روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی| یک: میگویند گدار همیشه آرزو داشت یک فیلم پرهزینه بسازد، چنین رویایی برای فیلمسازی مثل او که عمدتا فیلمهای کمهزینه میساخت، کاملا منطقی بهنظر میرسید. به لطف همکاری کارلو پونتی، تهیهکننده مطرح ایتالیایی که آثاری چون «جاده»، «آگراندیسمان» و «دکتر ژیواگو» را در کارنامه خود داشت، گدار با فیلم «تحقیر» بالاخره به رویای خود رسید.
«تحقیر» داستان فیلمنامهنویسی بهنام پل (میشل پیکولی) را روایت میکند که همراه با همسر زیبای خود بهنام کامیل (بریژیت باردو) روزگار میگذراند. تا اینکه یک تهیهکننده و سرمایهدار ثروتمند آمریکایی بهنام جرمی پروکاش (جک پالانس) سر میرسد و از او میخواهد فیلمنامهای براساس «ادیسه» هومر برایش بنویسد. فریتز لانگ (با بازی خودش) قرار است کارگردان این پروژه سنگین باشد. اختلافنظر بین پل و کامیل و جرمی، زمینهساز اتفاقات فراوانی میشود و زندگی آرام پل را بههم میریزد.
دو: اولین چیزی که در فیلم «تحقیر» جلب توجه میکند، عشق بیحد و مرز ژان لوک گدار به سینماست، البته این ویژگیاي است که در تمام فیلمسازان موج نوی سینمای فرانسه دیده میشود. آنها با وجود اینکه تمام ساختار سینما را بههم ریختند (گدار معتقد بود یک داستان باید شروع، میانه و پایان داشته باشد
ولی قرار نیست حتما با همین ترتیب ارائه شود)، ولی باز هم از سرسپردگان راستین سینما بودند. اضافه کردن فریتس لانگ ۷۳ ساله که از فیلمسازان بزرگ سینمای کلاسیک بود به این فیلم، نشاندهنده میزان علاقه گدار به دنیای سینماست. او در واقع با این حرکت، به این کارگردان بزرگ و کل سینمای کلاسیک، ادای دین میکند.
بخش عمدهای از فیلم در پشت صحنه تولید یک فیلم سینمایی میگذرد، اصلا شروع فیلم با صحنه تراولینگ یک دوربین فیلمبرداری است. همینها نشان میدهد که شب و روز گدار در سینما میگذشت. گویی اصلا برای فیلمساز شدن به دنیا آمده بود. سینما و تمام تجهیزات فنی و زیباییشناسیاش، برای او غذای روح بودند. شاید اگر سینمایی وجود نداشت، گدار نمیتوانست هیچ کار دیگری انجام دهد.
سه: اما گدار در کنار این نگاه پرشور و تحسینبرانگیز خود به سینما، انتقادات تند و تیزی هم به سرمایهداری و خطر ورود پولهای هنگفت به سازوکار فیلمسازی دارد. جرمی، یک تهیهکننده کوتهفکر و ثروتمند است که هیچ درکی از هنر و سینما ندارد و تنها میخواهد همان ایدهای را که مدنظر داشته است، روی پرده سینما بیاورد. این موضوع در همان اوایل فیلم خود را بهخوبی نشان میدهد. جاییکه جرمی بعد از تماشای راشهایی که لانگ ساخته است، خیلی راحت تمام آنها را دور میریزد و از او میخواهد که همان چیزی را بسازد که از او خواسته بود.
چهار: نکته دردآور این است که پل و لانگ هم چارهای جز پذیرش عقاید او ندارند. جنبه هنری یک فیلم با آنهاست؛ آنها هستند که با فیلمنامه و کارگردانی خود، یک اثر را با نهایت زیبایی روی پرده میآورند، ولی مجبورند کاملا مطیع حرفهای او باشند. چرا که جرمی کلیدیترین عنصر را در ساخت فیلم با خود دارد: سرمایه. گویا گدار همان زمان به خطر وجود سرمایهگذارها در دنیای سینما پی برده و متوجه شده بود چنین چیزی به جنبه هنری سینما لطمه میزند. البته در سینما همیشه بحث سرمایه وجود داشته است. مشکل این بود که در سینمای کلاسیک این سرمایه در قالب استودیوها و شرکتهای عظیم وجود داشت.
اگر نظری هم تحمیل میشد، از جانب یک اتاق فکر و بعد از کلی مشورت بود. ولی از دهه ۱۹۶۰ به بعد، سینما شاخههای مستقلتری هم به خود گرفت. سرمایهدارها از راه رسیدند و فیلمسازان بیشتری به لطف این سرمایهها، فرصت ورود به دنیای سینما را پیدا کردند. «تحقیر» هم درباره جنبههای منفی این نوع سرمایههاست، چیزی که به نوعی باعث تحقیر کارگردانها و نویسندگان میشود. خوشبختانه گدار تا همین چند وقت پیش در قید حیات و خودش شاهد ابتذالی بود که فیلمهای ابرقهرمانی گیشهپسند در دنیای سینما بهوجود آوردهاند!
پنج: فرآیند انتخاب بازیگر فیلم هم گویا چندان بیحاشیه نبوده است. گدار ابتدا کیم نوواک و فرانک سیناترا را برای این فیلم در نظر داشت. ولی هر دو این پیشنهاد را رد کردند. سپس پونتی، سوفیا لورن را پیشنهاد داد که آن زمان همسر خودش بود ولی این بار گدار نپذیرفت. در نهایت قرعه بهنام میشل پیکولی و بریژیت باردو افتاد.
البته این انتخاب هم چندان بیدردسر نبود. پونتی معتقد بود باردو تنها راه نجات این فیلم است و گدار باید تا میتواند از جذابیتهای او استفاده کند! گدار هم مجبور شد به خواسته او تن بدهد. به این ترتیب، به شکلی طعنهآمیز، خود گدار نیز با همان مشکل فیلمنامهنویس و کارگردان فیلم «تحقیر» مواجه شد!
شش: البته تمام اینها در نهایت جواب داد و «تحقیر» با یک میلیون و ششصد هزار دلار فروش، یکی از موفقترین آثار گدار شد. با این وجود، برای فیلمی با بازی بریژیت باردو، این فروش اصلا راضیکننده نبود. «تحقیر» از فیلمهای محبوب مارتین اسکورسیزی هم هست و در خیلی از نظرسنجیها، در فهرست بهترین فیلمهای تاریخ سینما قرار گرفته است.



