکند.
نبود استراتژی مناسب برای خروج دام از جنگل
اگرچه امروز بسیاری از زمینهای اختصاص یافته به دامداران ساکن جنگل برای خروج آنها از این اکوسیستم، تبدیل به ویلا شدهاند اما ابراهیم محمودپور کارشناس مسائل اقتصادی-اجتماعی جنگل در گفتوگو با هفتصبح تاکید میکند که طرح خروج دام از جنگل را نمیتوان یک طرح شکست خورده نامید. او درباره دلایل انحراف این طرح میگوید که از ابتدا طرح بر اساس یک استراتژی مناسب تعریف نشده بود. اگرچه برای آن یک پیشفرض ابتدایی تعریف میشود اما هرگز دستورالعمل مناسب بر مبنای این پیشفرض، تولید نمیشود و تصمیمات به صورت گام به گام و نه بر اساس یک طراحی کارشناسی و تئوریک گرفته میشود. در هر گام، اشتباهات قبلی اصلاح میشود و گامهای بعدی تعریف میشود.
واگذاری قطعی زمین به دامداران، اقدامی غلط
این کارشناس مسائل اقتصادی-اجتماعی جنگل، واگذاری قطعی زمین به دامدارانی که از جنگل خارج شده بودند را اقدامی نادرست توصیف میکند. به گفته او، از ابتدا قرار بود که واگذاری اراضی جنگلی بر مبنای ماده 31 و 32 «دستورالعمل اصلاحی ضوابط واگذاری اراضی منابع ملی و دولتی برای طرحهای کشاورزی و غیرکشاورزی» انجام شود. بر اساس این دو ماده، واگذاری زمین به دامداران قطعی نبود و این اراضی در قالب اجاره طولانی مدت و قابل تکرار به افراد تحویل داده میشد. به گفته محمودپور، عاملی که باعث میشود واگذاری قطعی زمین در دستور کار سازمان منابع طبیعی فعلی قرار بگیرد، مراجعات مکرر دامداران به ادارات اجرایی استانهای شمالی و مطالبات متعدد آنها از سازمان منابع طبیعی بوده است.
کارشناسان چهار اداره کل مستقر در استانهای شمالی برای اینکه از دست دامدارانی که در قالب ماده 31 زمین گرفتهاند، خلاص شوند، موضوع واگذاری قطعی زمین به آنها را مطرح میکنند اما از آنجایی که در قوانین مادر، منابع طبیعی اجازه واگذاری زمین به اشخاص را ندارد زیرا این اراضی منابع عمومی هستند، سازمان منابع طبیعی بر اساس یک آییننامه که مربوط به وزارت جهاد کشاورزی بود و مصوبه هیئت دولت داشت، امکان واگذاری قطعی برای زمینهای واگذار شده را فراهم میکند. به این ترتیب واگذاریهای انجام شده، از پشتوانه حقوقی قوی هم برخوردار نیستند.
فروش زمینها توسط اکثر دامداران
این کارشناس مسائل اقتصادی-اجتماعی جنگل میگوید زمینهایی که در اختیار دامداران قرار گرفت، بر اساس ارزش دام و حق علفچر و ... آنها بود. از آنجایی که دامداران ساکن جنگل، قادر نبودند در یک دامداری متمرکز کسب و کار خود را ادامه دهند؛ زمینهای دریافتی را به دلالان فروختند و در اکثر این زمینها، شهرکسازی انجام شد. این اقدامات بعد از واگذاری قطعی زمینهای تحویلی به دامداران انجام شد و اگر قراردادها بر مبنای همان ماده 31 بود، چنین اتفاقاتی رخ نمیداد؛ زیرا طبق این ماده، دامداران تعهد داشتند که در زمینها علوفه کشت کرده و فعالیت کشاورزی انجام دهند.
