روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی| یک: رابرت لوئی استیونسن، نویسنده مطرح اسکاتلندی در سال 1886 رمان کوتاه عجیب و نامتعارفی به‌نام «مورد غیرعادی دکتر جکیل و آقای هاید» نوشت، داستان شخصی جاه‌‌طلب و آرمان‌‌خواه به‌نام هنری جکیل که با خلق یک ترکیب شیمیایی، موفق می‌‌شود شخصیت خیر خود را از شخصیت شر جدا کند. اما کم‌‌کم شخصیت شرش رشد می‌‌یابد و موفق می‌‌شود بر تمام وجودش تسلط یابد. داستان به شکل زیبایی دوگانگی شخصیت و قطب‌‌های خیر و شر انسان را به نمایش می‌‌گذارد.

دو: این رمان از همان زمان انتشارش تا به‌‌ حال مورد توجه گسترده قرار گرفته و نقدها و تحلیل‌‌های فراوانی از آن صورت گرفته است. فرویدی‌‌ها آقای هاید را نماد افکار و امیال سرکوب‌شده‌‌ای می‌‌داند که به ضمیر ناخودآگاه عقب رانده می‌‌شوند و در نهایت به شکلی دیگر خود را در شخصیت انسان بروز می‌‌دهند. مسیحیان و تحلیلگران مذهبی هم آقای هاید را نماد شیطانی می‌‌دانند که چون نپذیرفت یک مخلوق صرف است و موجودی واحد نیست، از بهشت رانده شد و همیشه به دنبال انتقام از بشر است.

سه: رمان استیونسن در رسانه‌‌های مختلف بارها اقتباس شده است. در دنیای سینما هم بی‌‌شمار اقتباس سینمایی و تلویزیونی مختلف از این رمان صورت گرفته است. یکی از معروف‌‌ترین و قدرتمندترین آن‌‌ها اقتباس 1931 روبن مامولیان است که یک اسکار و دو نامزدی دریافت کرد و بهترین فیلم از نگاه مخاطبان جشنواره ونیز سال 1932 هم شد.

یکی از ویژگی‌‌های پرقدرت رمان که در اقتباس 1931 حذف شده است، عامل تعلیق و غافلگیری است. تا بخش عمده‌‌ای از رمان، مخاطب نمی‌‌داند دکتر جکیل و آقای هاید در واقع یک شخصیت هستند. این غافلگیری و تعلیق که این آقای هاید مرموز کیست، خود به یکی از عناصر مهم رمان تبدیل می‌‌شود که حتی آن را تا حد یک داستان ترسناک بالا می‌‌برد. اما مامولیان در اقتباس خود این جنبه مهم را نادیده گرفته است. ما همان ابتدا متوجه کشف مهم دکتر جکیل می‌‌شویم و می‌‌دانیم تمام این اتفاقات زیر سر اوست.

چهار: فیلم یک افتتاحیه شاهکار دارد. با زاویه دوربین اول شخص، دکتر جکیل از اتاق خواب خارج می‌‌شود، به سالن می‌‌رود، جلوی آینه خود را مرتب می‌‌کند، سوار کالسکه می‌‌شود و به محل سخنرانی می‌‌رود. اگرچه بعضی جاها برش‌‌هایی دیده می‌‌شود، اما این نمای اول شخص پنج‌‌ دقیقه‌‌ای با توجه به امکانات فیلمسازی آن‌‌زمان، یک دستاورد هنری و فنی فوق‌‌العاده است و بعضی بخش‌‌های آن (مثل قرار گرفتن روبه‌‌روی آینه) حتی مخاطب امروزی را هم حیرت‌‌زده می‌‌کند. دلمر دیوز هم در «گذرگاه تاریک»، فیلم 1947 خود خیلی خوب از نماهای اول شخص استفاده می‌‌کند. اما باید اعتراف کرد کاری که روبن مامولیان شانزده سال زودتر انجام داده، تماشایی‌‌تر و تاثیرگذارتر است.

پنج: از دیگر دستاوردهای فنی قابل توجه فیلم، صحنه‌‌های تبدیل شدن دکتر جکیل به آقای هاید است که در یک نمای ثابت صورت می‌‌گیرد. این ترفند تا سال‌‌ها به رازی کنجکاوی‌برانگیز تبدیل شده بود که هیچ‌‌کس از نحوه پیاده‌‌سازی آن خبر نداشت. در نهایت مامولیان در اواخر دهه 1960 راز آن را فاش کرد. برای ساخت این صحنه از فیلترهای رنگی مختلفی استفاده می‌‌کردند و بسته به نمایی که نیاز داشتند، فیلتر جلوی دوربین تغییر می‌‌‌‌کرد.

شش: دکتر هنری جکیل در فیلم فردی خیرخواه و مهربان است که دغدغه کمک به هم‌‌نوعانش را دارد. در واقع تلاش‌‌های او برای کشف آن ترکیب شیمیایی هم برای این است که بتواند شر را از وجود خود جدا کرده و انسان را به نهایت خیری برساند که ظرفیتش را دارد تا به شکل بهتری در خدمت جامعه باشد.

ولی متاسفانه اوضاع به شکل بدی پیش می‌‌رود و اتفاقا این شر است که سراسر وجود او را می‌‌گیرد. شاید یکی از مشکلات فیلم «دکتر جکیل و آقای هاید» این است که مخاطب نمی‌‌تواند اصرار هنری جکیل به تبدیل شدن به آقای هاید را درک کند. او بعد از این که به قدرت ویران‌‌گر ترکیب شیمیایی تولید شده‌‌اش پی می‌‌برد، چند بار دیگر هم با انتخاب خود به آقای هاید تبدیل می‌‌شود، بدون اینکه هیچ انگیزه مشخصی داشته باشد.

هفت: غیر از حذف عنصر غافلگیری که پیش‌تر اشاره شد، فیلمنامه فیلم در جنبه‌‌های دیگر هم چندان به نسخه اصلی وفادار نیست. به عنوان مثال در رمان استیونسن هیچ خبری از موریل کرو، نامزد هنری و پدر او نیست. این دو شخصیت در اصل از نمایشنامه‌‌ای الهام گرفته شده‌‌اند که تی. آر. سالیوان در سال 1887 با اقتباس از رمان استیونسن نوشته بود.

هشت: جدا از تحسین در جشنواره‌‌ها و مراسم‌‌های مختلف. فیلم از نظر فروش هم خوش درخشید و در فهرست ده فیلم پرفروش برتر سال قرار گرفت. اما این فروش فوق‌‌العاده کمک چندانی به وضعیت پارامونت نکرد و این شرکت کمی بعد به ورشکستگی رسید!

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.