روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون| جمعهای که گذشت پرونده سریال خانگی «خونسرد» به کارگردانی امیرحسین ترابی بسته شد؛ درست در نقطهای که مخاطب پی به سرنوشت شخصیتها برد و با رونمایی از شمایل متفاوت سارا بهرامی، شستش خبردار شد که احتمالا «خونسرد» فصل دوم هم خواهد داشت. این سریال چگونه به پایان رسید؟ گزارش هفتصبح را بخوانید.
مورد اول| برای امیر
«خونسرد» پنجمین تجربه امیر آقایی از بازی در سریالهای خانگی است. او نقش دکتر کسری کیا را برعهده داشت که از سوی دوستش (سرگرد امیرعلی طلوعی با بازی شهرام حقیقتدوست) دعوت میشود تا در کشف هویت جسد مقتولها به او کمک کند. کسری اما خود یک قاتل است؛ قاتلی که بهجای قانون تصمیم میگیرد و یکتنه کارش را انجام میدهد. او حتی ابایی ندارد تا آدمهای خوب که عامل لو رفتن او هستند را هم بکشد.
کسری برای انجام این کار هر بار به شکل و شمایلی در میآمد و آقایی در جلد شخصیتهای مختلف میرفت و حتی زنپوشی را تجربه کرد. این ایده اما بد اجرا شد و مخاطب از خود میپرسید مثلا وقتی کسری در شمایل یک لات فرو میرود چرا قیافهاش تفاوت چندانی با شمایل همیشگی ندارد. وانگهی بازی آقایی به این ناکامی دامن میزد. سهم آقایی از «خونسرد» زیاد بود تا جایی که در برخی قسمتها دیگر بازیگران اصلی مثل شهرام حقیقتدوست به ندرت دیده میشدند. او اما از این میدان وسیع بهره مناسب را نبرد.
مورد دوم| بدمن ناکام
پازل اتفاقات بهگونهای چیده شده بود تا در قسمت پایانی، انگیزههای دکتر کسری روشن شود. این اتفاق در حالی رخ داد که سرگرد طلوعی پیش از دکتر بهمحل جنایت رفته و پی به ماجرا برده بود. سرگرد، دکتر را روی همان صندلی نشاند که محل قتل طعمههای کسری است. در این سکانس، کسری از سوی دوست خود مورد بازخواست قرار میگیرد که به چه حکمی، قانون را دور زده و... این سکانس پر است از حرفهای قشنگ اما شعاری.
کسری اشارهای کوتاه به کودکی پر از رنج خود میکند و مخاطب پی به انگیزههای او از قتلهای سریالی میبرد. دیالوگهای شعاری و تکراری بههمراه بازی نهچندان خوب امیر آقایی باعث شد این سکانس که سکانس طلایی «خونسرد» است، به دل ننشیند. آقایی بازیگری توانمند است و در طول پخش سریال، مخاطب شاهد لحظات خوبی از بازی او در ارائه احساسهای مختلف بود اما درنهایت نتوانست یک بدمن محبوب باشد. او پیشتر در قسمت پایانی سریال «آقازاده» با شخصیت نیما بحری به چنین موقعیتی دست یافت و مرگ شوکهکنندهاش به همراه صحبتهای احساسی، توانست همراهی طیف زیادی از مخاطبان را برانگیزد.
مورد سوم| تسلسل داستان
یکی دیگر از عوامل ضربه زننده به امیر آقایی در «خونسرد»، تعدد موقعیتهای مشابه بههم است. بعد از چند قسمت مخاطب پی برد دکتر کسری هر بار یک نفر را گیر میاندازد و به قتل میرساند. وقتی نتیجه مشخص است، جذابیت ماجرا از بین میرود. موقعیتهایی مثل احتمال لو رفتن کسری هم آنقدر زیاد نبودند تا به هیجان داستان کمک کند. چند عامل دیگر هم به «خونسرد» لطمه وارد کرد؛ از جمله بازی نهچندان خوب سارا بهرامی که پیشتر دربارهاش نوشتیم. در این میان شهرام حقیقتدوست با خلق شخصیت یک سرگرد دوستداشتنی، گلیم خود را از آب بیرون کشید.
مورد چهارم| پایان بدون هیجان
علاوه بر سکانس هدر رفته دستگیری کسری، گرهگشایی قسمت پایانی «خونسرد» هم از کلیشههای آشنا تبعیت کرد. روایت سرگذشت تلخ دوران کودکی کسری و خواهرش (سارا رسولزاده) که عامل تبدیل دکتر به هیولا است، به دمدستیترین شکل ممکن رخ داد. تازه خود اتفاق هم چیزی شبیه داستانهای فیلمفارسی است! گفتیم هیولا اما در طول 18 قسمت، روی خبیث دکتر به درستی بازنمایی نشد و این یکی دیگر از عوامل موثر در عدم همدلی مخاطب بهحساب میآید.
در قسمت آخر، بیش از 50 پلیس برای دستگیری کسری پشت در انبار متروکه حضور یافتند تا این سوال پیش بیاید که وقتی سرگرد طلوعی او را دستگیر کرده است و میداند غیر از دکتر هیچ کس در محل جرم نیست، آیا به این لشکرکشی نیازی هست؟! سکانس آتش زدن گلخانه توسط فرخ نعمتی که با تمهید جلوههای بصری انجام شد هم بهقدری بیکیفیت بود که مخاطب متوجه باسمهای بودن آن میشد. این جزئیات به سریالی که داعیه اقتباس از سریال محبوب «دکستر» را دارد، بیش از پیش لطمه زد.