محمودپور اگرچه در گروه منتقدین تغییر قوانین واگذاری زمین قرار دارد و بر این باور است که نباید زمینها را به صورت قطعی به دامداران واگذار میکردند اما تاکید میکند که طرح خروج دام از جنگل، طرحی شکست خورده نیست زیرا گروه کمی از دامداران، مجددا به جنگل بازگشتهاند.
تلاش برای جذب بودجه، عامل انحراف طرح
به اعتقاد این کارشناس مسائل اقتصادی-اجتماعی جنگل، مجموعه تحولاتی رخ میدهد که طرح خروج دام از جنگل از اهداف اولیه خود فاصله میگیرد. بارها نام این طرح تغییر میکند. در ابتدا عنوان طرح مسائل اقتصادی و اجتماعی جنگل بوده که بعدها به ساماندهی خروج دام از جنگل و نهایتا خروج دام تغییر مییابد. با قیچی شدن نام طرح، مسائل مرتبط با آن هم در بخش اجرا دچار تحولات میشود.
وقتی طرح دست وزارت جهادسازندگی میافتد، افرادی به دنبال این میروند که طرح را به صورت بادکنکی بزرگ کرده و خود را تبلیغ کنند تا برای اجرای طرح بودجه بگیرند. همین اقدامات، طرح خروج دام را از وضعیت کارشناسی خارج میکند. محمودپور کشانده شدن مباحث مربوط به طرح خروج دام از جنگل به مجلس را هم ضربه دیگری برای اعمال نظرات کارشناسی میداند؛ زیرا نمایندگان مجلس که به دلیل یکسری مسائل با دولت و وزرا مشکلاتی داشتند، طرح خروج دام از جنگل را دستاویزی قرار میدهند که با دولت تسویه حساب کنند. در حالی که این طرح در ابعادی نبوده که در مجلس مطرح شود.
اشکالات متعدد طرح از نظر اجتماعی
محمودپور توضیح میدهد که طرح خروج دام از جنگل از نظر اجتماعی اشکالات فراوانی داشته است و او بهعنوان یک جامعه شناس، بارها به همکارانش توضیح داده که نمیتوان با زندگی مردمی که نسلها شیوه خاصی برای امرار معاش داشتهاند، بازی کرد و شیوه زندگی آنها را برهم زد. مسئله طرح خروج دام از جنگل این بوده که افراد را از جنگل بیرون کنند در حالی که نمیتوان هر کسی را از هر جایی بیرون کرد. او ادامه میدهد که دامداران آمادگی اجرای طرح خروج دام از جنگل را نداشتهاند، به همین خاطر زمینهایشان را فروختند اما این به مفهوم بازگشت مجدد آنها به جنگل نیست.
اظهار نظر دقیق، نیازمند انجام مطالعه
این کارشناس مسائل اقتصادی-اجتماعی جنگل، بر مبنای مشاهدات خود احتمال میدهد که عده اندکی از دامداران به جنگل بازگشته باشند و حتی افراد اصلی که از مزایای دولتی برای خروج دامشان بهره بردهاند، دیگر به جنگل برنگشتهاند. بلکه وابستگانشان یا افراد جدید به این اکوسیستم بازگشتهاند. البته او ولی اظهارنظر دقیق در این رابطه را نیازمند انجام مطالعه میداند.
محمودپور با تاکید بر اینکه نباید هرآنچه در گذشته انجام شده را نقد کرد، انجام کار مهندسی در مباحث اجتماعی را محکوم به شکست معرفی میکند، زیرا نمیتوان زندگی مردم را مهندسی کرد. طرح خروج دام از جنگل اگرچه از نظر فنی مشکلات فراوانی داشته و به اهداف خود نرسیده است، اما تصمیم درستی بوده که باید با اعمال نظرات کارشناسی اصلاح شده و در سریعترین زمان ممکن، به اتمام برسد. حضور دام در جنگل، زخمی بر پیشانی جنگلهای هیرکانی است که باید هرچه سریعتر ترمیم شود.